25 كيست براي من در آسمان ؟ و غير از تو هيچ چيز را در زمين نمي خواهم.
26 اگرچه جسد و دل من زائل گردد ، ليكن صخرة دلم و حصة من خداست تا ابدالآباد.
27 زيرا آناني كه از تو دورند هلاك خواهند شد. آناني را كه از تو زنا مي كنند ، نابود خواهي ساخت. 28 و اما مرا نيكوست كه به خدا تقر�ب جويم. بر خداوند يهوه تو ّكل كرده ام تا همة كارهاي تو را بيان كنم.
74 1 چرا اي خدا چرا ما را ترك كرده اي تا به ابد و خشم تو گوسفندان مرتع خود افروخته شده است ؟
2 جماعت خود را كه از قديم خريده اي ، بياد آور و آن را كه فديه داده اي تا سبط ميراث تو شود و اين كوه صيهون را كه در آن ساكن بوده اي.
3 قدم هاي خود را بسوي خرابه هاي ابدي بردار زيرا دشمن هرچه را كه در قدس تو بود ، خراب كرده است. 4 دشمنانت در ميان جماعت تو غر�ش مي كنند و ع� َلمهاي خود را براي علامات برپا مي نمايند.
5 ظاهر ميشوند چون كساني كه تبرها را بر درختان جنگل بلند مي كنند.
6 و الآن همة نقشهاي تراشيدة آن را به تبرها و چكشها خرد مي شكنند. 7 قدس هاي تو را آتش زده اند و مسكن نام تو را تا به زمين بي حرمت كرده اند.
8 و در دل خود مي گويند: آنها را تمام ّا خراب مي كنيم. پس جميع كنيسه هاي خدا را در زمين سوزانيده اند. 9 آيا خود را نمي بينيم و ديگر هيچ نبي نيست. و در ميان ما كسي نيست كه بداند تا به كي خواهد بود.
10 اي خدا ، دشمن تا به كي ملامت خواهد كرد ؟ و آيا خصم ، تا به ابد نام تو را اهانت خواهد نمود ؟
11 چرا دست خود يعني دست راست خويش را برگردانيده اي ؟ آن را از گريبان خود بيرون كشيده ، ايشان را فاني كن.
12 و خدا از قديم پادشاه من است و او درميان زمين نجات ها پديد مي آورد.
13 تو به قو�ت خود دريا را منشق ساختي و سرهاي نهنگان را در آبها شكستي. 14 سرهاي ل�وياتان را كوفته ، و او را خوراك صحرانشينان گردانيده اي.
15 تو چشمه ها و سيلها را شكافتي و نهرهاي دائمي را خشك گردانيدي.
16 روز از آ ن� توست و شب نيز از آن� تو. نور و آفتاي را تو برقرار نموده اي. 17 تمامي حدود جهان را تو پايدار ساخته اي. تابستان و زمستان را تو ايجاد كرده اي.
18 اي خداوند اين را بياد آور كه دشمن ملامت مي كند و مردم جاهل نام تو را اهانت مي نمايند.
19 جان� فاختة خود را به جانور وحشي مسپار. جماعت مسكينان خود را به ابد فراموش مكن. 20 عهد خود را ملاحضه فرما زيرا كه ظلمات جهان از مسكن هاي ظلم پر است.
21 مظلومان به رسوايي برنگردند. مساكين و فقيران نام تو را حمد گويند.
22 اي خدا برخيز و دعواي خود را برپا دار ؛ و بياد آور كه احمق تمام ِي روز تو را ملامت مي كند.
23 آواز دشمنان خود را فراموش مكن و غوغواي مخالفان خود را كه پيوسته بلند مي شود.
75 1 تو را حمد مي گوييم! اي خدا تو را حمد مي گوييم! زيرا نام تو نزديك است و مردم كارهاي عجيب تو را ذكر مي كنند.
2 هنگامي كه به زمان معين برسم ، براستي داوري خواهم كرد.
3 زمين و جميع ساكنانش گداخته شده اند. من اركان آن را برقرار نموده ام. سلاه. 4 متكبران را گفتم: فخر مكنيد! و به شريران كه شاخ خود را ميفرازيد.
5 شاخهاي خود را به بلندي ميفرازيد. و با گردن كشي سخنان تكبرآميز مگوييد. 6 زيرا نه از مشرق و نه از مغرب ، و نه از جنوب سرافرازي مي آيد.
7 ليكن خدا ، داور است. اين را به زير مي اندازد و آن را سرافراز مي نمايد.
8 زيرا در دست خداوند كاسه اي است و بادة آن پرجوش. از شراب ممزوج پر است كه از آن مي ريزد. و اما د�ردهايش را جميع شريران جهان افشرده ، خواهند نوشيد.
9 و اما من ، تا به ابد ذكر خواهم كرد و براي خداي يعقوب ترنم خواهم نمود.
10 جميع شاخهاي شريران را خواهم بريد و اما شاخهاي صالحين برافراشته خواهد شد.
469