جزو «بیست و دو» درس آموزشی از کتاب مقدّس کتاب مقدّس؛ عهد عتیق؛ کامل | Page 464

‎34‎ آسمان و زمين او را تسبيح بخوانند. آبها نيز و آنچه در آنها مي جنبد.
‎35‎ زيرا خدا صيهون را نجات خواهد داد و شهرهاي يهودا را بنا خواهد نمود تا در آنجا سكونت نمايند و آن را متصرف گردند.
‎36‎ و ذريت بندگانش وارث آن خواهند شد و آناني كه نام او را دوست دارند ، در آن ساكن خواهند گرديد.
‎70‎ 1 خدايا ، براي نجات من بشتاب! اي خداوند به اعانت من تعجيل فرما!
2 آناني كه قصد جان من دارند ، خجل و شرمنده شوند ، و آناني كه در بدي من رغبت دارند ، رو برگردانيده و رسوا گردند ،
3 و آناني كه ه�ه ه�ه مي گويند ، به سبب خجالت خويش رو برگردانيده شوند. 4 و اما جميع طالبان تو. در تو وجد و شادي كنند ، و دوست دارندگان نجات تو دائم ًا گويند: خدا متعال باد!
5 و اما من مسكين و فقير هستم. خدايا براي من تعجيل كن. تو مددكار و نجات دهندة من هستي. اي خداوند تأخير منما.
‎71‎
‎72‎
1 در تو اي خداوند پناه برده ام ، پس تا به ابد خجل نخواهم شد.
2 به عدالت خود مرا خلاصي ده و برهان. گوش خود را به من فراگير و مرا نجات ده.
3 براي من صخرة سكونت باش تا همه وقت داخل آن شوم. تو به نجات من امر فرموده اي ، زيرا صخره و قلعة من تو هستي. 4 خدايا مرا از دست شرير برهان و از كف بدكار و ظالم.
5 زيرا اي خداوند يهوه ، تو اميد من هستي و از طفولي�تم اعتماد من بوده اي. 6 از شكم بر تو انداخته شده ام. از رحم مادرم ملجاي من تو بوده اي و تسبيح من دائم ًا دربارة تو خواهد بود.
7 بسياري را آيتي عجيب شده ام. ليكن تو ملجاي زورآور من هستي.
8 دهانم از تسبيح تو پر است و از كبرياي ِي تو تمام ِي روز. 9 در زمان پيري مرا دور مينداز چون قو�تم زايل شود مرا ترك منما.
‎10‎ زيرا دشمنانم بر من حرف مي زنند و متر ّصدان جانم با يكديگر مشورت مي كنند
‎11‎ و مي گويند: خدا او را ترك كرده است. پس او را تعاقب كرده ، بگيرير ، زيرا كه رهاننده اي نيست.
‎12‎ اي خدا از من دور مشو. خدايا به اعانت من تعجيل نما.
‎13‎ خصمان جانم خجل و فاني شوند. و آناني كه براي ضرر من مي كوشند ، به عار و رسوايي ملبس گردند. ‎14‎ و اما من دائم ًا اميدوار خواهم بود و بر همة تسبيح تو خواهم افزود. ‎15‎ زبانم عدالت تو را بيان خواهد كرد و نجاتت را تمام ِي روز. زيرا كه حد شمارة آن را نمي دانم.
‎16‎ در تواناي ِي خداوند يهوه خواهم آمد و از عدالت تو و بس خبر خواهم داد.
‎17‎ اي خدا از طفوليتم مرا تعليم داده اي و تا الآن ، عجايب تو را اعلان كرده ام. ‎18‎ پس اي خدا ، مرا تا زمان پيري و مويي نيز ترك مكن ، تا اين طبقه را از بازوي تو خبر دهم و جميع آيندگان را از تواناي ِي تو.
‎19‎ خدايا عدالت تو تا اعلي عليين است. تو كارهاي عظيم كرده اي. خديا مانند تو كيست ؟ ‎20‎ اي كه تنگيهاي بسيار و سخت را به ما نشان داده اي ، رجوع كرده ، باز ما را زنده خواهي ساخت ؛ و برگشته ، ما را از عمق هاي زمين برخواهي آورد.
‎21‎ بزرگ ِي مرا مزيد خواهي كرد و برگشته ، مرا تسلي خواهي بخشيد.
‎22‎ پس من نيز تو را با بربط خواهم ستود ، يعني راست ِي تو را اي خداي من ، و تو را اي قدوس اسرائيل با عود ترنم خواهم نمود.
‎23‎ چون براي تو سرود مي خوانم لبهايم بسيار شادي خواهد كرد و جانم نيز كه آن را فديه داده اي. ‎24‎ زبانم نيز تمام ِي روز عدالت تو را ذكر خواهد كرد. زيرا اناني كه براي ضرر من مي كوشيدند ، خجل و رسوا گرديدند.
1 اي خدا ، انصاف خود را به پادشاه ده و عدالت خويش را به پسر پادشاه!
2 و او قوم تو را به عدالت داوري خواهد نمود و مساكين تو را به انصاف.
3 آنگاه كوهها براي قوم سلامتي را بار خواهند آورد و تلها نيز در عدالت. 4 مساكين قوم را دادرسي خواهد كرد ؛ و فرزندان فقير را نجات خواهد داد ؛ و ظالمان را زبون خواهد ساخت. 5 از تو خواهند ترسيد ، مادامي كه آفتاب باقي است و مادامي كه ماه هست تا جميع طبقات.
‎467‎