جزو «بیست و دو» درس آموزشی از کتاب مقدّس کتاب مقدّس؛ عهد عتیق؛ کامل | Page 438

‎13‎ و براي او آلات موت را مهيا ساخته و تيرهاي خويش را شعله ور گردانيده است. ‎14‎ اينك به بطالت آبستن شده ، و به ظلم حامله گرديده ، دروغ را زاييده است.
‎15‎ حفره اي كند و آن را گود نمود ، و در چاهي كه ساخت خود بيفتاد.
‎16‎ ظلم او بر سرش خواهد برگشت و ستم او بر فرقش فرود خواهد آمد. ‎17‎ خداوند را برحسب عدالتش حمد خواهم گفت و اسم خداوند تعالي را تسبيح خواهم خواند.
8 1 اي يهوه خداوند ما ، چه مجيد است نام تو در تمامي زمين ، كه جلال خود را فوق آسمانها گذارده اي!
2 از زبان كودكان و شيرخوارگان به سبب خصمانت قو�ت را بنا نهادي تا دشمن و انتقام گيرنده را ساكت گرداني.
3 چون به آسمان تو نگاه مي كنم كه صنعت انگشتهاي توست ، و به ماه و ستارگاني كه تو آفريده اي ، 4 پس انسان چيست كه او را به ياد آوري ، و بني آدم كه از او تفقد نمايي ؟ 5 او را از فرشتگان اندكي كمتر ساختي و تاج جلال و اكرام را بر سر او گذاردي.
6 او را بر كارهاي دست خودت مسلط نمودي ، و همه چيز را زيرا پاي وي نهادي ، 7 گوسفندان و گاوان جميع ًا ، و بهايم صحرا را نيز ؛
8 مرغان هوا و ماهيان دريا را و هرچه بر راههاي آبها سير مي كند.
9 اي يهوه خداوند ما ، چه مجيد است نام تو در تمامي زمين!
9 1 خداوند را به تمام ِي دل حمد خواهم گفت ؛ جميع عجايب تو را بيان خواهم كرد.
2 در تو شادي و وجد خواهم نمود ؛ نام تو را اي متعال خواهم سراييد.
3 چون دشمنانم به عقب بازگردند ، آنگاه لغزيده ، از حضور تو هلاك خواهند شد. 4 زيرا انصاف و داور ِي من كردي. داور ِ عادل بر مسند نشسته اي. 5 ام�ت ها را توبيخ نموده اي و شريران را هلاك ساخته ، نام ايشان را محو كرده اي تا ابدالآباد.
6 و اما دشمنان نيست و خرابه هاي ابدي گرديده اند ؛ و شهرها را ويران ساخته اي ، حتي ذكر آنها نابود گرديد.
7 ليكن خداوند نشسته است تا ابدالآباد ، و تخت خويش را براي داوري برپا داشته است ؛ 8 و او ربع مسكون را به عدالت داوري خواهد كرد ، و ام�ت ها را به راستي داد خواهد داد.
9 و خداوند قلعة بلند در زمانهاي تنگي.
‎10‎ و آناني كه نام تو را مي شناسند ، بر تو توكل خواهند داشت ، زيرا اي خداوند تو طالبان خود را هرگز ترك نكرده اي.
‎11‎ خداوند را كه بر صيهون نشسته است بسراييد ؛ كارهاي او در ميان قوم ها اعلان نماييد ،
‎12‎ زيرا او كه انتقام گيرندة خون است ، ايشان را به ياد آورده ، و فرياد مسكينان را فرموش نكرده است.
‎13‎ اي خداوند بير من كرم فرموده ، به ظلمي كه از خصمان خود مي كشم نظر افكن! اي كه برافرازندة من از درهاي موت هستي! ‎14‎ تا همة تسبيحات تو را بيان كنم در دروازه هاي دختر صيهون. در نجات تو شادي خواهم نمود.
‎15‎ ام�ت ها به چاهي كه كنده بودند خود افتادند ؛ در دامي كه نهفته بودند پاي ايشان گرفتار شد. ‎16‎ خداوند خود را شناسانيده است و داوري كرده ، و شرير از كار دست خود به دام گرفتار گرديده است. هجايون سلاه.
‎17‎ شريران به هاويه خواهند برگشت و جميع ام�ت هايي را كه خدا را فرموش مي كنند ، ‎18‎ زيرا مسكين هميشه فراموش نخواهد شد ؛ اميد حليمان تا به ابد ضايع نخواهد بود.
‎19‎ برخيز اي خداوند تا انسان غالب نيايد. بر ام�ت ها به حضور تو داوري خواهد شد. ‎20‎ اي خداوند ترس را بر ايشان مستولي گردان ، تا م�ت ها بدانند كه انسانند. سلاه.
‎10‎ 1 اي خداوند چرا دور ايستاده اي و خود را در وقت هاي تنگي پنهان مي كني ؟
2 از تكب�ر شريران ، فقير سوخته مي شود ؛ در مشورت هايي كه انديشيده اند ، گرفتار مي شوند.
‎441‎