جزو «بیست و دو» درس آموزشی از کتاب مقدّس کتاب مقدّس؛ عهد عتیق؛ کامل | Page 466

‎25‎ كيست براي من در آسمان ؟ و غير از تو هيچ چيز را در زمين نمي خواهم.
‎26‎ اگرچه جسد و دل من زائل گردد ، ليكن صخرة دلم و حصة من خداست تا ابدالآباد.
‎27‎ زيرا آناني كه از تو دورند هلاك خواهند شد. آناني را كه از تو زنا مي كنند ، نابود خواهي ساخت. ‎28‎ و اما مرا نيكوست كه به خدا تقر�ب جويم. بر خداوند يهوه تو ّكل كرده ام تا همة كارهاي تو را بيان كنم.
‎74‎ 1 چرا اي خدا چرا ما را ترك كرده اي تا به ابد و خشم تو گوسفندان مرتع خود افروخته شده است ؟
2 جماعت خود را كه از قديم خريده اي ، بياد آور و آن را كه فديه داده اي تا سبط ميراث تو شود و اين كوه صيهون را كه در آن ساكن بوده اي.
3 قدم هاي خود را بسوي خرابه هاي ابدي بردار زيرا دشمن هرچه را كه در قدس تو بود ، خراب كرده است. 4 دشمنانت در ميان جماعت تو غر�ش مي كنند و ع� َلمهاي خود را براي علامات برپا مي نمايند.
5 ظاهر ميشوند چون كساني كه تبرها را بر درختان جنگل بلند مي كنند.
6 و الآن همة نقشهاي تراشيدة آن را به تبرها و چكشها خرد مي شكنند. 7 قدس هاي تو را آتش زده اند و مسكن نام تو را تا به زمين بي حرمت كرده اند.
8 و در دل خود مي گويند: آنها را تمام ّا خراب مي كنيم. پس جميع كنيسه هاي خدا را در زمين سوزانيده اند. 9 آيا خود را نمي بينيم و ديگر هيچ نبي نيست. و در ميان ما كسي نيست كه بداند تا به كي خواهد بود.
‎10‎ اي خدا ، دشمن تا به كي ملامت خواهد كرد ؟ و آيا خصم ، تا به ابد نام تو را اهانت خواهد نمود ؟
‎11‎ چرا دست خود يعني دست راست خويش را برگردانيده اي ؟ آن را از گريبان خود بيرون كشيده ، ايشان را فاني كن.
‎12‎ و خدا از قديم پادشاه من است و او درميان زمين نجات ها پديد مي آورد.
‎13‎ تو به قو�ت خود دريا را منشق ساختي و سرهاي نهنگان را در آبها شكستي. ‎14‎ سرهاي ل�وياتان را كوفته ، و او را خوراك صحرانشينان گردانيده اي.
‎15‎ تو چشمه ها و سيلها را شكافتي و نهرهاي دائمي را خشك گردانيدي.
‎16‎ روز از آ ن� توست و شب نيز از آن� تو. نور و آفتاي را تو برقرار نموده اي. ‎17‎ تمامي حدود جهان را تو پايدار ساخته اي. تابستان و زمستان را تو ايجاد كرده اي.
‎18‎ اي خداوند اين را بياد آور كه دشمن ملامت مي كند و مردم جاهل نام تو را اهانت مي نمايند.
‎19‎ جان� فاختة خود را به جانور وحشي مسپار. جماعت مسكينان خود را به ابد فراموش مكن. ‎20‎ عهد خود را ملاحضه فرما زيرا كه ظلمات جهان از مسكن هاي ظلم پر است.
‎21‎ مظلومان به رسوايي برنگردند. مساكين و فقيران نام تو را حمد گويند.
‎22‎ اي خدا برخيز و دعواي خود را برپا دار ؛ و بياد آور كه احمق تمام ِي روز تو را ملامت مي كند.
‎23‎ آواز دشمنان خود را فراموش مكن و غوغواي مخالفان خود را كه پيوسته بلند مي شود.
‎75‎ 1 تو را حمد مي گوييم! اي خدا تو را حمد مي گوييم! زيرا نام تو نزديك است و مردم كارهاي عجيب تو را ذكر مي كنند.
2 هنگامي كه به زمان معين برسم ، براستي داوري خواهم كرد.
3 زمين و جميع ساكنانش گداخته شده اند. من اركان آن را برقرار نموده ام. سلاه. 4 متكبران را گفتم: فخر مكنيد! و به شريران كه شاخ خود را ميفرازيد.
5 شاخهاي خود را به بلندي ميفرازيد. و با گردن كشي سخنان تكبرآميز مگوييد. 6 زيرا نه از مشرق و نه از مغرب ، و نه از جنوب سرافرازي مي آيد.
7 ليكن خدا ، داور است. اين را به زير مي اندازد و آن را سرافراز مي نمايد.
8 زيرا در دست خداوند كاسه اي است و بادة آن پرجوش. از شراب ممزوج پر است كه از آن مي ريزد. و اما د�ردهايش را جميع شريران جهان افشرده ، خواهند نوشيد.
9 و اما من ، تا به ابد ذكر خواهم كرد و براي خداي يعقوب ترنم خواهم نمود.
‎10‎ جميع شاخهاي شريران را خواهم بريد و اما شاخهاي صالحين برافراشته خواهد شد.
‎469‎