31 سروران از مصر خواهند آمد و حبشه دستهاي خود را نزد خدا بزودي دراز خواهد كرد.
32 اي ممالك جهان براي خدا سرود بخوانيد. براي خداوند سرود بخوانيد ، سلاه.
33 براي او كه بر فلك الافلاك قديمي سوار است. 34 اينك آواز خود را مي دهد ، آوازي كه پ�ر قو�ت است. 35 خدا را به قو�ت توصيف نماييد. جلال وي بر اسرائيل است و قو�ت او در افلاك.
36 اي خدا از قدسهاي خود م�هيب هستي. خداي اسرائيل قوم خود را قو�ت و عظمت مي دهد. متبارك باد خدا.
69 1 خدايا مرا نجات ده! زير آبها جان من درآمده است.
2 در خ َلاب ژرف فرو رفته ام ، جايي كه نتوان ايستاد. به آبهاي عميق درآمده ام و سيل مرا مي پوشاند.
3 از فرياد خود خسته شده ام و گلوي من سوخته و چشمانم از انتظار خدا تار گرديده است.
كردم.
4 آناني كه بي سبب از من نفرت دارند ، از مويهاي سرم زياده اند و دشمنان� ناح ِق من كه قصد هلاكت من دارند زورآورند. پس آنچه نگرفته بودم ، رد
5 اي خدا. تو حماقت مرا مي داني و گناهانم از تو مخفي نيست.
6 اي خداوند يهوه صبايوت ، منتظرين تو به سبب من خجل نشوند. اي خداي اسرائيل ، طالبان تو به سبب من رسوا نگردند. 7 زيرا به خاطر تو متحمل عار گرديده ام و رسوايي روي من ، مرا پوشيده است.
8 نزد برادرانم اجنبي شده ام و نزد پسران مادر خود غريب.
9 زيرا غيرت خانة تو مرا خورده است و ملامت كنندگان تو بر من طاري گرديده.
10 روزه داشته ، جان خود را مثل اشك ريخته ام. و اين براي من عار گرديده است.
11 پلاس را لباس خود ساخته ام و نزد ايشان ضرب المثل گرديده ام.
12 دروازه نشينان دربارة من حرف مي زنند و سرود مي گساران گشته ام.
13 و اما من ، اي خداوند دعاي خود را در وقت اجابت نزد تو مي كنم. اي خدا در كثرت رحمانيت خود و راست ِي نجات خود مرا مستجاب فرما. 14 مرا از خ َلاب خلاصي ده تا غرق نشوم و از نفرت كنندگانم و از ژرفيهاي آب رستگار شوم. 15 مگذار كه س�ي�لان آب مرا بپوشاند و ژرفي مرا ببلعد و هاويه دهان خود را بر من ببندد.
16 اي خداوند مرا مستجاب فرما زيرا رحمت تو نيكوست. به كثرت رحمانيت بر من توجه نما ،
17 و روي خود را از بنده ات مپوشان زيرا در تنگي هستم. مرا بزودي مستجاب فرما. 18 به جانم نزديك شده ، آن را رستگار ساز. به سبب دشمنانم مرا فديه ده.
19 تو عار و خجالت و رسوايي مرا مي داني و جميع خصمانم پيش نظر تواند. 20 عار ، د�ل مرا شكسته است و به شدت بيمار شده ام. انتظار م� ْشف�قي كشيدم ، ولي نبود و براي تسلي دهندگان ، اما نيافتم.
21 مرا براي خوراك زردآب دادند و چون تشته بودم مرا سركه نوشانيدند.
22 پس مائدة ايشان پيش روي ايشان تله باد و چون مطمئن هستند ، دامي باشد.
23 چشمان ايشان تار گردد تا نبينند و كمرهاي ايشان را دائم ًا لرزان گردان. 24 خشم خود را بر ايشان بريز و صورت غضب تو ايشان را دريابد.
25 خانه هاي ايشان مخروبه گردد و در خيمه هاي ايشان هيچ كس ساكن نشود.
26 زيرا بر كسي كه تو زده اي جفا مي كنند و دردهاي كوفتگان تو را اعلان مي نمايند. 27 گناه بر گناه ايشان مزيد كن و در عدالت تو داخل نشوند.
28 از دفتر حيات محو شوند و با صالحين مرقوم نگردند.
29 و اما من ، مسكين و دردمند هستم. پس اي خدا ، نجات تو مرا سرافراز سازد. 30 و نام خدا را با سرود تسبيح خواهم خواند و او را با حمد تعظيم خواهم نمود.
31 و اين پسنديدة خدا خواهد بود ، زياده از گاو و گوساله اي كه شاخها و سمها دارد.
32 حليمان اين را ديده ، شادمان شوند ، و اي طالبان خدا دل شما زنده گردد ،
33 زيرا خداوند فقيران را مستجاب مي كند و اسيران خود را حقير نمي شمارد.
466