جزو «بیست و دو» درس آموزشی از کتاب مقدّس کتاب مقدّس؛ عهد عتیق؛ کامل | Page 489

‎23‎ سروران نيز نشسته ، به ض ّد من سخن گفتند. ليكن بندة تو در فرايض تو تفك ّر مي كند. ‎24‎ شهادات تو نيز ابتهاج من و مشورت دهندگان من بوده اند.
‎25‎ جان من به خاك چسبيده است. مرا موافق كلام خود زنده ساز.
‎26‎ راههاي خود را ذكر كردم و مرا اجابت نمودي. پس فرايض خويش را به من بياموز. ‎27‎ طريق وصاياي خود را به من بفهمان و در كارهاي عجيب تو تف ّكر خواهم نمود.
‎28‎ جان من از حزن گداخته مي شود. مرا موافق كلام خود برپا بدار.
‎29‎ راه دروغ را از من دور كن شريعت خود را به من عنايت فرما. ‎30‎ طريق راستي را اختيار كردم و داوريهاي تو را پيش خود گذاشتم.
‎31‎ به شهادات تو چسبيدم. اي خداوند ما را خجل مساز.
‎32‎ در طريق اوامر تو دوان خواهم رفت ، وقتي كه دل مرا وسعت دادي.
‎33‎ اي خداوند طريق فرايض خود را به من بياموز. پس آنها را تا به آخر نگاه خواهم داشت. ‎34‎ مرا فهم بده و شريعت تو را نگاه خواهم داشت و آن را به تمامي دل خود حفظ خواهم نمود.
‎35‎ مرا در سبيل اوامر خود سالك گردان زيراكه در آن رغبت دارم. ‎36‎ دل مرا به شهادات خود مايل گردان و نه به سوي طمع.
‎37‎ چشمانم را از ديدن بطالت برگردان و در طريق خود مرا زنده ساز.
‎38‎ كلام خود را بر بندة خويش استوار كن ، كه به ترس تو سپرده شده است.
‎39‎ ننگ مرا كه از آن مي ترسم از من دور كن زيرا كه داوريهاي تو نيكو است. ‎40‎ هان به وصاياي تو اشتياق دارم. به حسب عدالت خود مرا زنده ساز.
‎41‎ اي خداوند رحمهاي تو به من برسد و نجات تو به حسب كلام تو.
‎42‎ تا بتوانم ملامت كنندة خود را جواب دهم زيرا بر كلام تو تو�كل دارم.
‎43‎ و كلام راستي را از دهانم ب ّالكل مگير زيرا كه به داوريهاي تو اميدوارم. ‎44‎ و شريعت تو را دائ م ًا نگاه خواهم داشت تا ابدالاباد ،
‎45‎ و به آزادي راه خواهم رفت زيرا كه وصاياي تو را طلبيده ام. ‎46‎ و در شهادات تو به حضور پادشاهان سخن خواهم گفت و خجل نخواهم شد ،
‎47‎ و از وصاياي تو تل ّذذ خواهم يافت كه آنها را دوست مي دارم ؛
‎48‎ و دستهاي خود را به اوامر تو كه دوست مي دارم برخواهم افراشت و در فرايض تو تف ّكر خواهم نمود. ‎49‎ كلام خود را با بندة خويش به ياد آور كه مرا بر آن اميدوار گردانيدي. ‎50‎ اين در مصيبتم تسل ّي من است زيرا قول تو مرا زنده ساخت.
‎51‎ مت ّكبران مرا بسيار استهزا كردند ، ليكن از شريعت تو رونگردانيدم.
‎52‎ اي خداوند داوريهاي تو را از قديم به ياد آوردم و خويشتن را تسل ّي دادم.
‎53‎ حد�ت خشم مرا درگرفته است ، به سبب شريراني كه شريعت تو را ترك كرده اندم. ‎54‎ فرايض تو سرودهاي من گرديد ، در خانة غربت من.
‎55‎ اي خداوندم نام تو را در شب به ياد آوردم و شريعت تو را نگاه داشتم. ‎56‎ اين بهرة من گرديد ، زيراكه وصاياي تو را نگاه داشتم.
‎57‎ خداوند نصيب من است. گفتم كه كلام تو را نگاه خواهم داشت.
‎58‎ رضامندي تو را به تمامي دل خود طلبيدم. به حسب كلام خود بر من رحم فرما.
‎59‎ در راههاي خود تفك ّر كردم و پايهاي خود را به شهادات تو مايل ساختم. ‎60‎ شتابيدم و درنگ نكردم تا اوامر تو را نگاه دارم.
‎61‎ ريسمانهاي شريران مرا احاطه كرد ، ليكن شريعت تو را فراموش نكردم.
‎62‎ در نصف شب برخاستم تا تو را حمد گويم براي داوريهاي عدالت تو.
‎63‎ من همة ترسندگانت را رفيق هستم ، و آناني را كه وصاياي تو را نگاه مي دارند.
‎492‎