جزو «بیست و دو» درس آموزشی از کتاب مقدّس کتاب مقدّس؛ عهد عتیق؛ کامل | Page 473

1 اي ي�ه�و�ه خداي نجات من ، شب و روز نزد تو فرياد كرده ام.
2 دعاي من به حضور تو برسد ، به نالة من گوش خود را فراگير.
3 زيرا كه جان من از بلايا پر شده است و زندگاني ام به قبر نزديك گرديده. 4 از فروروندگان به هاويه شمرده شده ام و مثل مرد بي قو�ت گشته ام. 5 درميان مردگان منفرد شده ، مثل ُكشتگان كه در قبرخوابيده اند ، كه ايشان را ديگر به ياد نخواهي آورد و از دست تو منقطع شده اند.
6 مرا در هاوية اسفل گذاشته اي ، در ظلمت در ژرفيها.
7 خشم تو بر من سنگين شده است و به همة امواج خود مرا مبتلا ساخته اي ، س�لاه. 8 آشنايانم را از من دور كرده ، و مرا مكروه ايشان گردانيده اي. محبوس شده ، نمي توانم بيرون آمد.
9 چشمانم از مذلت كاهيده شد. اي خداوند ، نزد تو فرياد كرده ام تمام ِي روز. دستهاي خود را به تو دراز كرده ام.
‎10‎ آيا براي مردگان كاري عجيب خواهي كرد ؟ مگر مردگان برخاسته ، تو را حمد خواهند گفت ؟ سلاه.
‎11‎ آيا رحمت تو در قبر مذكور خواهد شد ؟ و امانت تو در هلاكت ؟
‎12‎ آيا كار عجيب تو در ظلمت اعلام مي شود و عدالت تو در زمين فراموشي ؟
‎13‎ و اما من نزد تو اي خداوند فرياد برآورده ام و بامدادان دعاي من در پيش تو مي آيد. ‎14‎ اي خداوند چرا جان مرا ترك كرده ، و روي خود را از من پنهان نموده اي.
‎15‎ من مستمند و از طفوليت مشرف بر موت شده ام. ترسهاي تو را متحم�ل شده ، متحير گرديده ام. ‎16‎ حد�ت خشم تو بر من گذشته است و خوف هاي تو بر مرا هلاك ساخته.
‎17‎ مثل آب دور مرا گرفته است تما م ِي روز و مرا از هر سو احاطه نموده.
‎18‎ ياران و دوستان را از من دور كرده اي و آشنايانم را در تاريكي.
‎89‎ 1 رحمت هاي خداوند را تا به ابد خواهم سراييد. امانت تو را به دهان خود نس َلا بعد نسل اعلام خواهم كرد.
2 زيرا گفتم رحمت بنا خواهد شد تا ابدالآباد و امانت خويش را در افلاك پايدار خواهي ساخت.
3 با برگزيدة خود عهد بسته ام. براي بنده خويش داود قسم خورده ام. 4 كه ذري�ت تو را پايدار خواهم ساخت تا ابدالآباد و تخت تو را نس َلا بعد از نسل بنا خواهم نمود ، سلاه.
5 و آسمانها كارهاي عجيب تو را اي خداوند تمجيد خواهند كرد و امانت تو را در جماعت مقد�سان. 6 زيرا كيست در آسمانها كه با خداوند برابري تواند كرد ؟ و از فرزندان زورآوران ك�ه را با خداوند تشبيه توان نمود ؟
7 خدا بي نهايت مهيب است در جماعت مقد�سان و ترسناك است بر آناني كه گرداگرد او هستند. 8 اي يهوه خداي لشكرها كيست اي ياه قدير مانند تو ؟ و امانت تو ، تو را احاطه مي كند.
9 بر تكبر دريا تو مسلط هستي. چون امواجش بلند مي شود ، آنها را ساكن مي گرداني.
‎10‎ رهب را مثل كشته شده خرد شكسته اي. به بازوي زورآور خويش دشمنانت را پراكنده نموده اي.
‎11‎ آسمان از آن تو است و زمين نيز از آن تو. ربع مسكون و پري آن را تو بنياد نهاده اي.
‎12‎ شمال و جنوب را تو آفريده اي. تابور و حرمون به نام تو شادي مي كنند.
‎13‎ بازوي تو با قو�ت است. دست تو زورآوراست و دست راست تو متعال. ‎14‎ عدالت و انصاف اساس تخت تو است. رحمت و راستي پيش روي تو مي خرامند.
‎15‎ خوشابحال قومي كه آواز شادماني را مي دانند. در نور روي تو اي خداوند خواهند خراميد.
‎16‎ در نام تو شادمان خواهند شد تما م ِي روز و در عدالت تو سرافراشته خواهند گرديد. ‎17‎ زيراكه فخر قو�ت ايشان تو هستي و به رضامند ِي تو شاخ ما مرتفع خواهد شد.
‎18‎ زيرا كه سپر ما از آن خداوند است و پادشاه ما از آن قدوس اسرائيل.
‎19‎ آنگاه در عالم رؤيا به مقد�س خود خطاب كرده ، گفتي كه نصرت را بر مردي زورآور نهادم و برگزيده اي از قوم را ممتاز كردم. ‎20‎ بنده خود داود را يافتم و او را به روغن مقد�س خود مسح كردم.
‎21‎ كه دست من با او استوار خواهد شد. بازوي من نيز او را قوي خواهد گردانيد.
‎22‎ دشمني بر او ستم نخواهد كرد و هيچ پسر ظلم بدو اذيت نخواهد رسانيد.
‎476‎