6 او مثل باران بر علف زا ِر چيده شده فرود خواهد آمد ، و مثل بارشهايي كه زمين را سيراب مي كند.
7 در زمان او صالحان خواهند شكفت و وفور سلامتي خواهد بود ، مادامي كه ماه نيست نگردد.
8 و او حكمراني خواهد كرد از دريا تا دريا و از نهر تا اقصاي جهان. 9 به حضور وي صحرا نشينان گردن خواهند نهاد و دشمنان او خاك را خواهند ليسيد.
10 پادشاهان ترشيش و جزاير هدايا خواهند آورد. پادشاهان َشبا و س�با ارمغانها خواهند رسانيد.
11 جميبع سلاطين او را تعظيم خواهند كرد و جميع ام�ت ها او را بندگي خواهند نمود.
12 زيرا چون مسكين استغاثه كند ، او را رهايي خواهد داد و فقيري را كه رهاننده اي ندارد.
13 بر مسكين و فقير ك َر�م خواهد فرمود و جانهاي مساكين را نجات خواهد بخشيد. 14 جانهاي ايشان را از ظلم و ستم فديه خواهد داد و خون ايشان در نظر وي گران بها خواهد بود. 15 و او زنده خواهد ماند و از طلاي شبا بدو خواهد داد. دائم ًاُ براي وي دعا خواهد كرد و تمامي روز او را مبارك خواهد خواند.
16 و فراواني غله در زمين بر قلة كوهها خواهد بود كه ثمرة ان مثل ل ُبنان جنبش خواهد كرد. و اهل شهرها مثل علف زمين نشو و نما خواهند كرد. 17 نام او تا ابدالآباد باقي خواهد ماند. اسم او پيش آفتاب دوام خواهد كرد. آدميان در او براي يكديگر بركت خواهند خواست و جميع ام�ت هاي زمين او را خوشحال خواهند خواند.
18 متبارك باد خدا كه خداي اسرائيل است. كه او فقط كارهاي عجيب مي كند.
19 و متبارك باد نام مجيد او تا ابدالآباد. و تمام ِي زمين از جلال او پر بشود. آمين و آمين. دعاهاي داود بن يسي تمام شد.
73 1 هر آينه خدا براي اسرائيل نيكوست ، يعني براي آناني كه پاك دل هستند.
2 و ما من نزديك بود كه پايهايم از راه در رود و نرديك بود كه قدمهايم بلغزد.
3 زيرا بر متكبران حسد بردم چون س لامت ِي شريران را ديدم. 4 زيرا كه در موت ايشان قيدها نيست و قو�ت ايشان مستحكم است. 5 مثل مردم در زحمت نيستند و مثل آدميان مبتلا نمي باشند.
6 بنابراين گردن ايشان به تكبر آراسته است و ظلم مثل لباس ايشان را مي پوشاند.
7 چشمان ايشان از فربهي درآمده است و از خيالات دل خود تجاوز مي كنند.
8 استهزا مي كنند و حرفهاي بد مي زنند و سخنان ظلم آميز از جاي بلند مي گويند. 9 دهان خود را بر آسمانها گذارده اند و زبان ايشان در جهان گردش مي كند.
10 پس قوم او بدينجا برمي گردند و آبهاي فراوان ، بديشان نوشانيده مي شود.
11 و ايشان مي گويند: خدا چگونه بداند و آيا حضرت اعلي علم دارد ؟
12 اينك اينان شرير هستند كه هميشه مطمئن بوده ، در دولتمندي افزوده مي شوند.
13 يقين ًا من دل خود را عبث طاهر ساخته و دستهاي خود را به پاكي شسته ام. 14 و من تمام ِي روز مبتلا مي شوم و تأديب من هر بامداد حاضر است. 15 اگر مي گفتند كه چنين سخن گويم ، هر آينه بر طبقة فرزندان تو خيانت مي كردم.
16 چون تفكر كردم كه اين را بفهمم ، در نظر من دشوار آمد.
17 تا به قدسهاي خدا داخل شدم. آنگاه در آخرت ايشان را تأمل كردم. 18 هر آينه ايشان را در جايهاي لغزنده گذارده اي. ايشان را به خرابيها خواهي انداخت.
19 چگونه ب� ْغ َته� به هلاكت رسيده اند! تباه شده ، از ترسهاس هولناك نيست گرديده اند. 20 مثل خوا ِب كسي چون بيدار شد ، اي خداوند همچنين چون برخيزي ، صورت ايشان را ناچيز خواهي شمرد.
21 ليكن دل من تلخ شده بود و در اندرون خود ، دل ريش شده بودم.
22 و من وحشي بودم و معرفت نداشتم و مثل بهايم نزد تو گرديدم.
23 ولي دائم ًا با تو هستم. تو دست راست مرا تأييد كرده اي. 24 موافق رأي خود مرا هدايت خواهي نمود و بعد از اين مرا به جلال خواهي رسانيد.
468