61
62
63
1 اي خدا فرياد مرا بشنو و دعاي مرا اجابت فرما!
2 از اقصاي جهان تو را خواهم خواند ، هنگامي كه دلم بيهوش مي شود. مرا به صخره اي كه از من بلندتر است هدايت نما.
3 زيرا كه تو ملجاي من بوده اي و برج قوي از روي دشمن. 4 در خيمة تو ساكن خواهم بود تا ابدالآباد. زيرا سايه هاي تو پناه خواهم برد ، سلاه.
5 زيرا تو اي خدا نذرهاي مرا شنيده اي و ميراث ترسندگان نام خود را به من عطا كرده اي.
6 بر عمر پادشاه روزها خواهي افزود و سالهاي او تا نسل ها باقي خواهد ماند. 7 به حضور خدا خواهد نشست تا ابدالآباد. رحمت و راستي را مهيا كن تا او را محافظت كنند.
8 پس نام تو را تا به ابد خواهم سراييد تا هر روز نذرهاي خود را وفا كنم.
1 جان من فقط براي خدا خاموش مي شود زيرا كه نجات من از جانب اوست.
2 او تنها صخره و نجات من است و قلعة بلند من. پس بسيار جنبش نخواهم خورد.
3 تا به كي بر مردي هجوم مي اوريد تا همگي شما او را هلاك كنيد مثل ديوا ِر خمشده و حصا ِر جنبش خورده ؟ 4 در اين فقط مشورت مي كنند كه او را از مرتبه اش بيندازند. و دروغ را دوست مي دارند. به زبان خود بركت مي دهند و در دل خود لعنت مي كنند ، سلاه.
5 اي جان من ، فقط براي خدا خاموش شو زيرا كه اميد من از وي است. 6 او تنها صخره و نجات من است و قلعة بلند من تا جنبش نخورم.
7 بر خداست نجات و جلال من. صخرة قو�ت من و پناه من در خداست.
8 اي قوم همه وقت بر او توك ّل كنيد و دلهاي خود را به حضور وي بريزيد. زيرا خداي ملجاي ماست ، س�لاه. 9 البته بني آدم بطالت اند و بني بشر دروغ. در ترازو بالا مي روند زيرا جميع ًا از بطالت سبكترند.
10 بر ظلم تو ّكل مكنيد و بر غارت مغرور مشويد. چون دولت افزوده شود دل در آن مبنديد.
11 خدا يك بار گفته است و دوبار اين را شنيده ام كه قو�ت از آن خداست.
12 اي خداوند رحمت نيز از آن تو است ، زيرا به هر كس موافق عملش جزا خواهي داد.
1 اي خدا ، تو خداي من هستي. در س�ح�ر تو را خواهم طلبيد. جان من تشنة تو است و جسدم مشتاق تو در ز مي ِن خشك� تشنة بي آب.
2 چنانكه در قدس بر تو نظر كردم تا قو�ت و جلال تو را مشاهده كنم.
3 چونكه رحمت تو از حيات نيكوتر است. پس لبهاي من ترا تسبيح خواهد خواند. 4 از اين رو تا زنده هستم تو را متبارك خواهم خواند. و دستهاي خود را به نام تو خواهم برافراشت. 5 جان من سير خواهد شد چنانكه از مغز و پيه ، و زبان من به لبهاي شادماني تو را حمد خواهم گفت ،
6 چون تو را بر بستر خود ياد مي آورم و در پاسهاي شب در تو تفكر مي كنم. 7 زيرا تو مددكار من بوده اي و زير ساية بالهاي تو شادي خواهم كرد.
8 جان من به تو چسبيده است و دست راست من تو را تأييد كرده است.
9 و اما آناني كه قصد جان مرا دارند هلاك خواهند شد و در اسفل زمين فرو خواهند رفت.
10 ايشان به دم شمشير سپرده مي شوند و نصيب شغالها خواهند شد.
11 اما پادشاه در خدا شادي خواهد كرد و هر كه بدو قسم خور�د ، فخر خواهد نمود ، زيرا دهان دروغ گويان بسته خواهد گرديد.
64 1 اي خدا وقتي تضرع مي نمايم ، آواز مرا بشنو و حياتم را از خوف دشمن نگاه دار!
2 مرا از مشاورت شريران پنهان كن و از هنگامة گناهكاران.
3 كه زبان خود را مثل شمشير تيز كرده اند و تيرهاي خود يعني سخنان تلخ را بر زه آراسته اند. 4 تا در كمينهاي خود بر مرد كامل بيندازند. ناگهان بر او مي اندازند و نمي ترسند. 5 خويشتن را براي كار زشت تقويت مي دهند. دربارة پنهان كردن دامها گفتگو مي كنند. مي گويند: كيست كه ما را ببيند ؟
6 كارهاي بد را تدبير مي كنند و مي گويند: تدبير نيكو كرده ايم. و اندرون قلب هر يك از ايشان عميق است.
463