جزو «بیست و دو» درس آموزشی از کتاب مقدّس کتاب مقدّس؛ عهد عتیق؛ کامل | Página 430

‎36‎
4 من تو را جواب مي گويم و رفقايت را با تو.
5 به سوي آسمانها نظر كن و ببين و افلاك را ملاحظه نما كه از تو بلندترند.
6 اگر گناه كردي به او چه رسانيد ؟ و اگر تقصيرهاي تو بسيار شد براي وي چه كردي ؟
7 اگر بي گناه شدي به او چه بخشيدي ؟ و يا از دست تو چه چيز را گرفته است ؟ 8 شرارت تو به مردي چون تو ضرر مي رساند و عدالت تو به بني آدم فايده مي رساند.
9 از كثرت ظلمها فرياد برمي آورند و از دست زورآوران استغاثه مي كنند ،
‎10‎ و كسي نمي گويد كه خداي آفرينندة من كجا است كه شبانگاه سرودها مي بخشد
‎11‎ و ما را از بهايم زمين تعليم مي دهد ، و از پرندگان آسمان حكمت مي بخشد.
‎12‎ پس به سبب تكب�ر شريران فرياد مي كنند ام�ا او اجابت نمي نمايد ،
‎13‎ زيرا خدا بطالت را نمي شنود و قادر مطلق بر آن ملاحظه نمي فرمايد. ‎14‎ هرچند مي گويي كه او را نمي بينم ، ليكن دعوي در حضور وي است. پس منتظر او باش.
‎15‎ و ام�ا الآن از اين سبب كه در غضب خويش مطالبه نمي كند و به كثرت گناه اعتنا نمي نمايد ، ‎16‎ از اين جهت اي�وب دهان خود را به بطالت مي گشايد و بدون معرفت سخنان بسيار مي گويد.
1 و ال�يهو باز گفت:
2 براي من اندكي صبر كن تا تو را اعلام نمايم ، زيرا از براي خدا هنوز سخني باقي است.
3 ع�لم خود را از دور خواهم آورد و به خالق خويش ، عدالت را توصيف خواهم نمود. 4 چونكه حقيقت كلام من دروغ نيست ، و آنكه در ع�لم كامل است نزد تو حاضر است.
5 اينك خدا قدير است و كسي را اهانت نمي كند و در قو�ت عقل قادر است. 6 شرير را زنده نگاه نمي دارد و داد مسكينان را مي دهد.
7 چشمان خود را از عادلان برنمي گرداند ، بلكه ايشان را با پادشاهان بر كرسي تا به ابد مي نشاند ، پس سرافراشته مي شوند.
8 ام�ا هرگاه به زنجيرها بسته شوند ، و به بندهاي مصيبت گرفتار گردند. 9 آنگاه اعمال ايشان را به ايشان مي نماياند و تقصيرهاي ايشان را از اينكه تكب�ر نموده اند ،
‎10‎ و گوشهاي ايشان را براي تأديب باز مي كند ، و امر مي فرمايد تا از گناه بازگشت نمايند.
‎11‎ پس اگر بشنوند و او را عبادت نمايند ، اي�ام خويش را در سعادت بسر خواهند برد ، و سالهاي خود را در شادماني.
‎12‎ و ام�ا اگر نشنوند از تيغ خواهند افتاد ، و بدون معرفت ، جان را خواهند سپرد.
‎13‎ ام�ا آناني كه در دل ، فاجرند غضب را ذخيره مي نمايند. ‎14‎ ايشان در عنفوان جواني مي ميرند و حيات ايشان با فاسقان تلف مي شود. ‎15‎ مصيبت كشان را به مصيبت ايشان نجات مي بخشد وگوش ايشان را در تنگي باز مي كند. ‎16‎ پس تو را نيز از دهان مصيبت بيرون مي آورد ، در مكان وسيع كه در آن تنگي نمي بود و زاد سفرة تو از فربهي مملو� مي شد.
‎17‎ و تو از داوري شرير پر هستي ، ليكن داوري و انصاف با هم م� ْل َتص�قند.
‎18‎ باحذر باش مبادا خشم تو را به تعد�ي ببرد ، و زيادتي ك ّفاره تو را منحرف سازد.
‎19‎ آيا او دولت تو را به حساب خواهد آورد ؟ ني ، نه طلا و نه تمامي قواي توانگري را. ‎20‎ براي شب آرزومند مباش ، كه ام�ت ها را از جاي ايشان مي برد.
‎21‎ با حذر باش كه به گناه مايل نشوي ، زيرا كه تو آن را بر مصيبت ترجيح داده اي.
‎22‎ اينك خدا در قو�ت خود متعال مي باشد. كيست كه مثل او تعليم بدهد ؟
‎23‎ كيست كه بگويد تو بي انصافي نموده اي ؟ ‎24‎ به ياد داشته باش كه اعمال او را تكيبرگويي كه دربارة آنها مردمان مي سرايند.
‎25‎ جميع آدميان به آنها مي نگرند. مرد ما ن� آنها را از دور مشاهده مي نمايند.
‎26‎ اينك خدا متعال است و او را نمي شناسيم ، و شمارة سالهاي او را تفح�ص نتوان كرد. ‎27‎ زيرا كه قطره هاي آب را جذب مي كند و آنها باران را از بخارات آن مي چكاند.
‎430‎