13 و براي او آلات موت را مهيا ساخته و تيرهاي خويش را شعله ور گردانيده است. 14 اينك به بطالت آبستن شده ، و به ظلم حامله گرديده ، دروغ را زاييده است.
15 حفره اي كند و آن را گود نمود ، و در چاهي كه ساخت خود بيفتاد.
16 ظلم او بر سرش خواهد برگشت و ستم او بر فرقش فرود خواهد آمد. 17 خداوند را برحسب عدالتش حمد خواهم گفت و اسم خداوند تعالي را تسبيح خواهم خواند.
8 1 اي يهوه خداوند ما ، چه مجيد است نام تو در تمامي زمين ، كه جلال خود را فوق آسمانها گذارده اي!
2 از زبان كودكان و شيرخوارگان به سبب خصمانت قو�ت را بنا نهادي تا دشمن و انتقام گيرنده را ساكت گرداني.
3 چون به آسمان تو نگاه مي كنم كه صنعت انگشتهاي توست ، و به ماه و ستارگاني كه تو آفريده اي ، 4 پس انسان چيست كه او را به ياد آوري ، و بني آدم كه از او تفقد نمايي ؟ 5 او را از فرشتگان اندكي كمتر ساختي و تاج جلال و اكرام را بر سر او گذاردي.
6 او را بر كارهاي دست خودت مسلط نمودي ، و همه چيز را زيرا پاي وي نهادي ، 7 گوسفندان و گاوان جميع ًا ، و بهايم صحرا را نيز ؛
8 مرغان هوا و ماهيان دريا را و هرچه بر راههاي آبها سير مي كند.
9 اي يهوه خداوند ما ، چه مجيد است نام تو در تمامي زمين!
9 1 خداوند را به تمام ِي دل حمد خواهم گفت ؛ جميع عجايب تو را بيان خواهم كرد.
2 در تو شادي و وجد خواهم نمود ؛ نام تو را اي متعال خواهم سراييد.
3 چون دشمنانم به عقب بازگردند ، آنگاه لغزيده ، از حضور تو هلاك خواهند شد. 4 زيرا انصاف و داور ِي من كردي. داور ِ عادل بر مسند نشسته اي. 5 ام�ت ها را توبيخ نموده اي و شريران را هلاك ساخته ، نام ايشان را محو كرده اي تا ابدالآباد.
6 و اما دشمنان نيست و خرابه هاي ابدي گرديده اند ؛ و شهرها را ويران ساخته اي ، حتي ذكر آنها نابود گرديد.
7 ليكن خداوند نشسته است تا ابدالآباد ، و تخت خويش را براي داوري برپا داشته است ؛ 8 و او ربع مسكون را به عدالت داوري خواهد كرد ، و ام�ت ها را به راستي داد خواهد داد.
9 و خداوند قلعة بلند در زمانهاي تنگي.
10 و آناني كه نام تو را مي شناسند ، بر تو توكل خواهند داشت ، زيرا اي خداوند تو طالبان خود را هرگز ترك نكرده اي.
11 خداوند را كه بر صيهون نشسته است بسراييد ؛ كارهاي او در ميان قوم ها اعلان نماييد ،
12 زيرا او كه انتقام گيرندة خون است ، ايشان را به ياد آورده ، و فرياد مسكينان را فرموش نكرده است.
13 اي خداوند بير من كرم فرموده ، به ظلمي كه از خصمان خود مي كشم نظر افكن! اي كه برافرازندة من از درهاي موت هستي! 14 تا همة تسبيحات تو را بيان كنم در دروازه هاي دختر صيهون. در نجات تو شادي خواهم نمود.
15 ام�ت ها به چاهي كه كنده بودند خود افتادند ؛ در دامي كه نهفته بودند پاي ايشان گرفتار شد. 16 خداوند خود را شناسانيده است و داوري كرده ، و شرير از كار دست خود به دام گرفتار گرديده است. هجايون سلاه.
17 شريران به هاويه خواهند برگشت و جميع ام�ت هايي را كه خدا را فرموش مي كنند ، 18 زيرا مسكين هميشه فراموش نخواهد شد ؛ اميد حليمان تا به ابد ضايع نخواهد بود.
19 برخيز اي خداوند تا انسان غالب نيايد. بر ام�ت ها به حضور تو داوري خواهد شد. 20 اي خداوند ترس را بر ايشان مستولي گردان ، تا م�ت ها بدانند كه انسانند. سلاه.
10 1 اي خداوند چرا دور ايستاده اي و خود را در وقت هاي تنگي پنهان مي كني ؟
2 از تكب�ر شريران ، فقير سوخته مي شود ؛ در مشورت هايي كه انديشيده اند ، گرفتار مي شوند.
441