37
38
28 كه ابرها آن را به شد�ت مي ريزد و بر انسان به فراواني مي تراود.
29 آيا كيست كه بفهمد ابرها چگونه پهن مي شوند ، يا رعدهاي خيمة او را بداند ؟ 30 اينك نور خود را بر آن مي گستراند و عمق هاي دريا را مي پوشاند.
31 زيرا كه به واسطة آنها قوم ها را داوري مي كند ، و رزق را به فراواني مي بخشد.
32 دستهاي خود را با برق مي پوشاند ، و آن را بر هدف مأمور مي سازد.
33 رعدش از او خبر مي دهد و مواشي از برآمدن او ا ّطلاع مي دهند.
1 از اين نيز دل من مي لرزد و از جاي خود متح�رك مي گردد.
2 گوش داده ، صداي آواز او را بشنويد ، و زمزمه اي را كه از دهان وي صادر مي شود ،
3 آن را در زير تمامي آسمانها مي فرستد ، و برق خويش را تا كرانهاي زمين. 4 بعد از آن صداي غر�ش مي كند و به آواز جلال خويش رعد مي دهد ، و چون آوازش شنيده شد آنها را تأخير نمي نمايد.
5 خدا از آواز خود رعدهاي عجيب مي دهد. اعمال عظيمي كه ما آنها را ادراك نمي كنيم به عمل مي آورد. 6 زيرا برف را مي گويد: بر زمين بيفت. و همچنين بارش باران را و بارش بارانهاي زورآور خويش را.
7 دست هر انسان را مختوم مي سازد تا جميع مردمان اعمال او را بدانند.
8 آنگاه وحوش به مأواي خود مي روند و در بيشه هاي خويش آرام مي گيرند. 9 از برجهاي جنوب گردباد مي آيد و از برجهاي شمال برودت.
10 از نفخة خدا يخ بسته مي شود و سطح آبها منجمد مي گردد.
11 ابرها را نيز به رطوبت سنگين مي سازد و سحاب ، برق خود را پراكنده مي كند.
12 و آنها به دلالت او به هر سو منقلب مي شوند تا هرآنچه به آنها امر فرمايد بر روي تمامي ربع مسكون به عمل آورند.
13 خواه آنها را براي تأديب بفرستد يا به جهت زمين خود يا براي رحمت. 14 اي اي�وب اين را استماع نما. بايست و در اعمال عجيب خدا تأم�ل كن. 15 آيا مط ّلع هستي وقتي كه خدا عزم خود را به آنها قرار مي دهد و برق ، ابرهاي خود را درخشان مي سازد ؟
16 آيا تو از موازنة ابرها مط ّلع هستي ؟ يا از اعمال عجيبة او كه در ع�لم ، كامل است ؟
17 كه چگونه رختهاي تو گرم مي شود هنگامي كه زمين از باد جنوبي ساكن مي گردد ؟ 18 آيا مثل او مي تواني فلك را بگستراني كه مانند آينة ريخته شده مستحكم است ؟
19 ما را تعليم بده كه با وي چه توانيم گفت ، زيرا به سبب تاريكي سخن نيكو نتوانيم آورد. 20 آيا چون سخن گويم به او خبرداده مي شود يا انسان سخن گويد تا هلاك گردد.
21 و حال آفتاب را نمي توان ديد ، هرچند در سپهر درخشان باشد تا باد وزيده ، آن را پاك كند.
22 درخشندگي طلايي از شمال مي آيد و نزد خدا جلال مهيب است.
23 قادر مطلق را ادراك نمي توانيم كرد ؛ او در قو�ت و راستي عظيم است و در عدالت كبير كه بي انصافي نخواهد كرد. 24 لهذا مردمان از او مي ترسند ، ام�ا او بر جميع دانا دلان نمي نگرد.
1 و خداوند اي�وب را از ميان گرباد خطاب كرده ، گفت:
2 كيست كه مشورت را از سخنان بي علم تاريك مي سازد ؟
3 الآن كمر خود را مثل مرد ببند ، زيرا كه از تو سؤال مي نمايم پس مرا اعلام نما. 4 وقتي كه زمين را بنياد نهادم كجا بودي ؟ بيان كن اگر فهم داري.
5 كيست كه آن را پيمايش نمود ؟ اگر مي داني! و كيست كه ريسمانكار را بر آن كشيد ؟ 6 پايه هايش بر چه چيز گذاشته شد ؟ و كيست كه سنگ زاويه اش را نهاد ،
7 هنگامي كه ستارگان صبح با هم تر ّنم نمودند ، و جميع پسران خدا آواز شادماني دادند ؟
8 و كيست كه دريا را به درها مسدود ساخت ، وقتي كه به در جست و از رحم بيرون آمد ؟ 9 وقتي كه ابرها را لباس آن گردانيدم و تاريك ِي غليظ را قنداقة آن ساختم ؟
431