جزو «بیست و دو» درس آموزشی از کتاب مقدّس کتاب مقدّس؛ عهد عتیق؛ کامل | Page 488

‎12‎ مثل زنبورها مرا احاطه كردند و مثل آتش خارها را خاموش شدند. زيرا كه به نام خداوند ايشان را هلاك خواهم كرد.
‎13‎ بر من سخت هجوم آوردي تا بيفتم ، ليكن خداوند مرا اعانت نمود. ‎14‎ خداوند قو�ت و سرود من است و نجات من شده است.
‎15‎ آواز تر ّنم و نجات در خيمه هاي عادلان است. دست راست خداوند با شجاعت عمل مي كند. ‎16‎ دست راست خداوند متعال است. دست راست خداوند با شجاعت عمل مي كند.
‎17‎ نمي ميرم بلكه زيست خواهم كرد و كارهاي ياه را ذكر خواهم نمود.
‎18‎ ياه مرا به شدت تنبيه نموده ، ليكن مرا به موت نسپرده است. ‎19‎ دروازه هاي عدالت را براي من بگشاييد! به آنها داخل شده ، ياه را حمد خواهم گفت. ‎20‎ دروازة خداوند اين است. عادلان بدان داخل خواهند شد.
‎21‎ تو را حمد مي گويم زيراكه مرا اجابت فرموده و نجات من شده اي.
‎22‎ سنگي را كه معماران رد كردند ، همان سر زاويه شده است.
‎23‎ اين از جانب خداوند شده و در نظر ما عجيب است. ‎24‎ اين است روزي كه خداوند ظاهركرده است. درآن وجد وشادي خواهيم نمود.
‎25‎ آه اي خداوند نجات ببخش! آه اي خداوند سعادت عطا فرما! ‎26‎ متبارك باد او كه به نام خداوند مي آيد. شما را از خانة خداوند بركت مي دهيم.
‎27‎ يهو�ه خدايي است كه ما را روشن ساخت است. ذبيحه را به ريسمانها بر شاخه هاي قربانگاه ببنديد.
‎28‎ تو خداي من هستي تو ، پس تو را حمد مي گويم. خداي من ، تو را متعال خواهم خواند. ‎29‎ خداوند را حمد گوييد زيرا كه او نيكوست و رحمت او تا ابدالاباد است.
‎119‎ 1 خوشابحال كاملان طريق كه به شريعت خداوند سالكند.
2 خوشابحال آناني كه شهادات او را حفظ مي كنند و به تمامي دل او را مي طلبند.
3 كج روي نيز نمي كنند و به طريق هاي وي سلوك مي نمايند. 4 تو وصاياي خود را امر فرموده اي تا آنها را تمام ًا نگاه داريم.
5 كاش كه راههايي من مستحكم شود تا فرايض تو را حفظ كنم.
6 آنگاه خجل نخواهم شد چون تمام اوامر تو را در مد� نظر خود دارم. 7 تو را به راستي دل حمد خواهم گفت چون داوريهاي عدالت تو را آموخته شوم.
8 فرايض تو را نگاه مي دارم. مرا بلكلي�ه ترك منما.
9 به چه چيز مرد جوان راه خود را پاك مي سازد ؟ به نگاه داشتنش موافق كلام تو.
‎10‎ به تمامي دل تو را طلبيدم. مگذاركه از اوامر تو گمراه شوم.
‎11‎ كلام تو را در دل خود مخفي داشتم كه مبادا به تو گناه ورزم.
‎12‎ اي خداوند تو متبارك هستي فرايض خود را به من بياموز.
‎13‎ به لب هاي خود بيان كردم تمامي داوري هاي دهان تو را. ‎14‎ در طريق شهادات تو شادمانم.
‎15‎ چنانكه در هر قسم توانگري ، در وصاياي تو تف ّكر مي كنم و به طريق هاي تو نگران خواهم بود.
‎16‎ از فرايض تو ل ّذت مي برم ، پس كلام تو را فراموش نخواهم كرد. ‎17‎ به بندة خود احسان بنما تا ارزنده شوم و كلام تو را حفظ نمايم.
‎18‎ چشمان مرا بگشا تا از شريعت تو چيزهاي عجيب بينم. ‎19‎ من در زمين غريب هستم. اوامر خود را از من مخفي مدار. ‎20‎ جان من شكسته مي شود از اشتياق داوريهاي تو در هر وقت.
‎21‎ متكبران ملعون را توبيخ نمودي ، كه از اوامر توگمراه مي شوند.
‎22‎ ننگ و رسوايي را از من بگردان ، زيرا شهادات تو را حفظ كرده ام.
‎491‎