5 اي يهوه خداي ما چه بسيار است كارهاي عجيب كه تو كرده اي و تدبيرهاي كه براي ما نموده اي. در نزد تو آنها را تقديم نتوان كرد ، اگر آنها را تقرير و بيان كنم ، از حد شمار زياده است.
6 در قرباني و هديه رغبت نداشتي. اما گوشهاي مرا باز كردي. قرباني ِ سوختني و قرباني گناه را نخواستي. 7 آنگاه گفتم: اينك مي آيم! در طومار كتاب درباره من نوشته شده است.
8 در بجا آوردن ارادة تو اي خداي من رغبت مي دارم و شريعت تو در اندرون دل من است.
9 در جماعت بزرگ به عدالت بشارت دادم. اينك لبهاي خود را باز نخواهم داشت و تو اي خداوند مي داني.
10 عدالت تو را در دل خود مخفي نداشته ام. امانت و نجات تو را بيان كرده ام. رحمت و راست ِي تو را از جماعت بزرگ پنهان نكرده ام.
11 پس تو اي خداوند لطف خود را از من باز مدار. رحمت و راستي ِ تو دائم ًا مرا محافظت مي كند.
است.
41
خ 2
12 زيرا كه بلاياي بيشمار مرا احاطه مي كند. گناهانم مرا دور گرفته است به حدي كه نمي توانم ديد. از مويهاي سر من زياده است و دل من مرا ترك كرده
13 اي خداوند مرحمت فرموده ، مرا نجات بده. اي خداوند به اعانت من تعجيل فرما. 14 آناني كه قصد هلاكت جان من دارند ، جميع َا خجل و شرمنده شوند ، و آناني كه در بد ِي من رغبت دارند ، به عقب برگردانيده و رسوا گردند.
15 آناني كه بر من ه�ه ه�ه مي گويند ، به سبب: خجالت خويش حيران شوند. 16 و اما جميع طالبان تو در تو وجد و شادي نمايند و آناني كه نجات تو را دوست مي دارند ، دائم َا گويند كه خداوند بزرگ است.
17 و اما من مسكين و فقير هستم و خداوند دربارة من تفكر مي كند. تو معاون و نجات دهندة من هستي. اي خداي من ، تأخير مفرما.
1 خوشابحال كسي كه براي فقير تفكر مي كند. خداوند او را در روز بلا خلاصي خواهد داد. داوند او را محافظت خواهد كرد و زنده خواهد داشت. او در زمين مبارك خواهد بود و او را به آرزوي دشمنانش تسليم نخواهي كرد.
3 خداوند او را بر بستر بيماري تأييد خواهد نمود. تمام ِي خوابگاه او را در بيماري اش خواهي گسترانيد. 4 من گفتم: اي خداوند بر من رحم نما. جام مرا شفا بده زيرا به تو گناه ورزيده ام.
5 دشمنانم دربارة من بدي سخن مي گويند كه كي بميرد و نام او ُگم شود. 6 و اگر براي ديدن من بيايد ، سخن باطل مي گويد و دلش در خود شرارت را جمع مي كند. چون بيرون رود آن را شايع مي كند.
7 و جميع خصمانم با يكديگر بر من نم�امي مي كنند و دربارة من بدي مي انديشند ، 8 كه حادثه اي مهلك بر او ريخته شده است. و حال او كه خوابيده است و ديگر نخواهد برخاست.
9 و آن دوست خالص من كه بر او اعتماد مي داشتم كه نان مرا نيز مي خورد ، پاشنة خود را بر من بلند كرد.
10 و اما تو اي خداوند بر من رحم فرموده ، مرا برپا بدار تا مجازات بديشان مي رسانم.
11 از اين مي دانم كه در من رغبت داري زيرا دشمنم بر من فخر نمي نمايد.
12 و مرا به سبب كمالم مستحكم نموده اي و مرا به حضور خويش دائم ًا قائ�م خواهي نمود.
13 يهود خداي اسرائيل متبارك باد. از ازل تا به ابد. آمين و آمين.
42 1 چنانكه آهو براي نهرهاي آب شدت اشتياق دارد ، همچنان اي خدا جان من اشتياق شديد براي تو دارد.
2 جان من تشنة خداست تشنة خداي حي� ، كه كي بيايم و به حضور خدا حاضر شوم.
3 اشكهايم روز و شب نان من مي بود. تمامي روز مرا مي گفتند: خداي تو كجاست ؟ 4 چون اين را بياد مي آورم ، جان خود را بر خود مي ريزم. چگونه با جماعت مي رفتم و ايشان را به خانة خدا پيشروي مي كردم ، به آواز ترنم و تسبيح در گروه عيد كنندگان.
5 اي جانم چرا منحني شده اي و چرا در من پريشان گشته اي ؟ بر خدا اميد دار زيرا كه او را براي نجات روي او باز حمد خواهم گفت.
6 اي خداي من ، جانم در من منحني شد. بنابراين تو را از زمين اردن ياد خواهم كرد ، از كوههاي حرمون و از جبل م� ْص َغر. 7 لج�ه به لج�ه ندا مي دهد از آواز آبشارهاي تو ؛ جميع خيزابها و موجهاي تو بر گذشته است.
8 در روز خداوند رحمت خود را خواهد فرمود ، و در شب سرود او با من خواهد بود و دعا نزد خداي حيات من.
455