جزو «بیست و دو» درس آموزشی از کتاب مقدّس کتاب مقدّس؛ عهد عتیق؛ کامل | 页面 444

‎28‎ زيرا سلطنت از آن خداوند است و او بر ام�ت ها مسلط است.
ساخت.
‎23‎
‎24‎
‎25‎
‎29‎ همه متمو�لان زمين غذا خورده ، سجده خواهند كرد ؛ و به حضور وي هر كه به خاك فرو مي رود ركوع خواهد نمود ؛ و كسي جان خود را زنده نخواهد
‎30‎ ذريتي او را عبادت خواهند كرد و دربارة خداوند طبقة بعد ا�خبار خواهند نمود.
‎31‎ ايشان خواهد آمد و از عدالت او خبر خواهند داد قومي را كه متولد خواهند شد ، كه او اين كار را كرده است.
1 خداوند شبان من است ؛ محتاج به هيچ چيز نخواهم بود.
2 در مرتع هاي سبز مرا مي خواباند. نزد آبهاي راحت مرا رهبري مي كند.
3 جان مرا برمي گرداند و به خاطر نام خود به راههاي عدالت هدايتم مي نمايد. 4 چون در وادي سايه موت نيز راه روم از بدي نخواهم ترسيد زيرا تو با من هستي ؛ عصا و چوب دستي تو مرا تسلي خواهد داد. 5 سفره اي براي من به حضور دشمنانم مي گستراني. سر مرا به روغن تدهين كرده اي و كاسه ام لبريز شده است.
6 هر آينه نيكويي و رحمت تمام عمرم در پي من خواهد بود و در خانة خداوند ساكن خواهم بود تا ابدالآباد.
1 زمين پ�ري آن از آن خداوند است ، ربع مسكون و ساكنان آن.
2 زيرا كه او اساس آن را بر درياها نهاد و آن را بر نهرها ثابت گردانيد.
3 كيست كه به كوه خداوند برآيد ؟ و كيست كه به مكان مقدس او ساكن شود ؟ 4 او كه پاك دست و صاف دل باشد ، كه جان خود را به بطالت ندهد و قسم دروغ نخورد.
5 او بركت را از خداوند خواهد يافت ، و عدالت را از خداي نجات خود.
6 اين است طبقة طالبان او ، طالبان روي تو اي خداي يعقوب. س�لاه. 7 اي دروازه ها سرهاي خود را برافرازيد! اي درهاي ابدي برافراشته شويد تا پادشاه جلال داخل شود!
8 اين پادشاه جلال كيست ؟ خداوند قدير و جبار ، خداوند كه در جنگ جبار است!
9 اي دروازه ها ، سرهاي خود را برافرازيد! اي درهاي ابدي برافرازيد تا پادشاه جلال داخل شود!
‎10‎ اين پادشاه جلال كيست ؟ ي�ه�و�ه َصبايوت پادشاه جلال اوست! سلاه.
1 اي خداوند ، بسوي تو جان خود را بر مي افرازم. اي خداي من ، بر تو توكل مي دارم ؛
2 پس مگذار كه خجل بشوم و دشمنانم بر من فخر نمايند.
3 بلي ، هر كه انتظار تو مي كشد خجل نخواهد شد. آناني كه بي سبب خيانت مي كنند خجل خواهند گرديد. 4 اي خداوند ، طريق هاي خود را به من بياموز و راههاي خويش را به من تعليم ده.
5 مرا به راست ِي خود سالك گردان و مرا تعليم ده زيرا تو خداي نجات من هستي. تمامي روز منتظر تو بوده ام. 6 اي خداوند ، احسانات و رحمت هاي خود را بياد آور چونكه آنها از ازل بوده است.
7 خطاياي جواني و عصيانم را بياد مياور. اي خداوند به رحمت خود و به خاطر نيكويي خويش مرا ياد كن.
8 خداوند نيكو و عادل است ، پس به گناهكاران طريق را خواهد آموخت. 9 مسكينان را به انصاف رهبري خواهد كرد و به مسكينان طريق خود را تعليم خواهد داد.
‎10‎ همه راههاي خداوند رحمت و حق است براي آناني كه عهد و شهادت او را نگاه مي دارند.
‎11‎ اي خداوند به خاطر اسم خود ، گناه مرا بيامرز زيرا كه بزرگ است.
‎12‎ كيست آن آدمي كه از خداوند مي ترسد ؟ او را بطريقي كه اختيار كرده است خواهد آموخت.
‎13‎ جان او در نيكويي شب را بسر خواهد برد و بر ذريت او وارث زمين خواهند شد. ‎14‎ سر� خداوند با ترسندگان او است و عهد او تا ايشان را تعليم دهد. ‎15‎ چشمان من دائم ًا بسوي خداوند است زيرا كه او پايهاي مرا از دام بيرون مي آورد.
‎16‎ بر من ملتفت شده ، رحمت بفرما زيرا كه مسكين و منفرد هستم.
‎17‎ تنگيهاي دل من زياد شده است. مرا از مشقت هاي من بيرون آور.
‎447‎