جزو «بیست و دو» درس آموزشی از کتاب مقدّس کتاب مقدّس؛ عهد عتیق؛ کامل | Page 436

كتاب مزامير
1 1 خوشابحال كسي كه به مشورت شريران نرود و به راه گناهكاران نايستد ، و در مجلس استهزا كنان ننشيند ؛
2 بلكه رغبت او در شريعت خداوند است و روز و شب در شريعت او تفكر مي كند.
3 پس مثل درختي نشاندة نزد نهرهاي آب خواهد بود ، كه ميوة خود را در موسمش مي دهد ، و برگش پژمرده نمي گردد و هر آنچه مي كند نيك انجام خواهد بود.
2
4 شريران چنين نيستند ، بلكه مثل كاهند كه باد آن را پراكنده مي كند.
5 لهذا شريران در داوري نخواهند ايستاد و نه گناهكاران در جماعت عادلان.
6 زيرا خداوند طريق عادلان را مي داند ، ولي طريق گناهكاران هلاك خواهد شد.
1 چرا ام�ت ها شورش نموده اند و طوائف در باطل تف ّكر مي كنند ؟
2 پادشاهان زمين برمي خيزند و سروران با هم مشورت نموده اند ، به ضد خداوند و به ضد مسيح او ؛
3 كه بندهاي ايشان را بگسليم و زنجيرهاي ايشان را از خود بيندازيم. 4 او كه بر آسمانها نشسته است مي خندد. خداوند بر ايشان استهزا مي كند.
5 آنگاه در خشم خود بديشان تك ّلم خواهد كرد و به غضب خويش ايشان را آشفته خواهد ساخت.
6 و من پادشاه خود را نصب كرده ام ، بر كوه مقد�س خود صيهون. 7 فرمان اعلام مي كنم: خداوند به من گفته است: تو پسر من هستي امروز تو را توليد كردم.
8 از من درخواست كن و ام�ت ها را به ميراث تو خواهم داد و اقصاي زمين را ملك تو خواهم گردانيد. 9 ايشان را به عصاي آهنين خواهي شكست ؛ مثل كوزه گر آنها را خرد خواهي نمود.
‎10‎ و الآن اي پادشاهان تع�قا نماييد! اي داوران جهان متنب�ه گرديد!
‎11‎ خداوند را با ترس عبادت كنيد و با لرز شادي نماييد!
‎12‎ پسر را ببوسيد مبادا غضبناك شود و از طريق هلاك شويد ، زيرا غضب او به اندكي افروخته مي شود. خوشابحال همة آناني كه بر او تو ّكل دارند.
3 1 اي خداوند دشمنانم چه بسيار شده اند. بسياري بر ضد� من برمي خيزند.
2 بسياري براي جان من مي گويند: به جهت او در خدا خلاصي نيست. سلاه
3 ليكن تو اي خداوند گرداگرد من سپر هستي ، جلال من فرازندة سر من. 4 به آواز خود نزد خداوند مي خوانم و مرا از كوه مقد�س خود اجابت مي نمايد. سلاه
5 و اما من خسبيده ، به خواب رفتم و بيدار شدم زيرا خداوند مرا تقويت مي دهد. 6 از كرورهاي مخلوق نخواهم ترسيد مه گرداگرد من صف بسته اند.
7 اي خداوند ، برخيز! اي خدا من ، مرا برهان! زيرا بر رخسار همة دشمنانم زدي ؛ دندانهاي شريران را شكستي.
8 نجات از ان خداوند است و بركت تو بر قوم تو مي باشد. سلاه
4 1 اي خداي عدالت من ، چون بخوانم مرا مستجاب فرما. در تنگي مرا وسعت دادي. بر من كرم فرموده ، دعاي مرا بشنو.
2 اي فرزندان انسان تا به كي جلال من عار خواهد بود ، و بطالت را دوست داشته ، دروغ را خواهيد طلبيد ؟ سلاه
3 اما بدانيد كه خداوند مرد صالح را براي خود انتخاب كرده است ، و چون او را بخوانم خداوند خواهد شنيد. 4 خشم گيريد و گناه مورزيد. در دلها بر بسترهاي خود تف ّكر كنيد و خاموش باشيد. سلاه.
5 قرباني هاي عدالت را بگذرانيد و بر خداوند توكل نماييد.
6 بسياري مي گويند: كيست كه به ما احسان نمايد ؟ اي خداوند نور چهرة خويش را بر ما برافراز. 7 شادماني در دل من پديد آورده اي ، بيشتر از وقتي كه عل ّه و شيرة ايشان افزون گرديد.
‎439‎