جزو «بیست و دو» درس آموزشی از کتاب مقدّس کتاب مقدّس؛ عهد عتیق؛ کامل | Page 456

5 مق دسان� مرا نزد من جمع كنيد. كه عهد را با من به قرباني بسته اند.
6 و آسمانها از انصاف او خبر خواهند داد ‏،؟ زيرا خدا خود داور است ، سلاه.
7 اي قوم من بشنو تا سخن گويم ، و اي اسرائيل تا برايت شهادت دهم كه خدا ، خداي تو من هستم. 8 دربارة قرباني هايت تو را توبيخ نمي كنم و قرباني هاي سو ختن ِي تو دائم ًا در نظر من است
9 گوساله اي از خانة تو نمي گيرم و نه بزي از آغل تو.
‎10‎ زيرا كه جميع حيوانات جنگل از آن منند و بهايمي كه بر هزاران كوه مي باشند.
‎11‎ همه پرندگان كوهها را مي شناسم و وحوش صحرا نزد من حاضرند.
‎12‎ اگر گرسنه مي بودم تو را خبر نمي دادم ، زيرا ربع مسكون و پ�ري آن از آن من است.
‎13‎ آيا گوشت گاوان را بخورم و خون بزها را بنوشم ؟ ‎14‎ براي خدا قرباني تشكر را بگذران ، و نذرهاي خويش را به حضرت اعلي وفا نما. ‎15‎ پس در روز تنگي مرا بخوان تا تو را خلاصي دهم و مرا تمجيد بنمايي.
‎16‎ و اما به شرير خدا مي گويد: ترا چه كار است كه فرايض مرا بيان مي كني و عهد مرا به زبان خود بياوري ؟ ‎17‎ چونكه تو از تأديب نفرت داشته اي و كلام مرا پشت سر خود انداخته اي.
‎18‎ چون دزد را ديدي او را پسند كردي و نصيب تو با زناكاران است.
‎19‎ دهان خود را به شرارت گشوده اي و زبانت حيله را اختراع مي كند. ‎20‎ نشسته اي تا به ضد برادر خود سخن راني و دربارة پسر مادر خويش غيبت كني.
‎21‎ اين را كردي و من سكوت نمودم. پس گمان بردي كه من مثل تو هستم. ليكن تو را توبيخ خواهم كرد. و اين را پيش نظر تو به ترتيب خواهم نهاد.
‎22‎ اي فراموش كنندگان خدا ، در اين تفكر كنيد! مبادا شما را بدرم و رهاننده اي نباشد.
‎23‎ هركه قرباني تشكر را گذراند مرا تمجيد مي كند ، و آنكه طريق خود را راست سازد ، نجات خدا را به وي نشان خواهم داد.
‎51‎ 1 اي خدا به حسب رحمت خود بر من رحم فرما ؛ به حسب كثرت رأفت خويش گناهانم را محو ساز.
2 مرا از عصيانم به كلي شست و شو ده و از گناهم مرا طاهر كن.
3 زيرا كه من به معصيت خود اعتراف مي كنم و گناهانم هميشه در نظر من است. 4 به تو و به تو تنها گناه ورزيده ، و در نظر تو اين بدي را كرده ام ، تا در كلام خود م� ّص �دق گردي و در داوري خويش م�ز ّكي شوي.
5 اينك در معصيت سرشته شدم و مادرم در گناه من آبستن گرديد.
6 اينك به ر است ِي در قلب راغب هستي. پس حكمت را در باطم من به من بياموز. 7 مرا با زوفا پاك كن تا طاهر شوم. مرا شست و شو كن تا از برف سفيد گردم.
8 شادي و خرمي را به من بشنوان تا استخوانهايي كه كوبيده اي به وجد آيد.
9 روي خود را از گناهانم بپوشان و همه خطاياي مرا محو كن.
‎10‎ اي خدا دل طاهر در من بيافرين و روح مستقيم در ابطنم تازه بساز.
‎11‎ مرا از حضور خود مينداز ، و روح قدوس خود را از من مگير.
‎12‎ شاد ِي نجات خود را به من باز ده و به روح آزاد مرا تأييد فرما.
‎13‎ آنگاه طريق تو را به خطاكاران تعليم خواهم داد ، و گناهكاران بسوي تو بازگشت خواهند نمود. ‎14‎ مرا از خونها نجات ده! اي خدايي كه خداي نجات من هستي! تا زبانم به عدالت تو ترن ّم نمايد.
‎15‎ خداوند لبهايم را بگشا تا زبانم تسبيح تو را اخبار نمايد. ‎16‎ زيرا قرباني را دوست نداشتني والا مي دادم. قرباني ِ سوختني را پسند نكردي.
‎17‎ قرباني هاي خدا روح شكسته است. خدايا دل شكسته و كوبيده را خوار نخواهي شمرد.
‎18‎ به رضامند ِي خود بر صيهون احسان فرما و حصارهاي اورشليم را بنا نما. ‎19‎ آنگاه از قرباني هاي عدالت و قرباني هاي سوختن ِي تمام راضي شد و گوساله ها بر مذبح تو خواهند گذرانيد.
‎52‎
‎459‎