جزو «بیست و دو» درس آموزشی از کتاب مقدّس کتاب مقدّس؛ عهد عتیق؛ کامل | Page 465

6 او مثل باران بر علف زا ِر چيده شده فرود خواهد آمد ، و مثل بارشهايي كه زمين را سيراب مي كند.
7 در زمان او صالحان خواهند شكفت و وفور سلامتي خواهد بود ، مادامي كه ماه نيست نگردد.
8 و او حكمراني خواهد كرد از دريا تا دريا و از نهر تا اقصاي جهان. 9 به حضور وي صحرا نشينان گردن خواهند نهاد و دشمنان او خاك را خواهند ليسيد.
‎10‎ پادشاهان ترشيش و جزاير هدايا خواهند آورد. پادشاهان َشبا و س�با ارمغانها خواهند رسانيد.
‎11‎ جميبع سلاطين او را تعظيم خواهند كرد و جميع ام�ت ها او را بندگي خواهند نمود.
‎12‎ زيرا چون مسكين استغاثه كند ، او را رهايي خواهد داد و فقيري را كه رهاننده اي ندارد.
‎13‎ بر مسكين و فقير ك َر�م خواهد فرمود و جانهاي مساكين را نجات خواهد بخشيد. ‎14‎ جانهاي ايشان را از ظلم و ستم فديه خواهد داد و خون ايشان در نظر وي گران بها خواهد بود. ‎15‎ و او زنده خواهد ماند و از طلاي شبا بدو خواهد داد. دائم ًاُ‏ براي وي دعا خواهد كرد و تمامي روز او را مبارك خواهد خواند.
‎16‎ و فراواني غله در زمين بر قلة كوهها خواهد بود كه ثمرة ان مثل ل ُبنان جنبش خواهد كرد. و اهل شهرها مثل علف زمين نشو و نما خواهند كرد. ‎17‎ نام او تا ابدالآباد باقي خواهد ماند. اسم او پيش آفتاب دوام خواهد كرد. آدميان در او براي يكديگر بركت خواهند خواست و جميع ام�ت هاي زمين او را خوشحال خواهند خواند.
‎18‎ متبارك باد خدا كه خداي اسرائيل است. كه او فقط كارهاي عجيب مي كند.
‎19‎ و متبارك باد نام مجيد او تا ابدالآباد. و تمام ِي زمين از جلال او پر بشود. آمين و آمين. دعاهاي داود بن يسي تمام شد.
‎73‎ 1 هر آينه خدا براي اسرائيل نيكوست ، يعني براي آناني كه پاك دل هستند.
2 و ما من نزديك بود كه پايهايم از راه در رود و نرديك بود كه قدمهايم بلغزد.
3 زيرا بر متكبران حسد بردم چون س لامت ِي شريران را ديدم. 4 زيرا كه در موت ايشان قيدها نيست و قو�ت ايشان مستحكم است. 5 مثل مردم در زحمت نيستند و مثل آدميان مبتلا نمي باشند.
6 بنابراين گردن ايشان به تكبر آراسته است و ظلم مثل لباس ايشان را مي پوشاند.
7 چشمان ايشان از فربهي درآمده است و از خيالات دل خود تجاوز مي كنند.
8 استهزا مي كنند و حرفهاي بد مي زنند و سخنان ظلم آميز از جاي بلند مي گويند. 9 دهان خود را بر آسمانها گذارده اند و زبان ايشان در جهان گردش مي كند.
‎10‎ پس قوم او بدينجا برمي گردند و آبهاي فراوان ، بديشان نوشانيده مي شود.
‎11‎ و ايشان مي گويند: خدا چگونه بداند و آيا حضرت اعلي علم دارد ؟
‎12‎ اينك اينان شرير هستند كه هميشه مطمئن بوده ، در دولتمندي افزوده مي شوند.
‎13‎ يقين ًا من دل خود را عبث طاهر ساخته و دستهاي خود را به پاكي شسته ام. ‎14‎ و من تمام ِي روز مبتلا مي شوم و تأديب من هر بامداد حاضر است. ‎15‎ اگر مي گفتند كه چنين سخن گويم ، هر آينه بر طبقة فرزندان تو خيانت مي كردم.
‎16‎ چون تفكر كردم كه اين را بفهمم ، در نظر من دشوار آمد.
‎17‎ تا به قدسهاي خدا داخل شدم. آنگاه در آخرت ايشان را تأمل كردم. ‎18‎ هر آينه ايشان را در جايهاي لغزنده گذارده اي. ايشان را به خرابيها خواهي انداخت.
‎19‎ چگونه ب� ْغ َته� به هلاكت رسيده اند! تباه شده ، از ترسهاس هولناك نيست گرديده اند. ‎20‎ مثل خوا ِب كسي چون بيدار شد ، اي خداوند همچنين چون برخيزي ، صورت ايشان را ناچيز خواهي شمرد.
‎21‎ ليكن دل من تلخ شده بود و در اندرون خود ، دل ريش شده بودم.
‎22‎ و من وحشي بودم و معرفت نداشتم و مثل بهايم نزد تو گرديدم.
‎23‎ ولي دائم ًا با تو هستم. تو دست راست مرا تأييد كرده اي. ‎24‎ موافق رأي خود مرا هدايت خواهي نمود و بعد از اين مرا به جلال خواهي رسانيد.
‎468‎