جزو «بیست و دو» درس آموزشی از کتاب مقدّس کتاب مقدّس؛ عهد عتیق؛ کامل | Page 447

‎10‎ زيرا كه حياتم از غم و سالهايم از ناله فاني گرديده است. قو�تم از گناهم ضعيف و استخوانهايم پوسيده شد.
‎11‎ نزد همة دشمنانم عار گرديده ام. خ صوص ًا نزد همسايگان خويش ؛ و باعث خوف آشنايان شده ام. هر كه مرا بيرون بيند از من مي گريزد.
‎12‎ مثل مرده از خاطر فراموش شده ام و مانند ظرف� تلف شده گرديده ام.
‎13‎ زيرا كه بهتان را از بسياري شنيدم و خوف گرداگرد من مي باشد ، زيرا بر من با هم مشورت مي كنند و در قصد جانم تفكر مي نمايند. ‎14‎ و اما من بر تو اي خداوند توكل مي دارم و گفته ام خداي من تو هستي. ‎15‎ وقتهاي من در دست تو مي باشد. مرا از دست دشمنانم و جفا كنندگانم خلاصي ده.
‎16‎ روي خود را بر بنده ات تابان ساز و مرا به رحمت خود نجات بخش.
‎17‎ اي خداوند خجل نشوم چونكه تو را خوانده ام. شريران خجل شوند و در حفره خاموش باشند. ‎18‎ لبهاي دروغ گو گنگ شود كه به درشتي و تكبر و استهانت بر عادلان سخن مي گويد.
‎19‎ زهي عظمت احسان تو كه براي ترسندگانت ذخيره كرده اي و براي متوك ّلانت پيش بني آدم ظاهر ساخته اي. ‎20‎ ايشان را در پردة روي خود از مكايد مردم خواهي پوشانيد. ايشان را در خيمه اي از عداوت زبانها مخفي خواهي داشت
‎21‎ متبارك باد خداوند كه رحمت عجيب خود را در شهر حصين به من ظاهر كرده است.
‎22‎ و اما من در حيرت خود گفتم كه از نظر تو منقطع شده ام. ليكن چون نزد تو فرياد كردم آواز تضرع مرا شنيدي.
‎23‎ اي جميع مق د�سا ن� خداوند او را دوست داريد. خداوند ُامنا را محفوظ مي دارد و متكبران را مجازات كثير مي دهد. ‎24‎ قوي باشيد و دل شما را تقويت خواهد داد ، اي همگاني كه براي خداوند انتظار مي كشيد!
‎32‎ 1 خوشابحال كسي كه عصيان او آمرزيده شد و گناه وي مستور گرديد.
2 خوشابحال كسي كه خداوند به وي جرمي در حساب نياو�ر�د و در روح او حيله اي نمي باشد.
3 هنگامي كه خاموش مي بودم ، استخوانهايم پوسيده مي شد از نعره اي كه تمامي روز مي زدم. 4 چونكه شب و روز بر من سنگين مي بود. رطوبتم به خشك ِي تابستان مبدل گرديد ، سلاه.
5 به گناه خود نزد تو اعتراف كردم و جرم خود را مخفي نداشتم. گفتم: عصيان خود را نزد خداوند اقرار مي كنم. پس تو آلايش گناهم را عفو كردي ، سلاه. 6 از اين رو هر مقد�سي در وقت اجابت نزد تو دعا خواهد كرد. وقتي كه آبهاي بسيار به س� ي�لا ن آيد ، هرگز بدو نخواهد رسيد.
7 تو ملجاي من هستي مرا از تنگي حفظ خواهي كرد. مرا به سوردهاي نجات احاطه خواهي نمود ، سلاه. 8 تو را حكمت خواهم آموخت و به راهي كه بايد رفت ارشاد خواهم نمود و تو را به چشم خود كه بر تو است نصيحت خواهم فرمود.
9 مثل اسب و قاطر بي فهم مباشيد كه آنها را براي بستن به دهنه و لگام زينت مي دهند ، وا ّلا نزديك نخواهند آمد.
‎10‎ غمهاي شرير بسيار مي باشد ، ام�ا هركه بر خداوند توكل دارد رحمت او را احاطه خواهد كرد.
‎11‎ اي صالحان در خداوند شادي و وجد كنيد و اي همة راست دلان ترن ّم نماييد.
‎33‎ 1 اي صالحان در خداوند شادي نماييد ، زيرا كه تسبيح خواندن راستان را مي شايد.
2 خداوند را با بربط حمد بگوييد ؛ با عود ده تار او را سرود بخوانيد.
3 سرودي تازه براي او بسراييد ؛ نيكو بنوازيد با آهنگ بلند. 4 زيرا كلام خدا مستقيم است و جميع كارهاي او با امانت است. 5 عدالت و انصاف را دوست مي دارد. جهان از رحمت خداوند پر است.
6 به كلام خداوند آسمانها ساخته شد و كل جنود آنها به َن ْفخ�ة دهان او.
7 آبهاي دريا را مثل توده جمع مي كند و لج�ه ها را در خزانه ها ذخيره مي نمايد. 8 تمام ِي اهل زمين از خداوند بترسند ؛ جميع سكنة ربع مسكون از او بترسند.
9 زيرا كه او گفت و شد ؛ او امر فرمود و قايم گرديد.
‎10‎ خداوند مشورت ام�ت ها را باطل مي كند ؛ تدبيرهاي قبائل را نيست مي گرداند.
‎11‎ مشورت خداوند قائم است تا ابدالآباد ؛ تدابير قلب او تا دهرالد�هور.
‎12‎ خوشابحال ام�تي كه يهوه خداي ايشان است و قومي كه ايشان را براي ميراث خود برگزيده است.
‎450‎