40
9 آيا گاو وحشي راضي شود كه تو را خدمت نمايد ، يا نزد آخور تو منزل گيرد ؟
10 آيا گاو وحشي را به ريسمانش به شيار تواني بست ؟ يا واديها را از عقب تو مازو خواهد نمود ؟
11 آيا از اينكه قوت ّش عظيم است بر او اعتماد خواهي كرد ؟ و كار خود را به او حواله خواهي نمود ؟
12 آيا بر او توكل خواهي كرد كه محصولت را باز آورد و آن را به خرمنگاه جمع كند ؟
13 بال شتر مرغ به شادي متح�رك مي شود ام�ا پر و بال او مثل لقلق نيست. 14 زيرا كه تخمهاي خود را به زمين وامي گذارد و بر روي خاك آنها را گرم مي كند ، 15 و فراموش مي كند كه پا آنها را مي افشرد ، و وحوش صحرا آنها را پايمال مي كنند.
16 با بچ�ه هاي خود سختي مي كند كه گويا از آن او نيستند ؛ محنت او باطل است و متأسف نمي شود. 17 زيرا خدا او را از حكمت محروم ساخته ، و از فطانت او را نصيبي نداده است.
18 هنگامي كه به بلندي پرواز مي كند ، اسب و سوارش را استهزا مي نمايد.
19 آيا تو اسب را قو�ت داده و گردن او را به يال ملب�س گردانيده اي ؟ 20 آيا او را مثل ملخ به جست و خيز آورده اي ؟ خروش شيهة او مهيب است.
21 در وادي پا زده ، از قو�ت خود وجد مي نمايد و به مقابلة مسل ّحان بيرون مي رود.
22 بر خوف استهزا كرده ، هراسان نمي شود ،
23 تركش بر او چكچك مي كند ، و نيزة درخشنده و مزارق.
و از دم شمشير برنمي گردد.
24 با خشم و غيض زمين را نوردد. و چون َكرن ّآ صدا مي كند نمي ايستد ،
25 وقتي كه َكر ّنآ نواخته شود هه هه مي گويد و جنگ را از دور استشمام مي كند ، و خروش سرداران و غوغا را. 26 آيا از حكمت تو شاهين مي پرد ؟ و بالهاي خود را بطرف جنوب پهن مي كند ؟
27 آيا از فرمان تو عقاب صعود مي نمايد و آشيانة خود را به جاي بلند مي سازد ؟
28 بر صخره ساكن شده ، مأوا مي سازد ، بر صخرة تيز و بر ملاذ منيع. 29 از آنجا خوراك خود را به نظر مي آورد و چشمانش از دور مي نگرد. 30 بچه هايش خون را مي مكند و جايي كه كشتگانند او آنجا است.
1 و خداوند م ّكرر كرده ، اي�وب را گفت:
2 آيا مجادله كننده با قادر مطلق مخاصمه نمايد ؟ كسي كه با خدا محاج�ه كند آن را جواب بدهد.
3 آنگاه اي�وب خداوند را جواب داده ، گفت: 4 اينك من حقير هستم و به تو چه جواب دهم ؟ دست خود را به دهانم گذاشته ام.
5 يك مرتبه گفتم و تكرار نخواهم كرد. بلكه دو مرتبه و نخواهم افزود. 6 پس خداوند اي�وب را از گردباد خطاب كرد و گفت:
7 الآن كمر خود را مثل مرد ببند. از تو سؤال مي نمايم و مرا اعلام كن.
8 آيا داوري مرا نيز باطل مي نمايي ؟ و مرا ملزم مي سازي تا خويشتن را عادل بنمايي ؟ 9 آيا تو مثل خدا بازويي هست ؟ و به آواز مثل او رعد را تواني كرد ؟
10 الآن خويشتن را به جلال و عظمت زينت بده ، و به عزت و شوكت ملب�س ساز.
11 شد�ت غضب خود را بريز و به هركه متكب�ر است نظر افكنده ، او را به زير انداز.
12 بر هركه متكب�ر است نظر كن و او را ذليل بساز و شريران را در جاي ايشان پايمال كن.
13 ايشان را با هم در خاك پنهان نما و رويهاي ايشان را در جاي مخفي محبوس كن. 14 آنگاه من نيز دربارة تو اقرار خواهم كرد ، كه دست داستت تو را نجات تواند داد.
15 اينك ب�هيموت كه او را با تو آفريده ام كه علف را مثل گاو مي خورد ،
16 همانا قو�ت او در كمرش مي باشد ، و توانايي وي در رگهاي شكمش. 17 دم خود را مثل سرو آزاد مي جنباند. رگهاي رانش به هم پيچيده است.
18 استخوانهايش مثل لوله هاي برنجين و اعضايش مثل تيرهاي آهنين است.
433