جزو «بیست و دو» درس آموزشی از کتاب مقدّس کتاب مقدّس؛ عهد عتیق؛ کامل | Seite 446

‎29‎
5 چونكه در اعمال خداوند و صنعت دست وي تفكر نمي كنند. ايشان را منهدم خواهي ساخت و بنا نخواهي نمود.
6 خداوند متبارك باد زيرا كه آواز تضرع مرا شنيده است.
7 خداوند قو�ت من و سپر من است. دلم بر او توكل داشت و مدد يافته ام. پس دل من به وجد آمده است و به سرود خود او را حمد خواهم گفت. 8 خداوند قو�ت ايشان است و براي مسيح خود قلعة نجات.
9 قوم خود را نجات ده و ميراث خود را مبارك فرما. ايشان را رعايت كن و برافراز تا ابدالآباد.
1 اي فرزندان خدا ، خداوند را توصيف كنيد. جلال و قو�ت را براي خداوند توصيف نماييد.
2 خداوند را به جلال اسم او تمجيد نماييد. خداوند را در زينت قد�وسيت سجده كنيد.
3 آواز خداوند فوق آبها است. خداي جلال رعد مي دهد. خداوند بالاي آبهاي بسيار است. 4 آواز خداوند با قو�ت است. آواز خداوند با جلال است. 5 آواز خداوند سروهاي آزاد را مي شكند. خداوند سروهاي آزاد لبنان را مي شكند.
6 آنها را مثل گوساله مي جهاند. لبنان و سريون را مثل بچة گاو وحشي.
7 آواز خداوند زبانه هاي آتش را مي شكافد. 8 آواز خداوند صحرا را متزلزل مي سازد. خداوند صحراي قاد� ْش را متزلزل مي سازد.
9 آواز خداوند غزالها را به درد زه مي اندازد ، و جنگل را بي برگ مي گرداند. و در هيكل او جميع ًا جلال را ذكر مي كنند.
‎10‎ خداوند بر طوفان جلوس نمود. خداوند نشسته است پادشاه تا ابدالآباد.
‎11‎ خداوند قوم خود را قو�ت خواهد بخشيد. خداوند قوم خود را به سلامتي مبارك خواهد نمود.
‎30‎ 1 اي خداوند تو را تسبيح مي خوانم زيرا كه مرا بالا كشيدي و دشمنانم را بر من مفتخر نساختي.
2 اي يهوه خداي من ، نزد تو استغاثه نمودم و مرا شفا دادي.
3 اي خداوند جانم را از حفره برآوردي. مرا زنده ساختي تا به هاويه فرو نروم. 4 اي مقد�سان خداوند او را بسراييد و به ذكر قد�وسي�ت او حمد گوييد!
5 زيرا كه غضب او لحظه اي است و در رضامندي او زندگاني. شامگاه گريه نزيل مي شود. صبحگاهان شادي رخ مي نمايد. 6 و اما من در كاميابي خود گفتم: جنبش نخواهم خورد تا ابدالآباد.
7 اي خداوند به رضامندي خود كوه مرا در قو�ت ثابت گردانيدي و چون روي خود را پوشانيدي پريشان شدم.
8 اي خداوند نزد تو فرياد برمي آورم و نزد خداوند تضرع مي نمايم. 9 در خون من چه فايده است چون به حفره فرو روم ؟ آيا خاك تو را حمد مي گويد و راستي تو را اخبار مي نمايد ؟
‎10‎ اي خداوند بشنو و به من كرم فرما. اي خداوند مددكار من باش.
‎11‎ ماتم مرا براي من به رقص مبدل ساخته اي. پلاس را از من بيرون كرده و كمر مرا به شادي بسته اي.
‎12‎ تا جلالم ترا سرود خواند و خاموش نشود. اي يهوه خداي من ، تو را حمد خواهم گفت تا ابدالآباد.
‎31‎ 1 اي خداوند بر تو توكل دارم ؛ پس خجل نشوم تا به ابد. در عدالت خويش مرا نجات بده.
2 گوش خود را به من فراگير و مرا به زودي برهان. برايم صخره اي قوي و خانه اي حصين باش تا مرا خلاصي دهي.
3 زيرا صخره و قلعة من هستي. به خاطر نام خود مرا هدايت و رهبري فرما. 4 مرا از دامي كه برايم پنهان كرده اند بيرون آور.
5 زيرا قلعة من تو هستي. روح خود را به دست تو مي سپارم. اي يهوه ، خداي حق ، تو مرا فديه دادي.
6 از آناني كه از اباطيل پيروي مي كنند نفرت مي كنم. و اما من بر خداوند توكل مي دارم. 7 به رحمت تو وجد و شادي مي كنم زيرا مشقت ديده و جانم را در تنگيها شناخته اي ؛
8 مرا به دست دشمن اسير نساخته اي ؛ پايهاي مرا بجاي وسيع قائم گردانيده اي.
9 اي خداوند بر من رحمت فرما زيرا در تنگي هستم. چشم من از غصه كاهيده شد ، بلكه جانم و جسدم نيز.
‎449‎