جزو «بیست و دو» درس آموزشی از کتاب مقدّس کتاب مقدّس؛ عهد عتیق؛ کامل | Page 461

7 اما خدا تيرها بر ايشان خواهد انداخت و ناگهان جراحت هاي ايشان خواهد شد ،
8 و زبانهاي خود را بر خود فرود خواهند آورد و هر كه ايشان را ببيند فرار خواهد كرد.
9 و جميع آدميان خواهند ترسيد و كار خدا را اعلام خواهند كرد و عمل او را درك خواهند نمود.
‎10‎ و مرد صالح در خداوند شادي مي كند و به او تو ّكل مي دارد و جميع راست دلان ، فخر خواهند نمود.
‎65‎ 1 اي خدا ، تسبيح در صيهون منتظر توست ، و نذرها براي تو وفا خواهد شد.
2 اي كه دعا مي شنوي ، نزد تو تمام ِي بشر خواهند آمد!
3 گناهان بر من غالب آمده است. تو تقصيرهاي مرا ك ّفاره خواهي كرد. 4 خوشابحال كسي كه او را برگزيده و م�ق َّر�ب خود ساخته اي تا به درگاههاي تو ساكن شود. از ني كوي ِي خانة تو سير خواهيم شد و از قدوسيت هيكل تو. 5 به چيزهاي ترسناك در عدل ، ما را جواب خواهي داد ، اي خدايي كه نجات ما هستي ، اي كه پناه تما م ِي اقصاي جهان و ساكنان بعيدة دريا هستي ،
6 و كوهها را به قو�ت خود مستحكم ساخته اي ، و كمر خود را به قدرت بسته اي ،
7 و تلاطم دريا را ساكن مي گرداني ، تلاطم امواج آن و شورش ام�ت ها را. 8 ساكنان اقصاي جهان از آيات تو نترسانند. م�ط ْل َع هاي صبح و شام را شادمان مي سازي.
9 از زمين تفقد نموده ، آن را سيراب مي كني و آن را بسيار توانگر مي گرداني. نهر خدا از آب پر است. غلة ايشان را آماده مي كني زيرا كه بدين طور تهيه كرده اي.
‎10‎ پشته هايش را سيراب مي كني و مرزهايش را پست مي سازي. به بارشها آن را شاداب مي نمايي. نباتاتش را بركت مي دهي.
‎11‎ به احسان خويش سال را تاجدار مي سازي و راههاي تو چربي را مي چكاند.
‎12‎ مرتع هاي صحرا نيز مي چكاند و كمر تلها به شادماني بسته شده است.
‎13‎ چمنها به گوسفندان آراسته شده است و در�ه ها به غله پيراسته ؛ از شادي بانگ مي زنند و نيز مي سرايند.
‎66‎ 1 اي تمام ِي زمين ، براي خدا بانگ شادماني بزنيد!
2 جلال نام او را بسراييد ، و در تسبيح او جلال او را توصيف نماييد!
3 خدا را گوييد: چه م�هيب است كارهاي تو! از شدت قو�ت تو دشمنانت نزد تو تذلل خواهند كرد! 4 تمام ِي زمين تو را پرستش خواهند كرد و تو را خواهند سراييد و به نام تو ترنم خواهند نمود. س�لاه. 5 بياييد كارهاي خدا را مشاهده كنيد. او در كارهاي خود به بني آدم مهيب است.
6 دريا را به خشكي مبدل ساخت و مردم از نهر با پا عبور كردند. در آنجا بدو شادي نموديم. 7 در تواناي ِي خود تا به ابد سلطنت مي كند و چشمانش مراقب ام�ت ها است. فتنه انگيزان خويشتن را برنيفرازند ، س�لاه.
8 اي قوم ها ، خداي ما را متبارك خوانيد و آواز تسبيح او را بشنوانيد.
9 كه جانهاي ما را در حيات قرار مي دهد و نمي گذارد كه پايهاي ما لغزش خورد.
‎10‎ زيرا اي خدا تو ما را امتحان كرده اي و ما را غال گذاشته اي چنانكه نقره را غال مي گذارند.
‎11‎ ما را به دام درآوردي و باري گران بر پشتهاي ما نهادي.
‎12‎ مردمان را بر سر ما سوار گردانيدي و به آتش و آب درآمديم. پس ما را به جاي خرم بيرون آوردي.
‎13‎ قرباني هاي سوختني به خانة تو خواهم آورد. نذرهاي خود را به تو وفا خواهم نمود ، ‎14‎ كه لبهاي خود را بر آنها گشودم و در زمان تنگ ِي خود آنها زا به زبان خود آوردم. ‎15‎ قرباني سوختن ِي پرواري را نزد تو خواهم گذرانيد. گوساله ها و بزها را با بخور قوچها ذبح خواهم كرد ، سلاه.
‎16‎ اي همة خداترسان بياييد و بشنويد تا از آنچه او براي جان من كرده است خبر دهم.
‎17‎ به دهانم نزد او آواز خود را بلند كردم و تسبيح بلند بر زبان من بود. ‎18‎ اگر بدي را در دل خود منظور مي داشتم ، خداوند مرا نمي شنيد.
‎19‎ ليكن خدا مرا شنيده است و به آواز دعاي من توجه فرموده. ‎20‎ متبارك باد خدا كه دعاي مرا از خود ، و رحمت خويش را از من برنگردانيده است.
‎464‎