15 موت بر ايشان ناگهان آيد و زنده بگور فرو روند. زيرا شرارت در مسكن هاي ايشان و درميان ايشان است.
16 و اما من نزد خدا فرياد مي كنم و خداوند مرا نجات خواهد داد.
17 شامگاهان و صبح و ظهر ناله و شكايت و ناله مي كنم و او آواز مرا خواهد شنيد. 18 جانم را از جنگي كه بر من شده بود ، بسلامتي فديه داده است. زيرا بسياري با من مقاومت كردند.
19 خدا خواهد شنيد و ايشان را جواب خواهد داد ، او كه از ازل نشسته است ، س�لاه. زيرا كه در ايشان تبديلها نيست و از خدا نمي ترسند. 20 دست خود را بر صلح انديشان خويش دراز كرده ، عهد خويش را شكسته است.
21 س خنا ن� چر ِب زبانش نرم ، ليكن دلش جنگ است. سخنانش پرب تر از روغن ليكن شمشيرهاي برهنه است.
22 نصيب خود را به خداوند بسپار و تو را رزق خواهد داد. او تا به ابد نخواهد گذاشت كه مرد� عادل جنبش خورد.
داشت. 56
57
23 و تو اي خدا ايشان را به چاه هلاكت فرو خواهي آورد. مردمان خون ريز و حيله ساز ، روزهاي خود را نيمه نخواهند كرد. ليكن من بر تو تو ّكل خواهم
1 اي خدا بر من رحم فرما ، زيرا كه انسان مرا به شدت تعاقب مي كند. تمامي روز جنگ كرده ، مرا اذيت مي نمايد.
2 خصمانم تمام ِي روز مرا به شدت تعاقب مي كنند. زيراكه بسياري با تكبر با من مي جنگند.
3 هنگامي كه ترسان شوم ، من بر تو تو ّكل خواهم داشت. 4 در خدا كلام او را خواهم ستود. بر خدا تو ّكل كرده ، نخواهم ترسيد. انسان به من چه مي تواند كرد ؟
5 هر روزه سخنان مرا منحرف مي سازند. همه فكرهاي ايشان دربارة من بر شرارت است.
6 ايشان جمع شده ، كمين مي سازند. بر قدمهاي من چشم دارند زيرا قصد جان من دارند. 7 آيا ايشان به سبب شرارت خود نجات خواهند يافت ؟ اي خدا ام ّت ها را در غضب خويش بينداز.
8 تو آوارگيهاي مرا تقرير كرده اي. اشكهايم را در مشك خود بگذار. آيا اين در دفتر تو نيست ؟
9 آنگاه روزي كه تو را بخوانم دشمنانم رو خواهند گردانيد. اين را مي دانم زيرا خدا با من است.
10 در خدا كلام او را خواهم ستود. در خداوند كلام او را خواهم ستود.
11 بر خدا تو ّكل دارم پس نخواهم ترسيد. آدميان به من چه مي توانند كرد ؟
12 اي خدا نذرهاي تو بر من است. قرباني هاي حمد را نزد تو خواهم گذرانيد.
13 زيراكه جانم را از موت رهانيده اي. آيا پايهايم را نيز از لغزيدن نگاه نخواهي داشت تا در نور زندگان به حضور خدا سالك باشم ؟
1 اي خدا بر من رحم فرما ، بر من رحم فرما! زيرا جانم در تو پناه مي برد ، و در ساية بالهاي تو پناه مي برم تا اين بلايا بگذرد.
2 نزد خداي تعالي آواز خواهم داد ، نزد خدايي كه همه چيز را برايم تمام مي كند.
3 از آسمان فرستاده ، مرا خواهد رهانيد. زيرا تعاقب كنندة سخن من ملامت مي كند ، سلاه. خدا رحمت و راست ِي خود را خواهد فرستاد. 4 جان من درميان شيران است. در ميان آتش افروزان مي خوابم يعني آدمياني كه دندانهايشان نيزه ها و تيرهاست و زبان ايشان شمشير برنده است.
5 اي خدا بر آسمانها متعال شو و جلال تو بر ت مام ِي جهان. 6 دامي براي پايهايم مهيا ساختند و جانم خم گرديد. چاهي پيش رويم كندند ، و خود در ميانش افتادند ، سلاه.
7 دل من مستحكم است ؛ خدايا دل من مستحكم است. سرود خواهم خواند و ترنم خواهم نمود.
8 اي جلا من بيدار شو! اي بربط و عود بيدار شو! صبحگاهان من بيدار خواهم شد. 9 اي خداوند تو را در ميان ام�ت ها حمد خواهم گفت. تو را در ميان قوم ها تسبيح خواهم خواند.
10 زيرا رحمت تو تا آسمانها عظيم است و راس ت ِي تو تا افلاك.
11 خدايا بر آسمانها متعال شو ، و جلال تو بر تمام ِي جهان.
58 1 آيا في الحقيقت به عدالتي كه گنگ است سخن مي گوييد ؟ و اي بني آدم ، آيا به راستي داوري مي نماييد ؟
2 بلكه در دل خود شرارتها به عمل مي آوريد و ظلم دستهاي خود را در زمين از ميزان در مي كنيد.
3 شريران ر�ح�م منحرف هستند ، از شكم مادر دروغ گفته ، گمراه مي شوند.
461