8 بسلامتي مي خسبم و به خواب هم مي روم زيرا كه تو فقط اي خداوند مرا در اطمينان ساكن مي سازي.
5 1 اي خداوند ، به سخنان من گوش بده! در تفك ّر من تأم�ل فرما!
2 اي پادشاه و خداي من به آواز فريادم توجه كن زيرا كه نزد تو دعا مي كنم.
3 اي خداوند صبحگاهان آواز مرا خواهي شنيد ؛ بامدادان دعاي خود را نزد تو آراسته مي كنم و انتظار مي كشم. 4 زيرا تو خدايي نيستي كه به شرارت راغب باشي ، و گناهكار نزد تو ساكن نخواهد شد.
5 متكب�ران در نظر تو نخواهد ايستاد. از همة بطالت كنندگان نقرت مي كني. 6 دروغ گويان را هلاك خواهي ساخت. خداوند شخص خوني و حيله گر را مكروه مي دارد.
7 و اما من از كثرت رحمت تو به خانه ات داخل خواهم شد ، و از ترس تو بسوي هيكل قدس تو عبادت خواهم نمود. 8 اي خداوند ، بسبب دشمنانم مرا به عدالت خود هدايت نما و راه خود را پيش روي من راست گردان.
9 زيرا در زبان ايشان راستي نيست ؛ باطن ايشان محض شرارت است ؛ گلوي ايشان قبر گشاده است و زبانهاي خود را جلا مي دهند.
10 اي خدا ، ايشان را ملزم ساز تا به سبب مشورتهاي خود بيفتند ، و به كثرت خطاياي ايشان ، ايشان را دور انداز زيرا كه بر تو فتنه كرده اند ،
11 و همه متوك ّلانت شادي خواهند كرد و تا به ابد ترن ّم خواهند نمود. زيرا كه ملجاء ايشان تو هستي و آناني كه اسم تو را دوست مي دارند ، در تو وجد خواهند نمود.
12 زيرا تو اي خداوند مرد عادل را بركت خواهي داد ، او را به رضامندي مثل سپر احاطه خواهي نمود.
6 1 اي خداوند ، مرا در غضب خود توبيخ منما و مرا در خشم خويش تأديب مكن!
2 خداوند ، بر من كرم فرما زيرا كه پژمرده ام! اي خداوند مرا شفا ده زيرا كه استخوانهايم مضطرب است ،
3 و جان من بشد�ت پريشان است. پس تو اي خداوند تا به كي ؟ 4 اي خداوند ، رجوع كن و جانم را خلاصي ده! به رحمت خويش مرا نجات بخش!
5 زيرا كه در موت ذكر تو نمي باشد! در هاويه كيست كه تو را حمد گويد ؟ 6 از نالة خود وامانده ام! تمامي شب تخت خواب خود را غرق مي كنم ، و بستر خويش را به اشكها تر مي سازم!
7 و چشم من از غصه كاهيده شد و بسبب همة دشمنانم تار گرديد. 8 اي همة بدكاران از من دور شويد ، زيرا خداوند آواز گرية مرا شنيده است!
9 خداوند استغانة مرا شنيده است. خداوند دعاي مرا اجابت خواهد نمود.
10 همة دشمنانم به شدت خجل و پريشان خواهند شد. رو برگردانيده ، ناگهان خجل خواهند گرديد.
7 1 اي يهوه خداي من ، من در تو پناه مي برم. از همة تعاقب كنندگانم مرا نجات ده و برهان.
2 مبادا او مثل شير جان مرا بدرد ، و خرد سازد و نجات دهنده اي نباشد.
3 اي يهوه خداي من اگر اين را كردم و اگر در دست ظلمي پيدا شد ، 4 اگر به خيرانديش خود بدي كردم و بي سبب دشمن خود را تاراج نمودم ،
5 پس دشمن جانم را تعاقب كند ، و آن را گرفتار سازد ، و حيات مرا به زمين پايمال كند ، و جلالم را در خاك ساكن سازد. سلاه.
6 اي خداوند در غضب خود برخيز ، به سبب قهر دشمنانم بلند شو و براي من بيدار شو! اي كه داوري را امر فرموده اي! 7 و مجمع ام�ت ها گرداگرد تو بيايند. و فوق ايشان به مقام اعلي رجوع فرما.
8 خداوند ام�ت ها را داوري خواهند نمود. اي خداوند ، موافق عدالتم و كمالي كه در من است مرا داد بده! 9 ب د ِي شريران نابود شود و عادل را پايدار كن زيرا امتحان كنندة دلها و قلوب ، خداي عادل است.
10 سپر من بر خدا مي باشد كه راست دلان را نجات دهنده است.
11 خدا داور عادل است و هر روزه خدا خشمناك مي شود.
12 اگر بازگشت نكند شمشير خود را تيز خواهد كرد ؛ كمان خود را كشيده ، و آماده كرده است.
440