جزو «بیست و دو» درس آموزشی از کتاب مقدّس کتاب مقدّس؛ عهد عتیق؛ کامل | Page 467

‎76‎ 1 خدا در يهود معروف است و نام تو در اسرائيل عظيم!
2 خيمة او است در شاليم و مسكن او در صيهون.
3 در آنجا ، برقهاي كمان را شكست. سپر و شمشير و جنگ را ، سلاه. 4 تو جليل هستي و مجيد ، زياده از كوههاي يغما! 5 قوي دلان تاراج شده اند و خواب ايشان را درربود و همة مردان زورآور دست خود را نيافتند.
6 از توبيخ تو اي خداي يعقوب ، بر ارابه ها و اسبان خوابي گران مستولي گرديد.
7 تو مهيب هستي ، تو! و در حين غضبت ، كيست كه به حضور تو ايستد ؟ 8 از آسمان داوري را شنوانيدي. پس جهان بترسيد و ساكت گرديد.
9 چون خدا براي داوري قيام فرمايد تا همة مساكي ِن جهان را خلاصي بخشد ، س�لاه.
‎10‎ آنگاه خشم انسان تو را حمد خواهد گفت و باقي خشم را بر كمر خود خواهي بست.
‎11‎ نذر كنيد و وفا نماييد براي يهوه خداي خود. همه كه گرداگرد او هستند ، هديه بگذرانند نزد او كه م�هيب است.
‎12‎ روح رؤسا را منقطع خواهد ساخت و براي پادشاهان جهان مهيب مي باشد.
‎77‎ 1 آواز من بسوي خداست و فرياد مي كنم ؛ آواز من بسوي خداست. گوش خود را به من فرا خواهد گرفت.
2 در روز تنگ ِي خود خداوند را طلب كردم. در شب ، دست من دراز شده ، بازكشيده نگشت و جان من تسلي نپذيرفت.
3 خدا را ياد مي كنم و پريشان مي شوم. تفكر مي نمايم و روح من متحير مي گردد ، سلاه. 4 چشمانم را بيدار مي داشتي. بي تاب مي شدم و سخن نمي توانستم گفت.
5 درباره ايام قديم تفكر كرده ام. دربارة سالهاي زمانهاي سلف.
6 سرود شبانة خود را بخاطر مي آورم و در دل خود تفكر مي كنم و روح من تفتيش نموده است.
7 مگر خدا تا به ابد ترك خواهد كرد و ديگر راضي نخواهد شد. 8 آيا رحمت او تا به ابد زايل شده است ؟ و قول او باطل گرديده تا ابدالآباد ؟
9 آيا خدا رأفت را فراموش كرده ؟ و رحمت هاي خود را در غضب مسدود ساخته است ؟ سلاه.
‎10‎ پس گفتم اين ضعف من است. زهي سالهاي دست راست حضرت اعلي!
‎11‎ كارهاي خداوند را ذكر خواهم نمود زيرا كارهاي عجيب تو را كه از قديم است ‏،؟ به ياد خواهم آورد
‎12‎ و در جميع كارهاي تو تأمل خواهم كرد در صنعت هاي تو تفكر خواهم نمود.
‎13‎ اي خدا ، طريق تو در قدوسيت است. كيست خداي بزرگ مثل خدا ؟ ‎14‎ تو خدايي هستي كه كارهاي عجيب مي كني و قو�ت خويش را بر قوم ها معروف گردانيده اي.
‎15‎ قوم خود را به بازوي خويش رهانيده اي يعني بني يعقوب و بني يوسف را. سلاه.
‎16‎ آبها تو را ديد ، اي خدا ، آبها تو را ديده ، متزلزل شد. لج�ه ها نيز سخت مضطرب گرديد. ‎17‎ ابرها آب بريخت و افلاك رعد بداد. تيرهاي تو نيز به هر طرف روان گرديد.
‎18‎ صداي ر�عد تو در گردباد بود و برقها ربع مسكون را روشن كرد. پس زمين مرتعش و متزلزل گرديد. ‎19‎ طريق تو درياست و راههاي تو در آبهاي فراوان و آثار تو را نتوان دانست. ‎20‎ قوم خود را مثل گوسفندان راهنمايي نمودي ، به دست موسي و هارون.
‎78‎ 1 اي قوم من شريعت مرا بشنويد! گوشهاي خود را به سخنانم دهانم فرگيريد!
2 دهان خود را به م� َثل باز خواهم كرد به چيزهايي كه از بناي عالم مخفي بود ، تنطق خواهم نمود ،
3 كه آنها را شنيده و دانسته ايم و پدران ما براي ما بيان كرده اند. 4 از فرزندان ايشان آنها را پنهان نخواهيم كرد. تسبيحات خداوند را براي نسل آيند بيان مي كنيم و قو�ت او و اعمال عجيبي را كه او كرده است.
‎470‎