جزو «بیست و دو» درس آموزشی از کتاب مقدّس کتاب مقدّس؛ عهد عتیق؛ کامل | Page 459

4 ايشان را زهري است مثل زهر مار ؛ مثل افع ِي كر كه گوش خود را مي بندد
5 كه آواز افسونگران را نمي شنود ، هر چنر به مهارت افسون مي كند.
6 اي خدا دندانهايشان را در دهانشان بشكن. اي خداوند دندانهاي شيران را خرد بشكن.
7 گداخته شده ، مثل آب بگذرند. چون او تيرهاي خود را مي اندازد ، در ساعت منقطع خواهند شد. 8 مثل حلزون كه گداخته شده ، مي گذرد. مثل س� ْقط� زن ، آفتاب را نخواهند ديد.
9 قبل از آنكه ديگهاي شما آت ِش خارها را احساس كند ، آنها را چه تر و چه خشك خواهد ر�فت.
‎10‎ مرد� عادل چون انتقام را ديد شادي خواهد نمود. پايهاي خود را به خون شرير خواهد شست.
‎11‎ و مردم خواهند گفت: هر آينه ثمره اي براي عادلان هست. هر آينه خدايي هست كه در جهان داوري مي كند.
‎59‎ 1 اي خدايم مرا از دشمنانم برهان! مرا از مقاومت كنندگانم برافراز!
2 مرا از گناهكاران خلاصي ده! و از مردمان خون ريز رهايي بخش!
3 زيرا اينك براي جانم كمين مي سازند و زورآوران به ضد من جمع شده اند ، بدون تقصير من اي خداوند و بدون گناه من. 4 بي قصو ِر من مي شتابند و خود را آماده مي كنند. پس براي ملاقات من بيدار شو و ببين. 5 اما تو اي يهوه ، خداي صبايوت ، خداي اسرائيل ، بيدار شده ، همة ام�ت ها را مكافات برسان و بر غداران� بدكار شفقت مفرما ، س�لاه.
6 شامگاهان برمي گردند و مثل سگ بانگ مي كنند و در شهر دور مي زنند. 7 از دهان خود بدي را فرو ميريزند. در لبهاي ايشان شمشيرهاست. زيرا مي گويند: كيست كه بشنود ؟
8 و اما تو اي خداوند ، بر ايشان خواهي خنديد و تمام ِي ام�ت ها را استهزا خواهي نمود.
9 اي قو�ت من ، بسوي تو انتظار خواهم كشيد زيرا خدا قلعة بلند من است.
‎10‎ خداي رحمت من پيش روي من خواهد رفت. خدا مرا بر دشمنانم نگران خواهد ساخت.
‎11‎ ايشان را به قتل مرسان. مبادا قوم من فراموش كنند. ايشان را به قو�ت خود پراكنده ساخته ، به زير انداز ، اي خداوند كه سپر ما هستي!
‎12‎ به سبب گناه� زبان و سخنهاي لبهاي خود ، در تكبر خويش گرفتار مي شوند ؛ و به عوض لعنت و دروغي كه مي گويند ،
‎13‎ ايشان را فاني كن ، در غضب فاني كن تا نيست گردند و بدانند كه خدا در يعقوب تا اقصاي زمين سلطنت مي كند. س�لاه. ‎14‎ و شامگاهان برگرديده ، مثل سگ بانگ زنند و در شهر گردش مي كنند.
‎15‎ و براي خوراك پراكنده مي شوند و سير نشده ، شب را بسر برند.
‎16‎ و ام�ا من قو�ت تو را خواهم سراييد و بامدادان از رحمت تو ترنم خواهم نمود. زيرا قلعة بلند من هستي و در روز تنگي ملجاي مني. ‎17‎ اي قو�ت من براي تو سرود مي خوانم ، زيرا خدا قلعة بلند من است و خداي رحمت من.
‎60‎ 1 اي خدا ما را دور انداخته ، پراكنده ساخته اي! خشمناك بودي ، بسوي ما رجوع فرما!
2 زمين متزلزل ساخته ، آن را شكافته اي! شكستگيهايش را شفا ده زيرا به جنبش آمده است.
3 چيزهاي مشكل را به خود خود نشان داده اي. بادة سرگرداني به ما نوشانيده اي. 4 ع� َلمي به ترسندگان خود داده اي تا آن را براي راستي برافرازند ، سلاه.
5 تا حبيبان تو نجات يابند. به دست راست خود نجات ده و مرا مستجاب فرما. 6 خدا در قدوسيت خود سخن گفته است. پس وجد خواهم نمود: شكيم را تقسيم مي كنم و وادي س ّكوت را خواهم پيمود.
7 ج ِل ْعاد از آن من است ، م�ن َس�ي از آن من. افرايم خود سر من است و يهودا عصاي سلطنت من. 8 موآب ظرف طهارت من است و بر َاد�وم كفش خود را خواهم انداخت. اي فلسطين براي من بانگ برآور!
9 كيست كه مرا به شهر حصين درآورد ؟ و كيست كه مرا به ادوم رهبري كند ؟
‎10‎ مگر نه تو اي خدا كه ما را دور انداخته اي و. با لشكرهاي ما اي خدا بيرون نمي آيي ؟
‎11‎ مرا از دشمن اعانت فرما زيرا معاونت انسان باطل است.
‎12‎ با خدا ظفر خواهيم يافت. زيرا اوست كه دشمنان ما را پايمال خواهد كرد.
‎462‎