جزو «بیست و دو» درس آموزشی از کتاب مقدّس کتاب مقدّس؛ عهد عتیق؛ کامل | Page 458

‎15‎ موت بر ايشان ناگهان آيد و زنده بگور فرو روند. زيرا شرارت در مسكن هاي ايشان و درميان ايشان است.
‎16‎ و اما من نزد خدا فرياد مي كنم و خداوند مرا نجات خواهد داد.
‎17‎ شامگاهان و صبح و ظهر ناله و شكايت و ناله مي كنم و او آواز مرا خواهد شنيد. ‎18‎ جانم را از جنگي كه بر من شده بود ، بسلامتي فديه داده است. زيرا بسياري با من مقاومت كردند.
‎19‎ خدا خواهد شنيد و ايشان را جواب خواهد داد ، او كه از ازل نشسته است ، س�لاه. زيرا كه در ايشان تبديلها نيست و از خدا نمي ترسند. ‎20‎ دست خود را بر صلح انديشان خويش دراز كرده ، عهد خويش را شكسته است.
‎21‎ س خنا ن� چر ِب زبانش نرم ، ليكن دلش جنگ است. سخنانش پرب تر از روغن ليكن شمشيرهاي برهنه است.
‎22‎ نصيب خود را به خداوند بسپار و تو را رزق خواهد داد. او تا به ابد نخواهد گذاشت كه مرد� عادل جنبش خورد.
داشت. ‎56‎
‎57‎
‎23‎ و تو اي خدا ايشان را به چاه هلاكت فرو خواهي آورد. مردمان خون ريز و حيله ساز ، روزهاي خود را نيمه نخواهند كرد. ليكن من بر تو تو ّكل خواهم
1 اي خدا بر من رحم فرما ، زيرا كه انسان مرا به شدت تعاقب مي كند. تمامي روز جنگ كرده ، مرا اذيت مي نمايد.
2 خصمانم تمام ِي روز مرا به شدت تعاقب مي كنند. زيراكه بسياري با تكبر با من مي جنگند.
3 هنگامي كه ترسان شوم ، من بر تو تو ّكل خواهم داشت. 4 در خدا كلام او را خواهم ستود. بر خدا تو ّكل كرده ، نخواهم ترسيد. انسان به من چه مي تواند كرد ؟
5 هر روزه سخنان مرا منحرف مي سازند. همه فكرهاي ايشان دربارة من بر شرارت است.
6 ايشان جمع شده ، كمين مي سازند. بر قدمهاي من چشم دارند زيرا قصد جان من دارند. 7 آيا ايشان به سبب شرارت خود نجات خواهند يافت ؟ اي خدا ام ّت ها را در غضب خويش بينداز.
8 تو آوارگيهاي مرا تقرير كرده اي. اشكهايم را در مشك خود بگذار. آيا اين در دفتر تو نيست ؟
9 آنگاه روزي كه تو را بخوانم دشمنانم رو خواهند گردانيد. اين را مي دانم زيرا خدا با من است.
‎10‎ در خدا كلام او را خواهم ستود. در خداوند كلام او را خواهم ستود.
‎11‎ بر خدا تو ّكل دارم پس نخواهم ترسيد. آدميان به من چه مي توانند كرد ؟
‎12‎ اي خدا نذرهاي تو بر من است. قرباني هاي حمد را نزد تو خواهم گذرانيد.
‎13‎ زيراكه جانم را از موت رهانيده اي. آيا پايهايم را نيز از لغزيدن نگاه نخواهي داشت تا در نور زندگان به حضور خدا سالك باشم ؟
1 اي خدا بر من رحم فرما ، بر من رحم فرما! زيرا جانم در تو پناه مي برد ، و در ساية بالهاي تو پناه مي برم تا اين بلايا بگذرد.
2 نزد خداي تعالي آواز خواهم داد ، نزد خدايي كه همه چيز را برايم تمام مي كند.
3 از آسمان فرستاده ، مرا خواهد رهانيد. زيرا تعاقب كنندة سخن من ملامت مي كند ، سلاه. خدا رحمت و راست ِي خود را خواهد فرستاد. 4 جان من درميان شيران است. در ميان آتش افروزان مي خوابم يعني آدمياني كه دندانهايشان نيزه ها و تيرهاست و زبان ايشان شمشير برنده است.
5 اي خدا بر آسمانها متعال شو و جلال تو بر ت مام ِي جهان. 6 دامي براي پايهايم مهيا ساختند و جانم خم گرديد. چاهي پيش رويم كندند ، و خود در ميانش افتادند ، سلاه.
7 دل من مستحكم است ؛ خدايا دل من مستحكم است. سرود خواهم خواند و ترنم خواهم نمود.
8 اي جلا من بيدار شو! اي بربط و عود بيدار شو! صبحگاهان من بيدار خواهم شد. 9 اي خداوند تو را در ميان ام�ت ها حمد خواهم گفت. تو را در ميان قوم ها تسبيح خواهم خواند.
‎10‎ زيرا رحمت تو تا آسمانها عظيم است و راس ت ِي تو تا افلاك.
‎11‎ خدايا بر آسمانها متعال شو ، و جلال تو بر تمام ِي جهان.
‎58‎ 1 آيا في الحقيقت به عدالتي كه گنگ است سخن مي گوييد ؟ و اي بني آدم ، آيا به راستي داوري مي نماييد ؟
2 بلكه در دل خود شرارتها به عمل مي آوريد و ظلم دستهاي خود را در زمين از ميزان در مي كنيد.
3 شريران ر�ح�م منحرف هستند ، از شكم مادر دروغ گفته ، گمراه مي شوند.
‎461‎