1 پس ال�يهو تك ّلم نموده ، گفت:
35
2 اي حكيمان سخنان مرا بشنويد ، و اي عارفان ، به من گوش گيريد.
3 زيرا گوش ، سخنان را امتحان مي كند ، چنانكه كام ، طعام را ذوق مي نمايد. 4 انصاف را براي خود اختياركنيم ، و در ميان خود نيكويي را بفهميم.
5 چونكه اي�وب گفته است كه بي گناه هستم. و خدا داد مرا از من برداشته است. 6 هرچند انصاف با من است دروغگو شمرده شده ام ، و هرچند بي تقصيرم ، جراحت من علاج ناپذيراست.
7 كدام شخص مثل اي�وب است كه س�خري�ه را مثل آب مي نوشد
8 كه در رفاقت بدكاران سالك مي شود ، و با مردان شرير رفتار مي نمايد ؟ 9 زيرا گفته است انسان را فايده اي نيست كه رضامندي خدا را بجويد.
10 پس الآن اي صاحبان فطانت مرا بشنويد ؛ حاشا از خدا كه بدي كند ، و از قادرمطلق ، كه ظلم نمايد.
11 زيرا كه انسان را به حسب عملش مكافات مي دهد ، و بر هركس موافق راهش مي رساند.
12 و به درستي كه خدا بدي نمي كند ، و قادر مطلق انصاف را منحرف نمي سازد.
13 كيست كه زمين را به او تفويض نموده ، و كيست كه تمام ِي ربع مسكون را به او سپرده باشد. 14 اگر او دل خود را به وي مشغول سازد ، اگر روح و نفخة خويش را نزد خود بازگيرد ،
15 تمام ِي بشر با هم هلاك مي شوند و انسان به خاك راجع مي گردد.
16 پس اگر فهم داري اين را بشنو ، و به آواز كلام من گوش ده. 17 آيا كسي كه از انصاف نفرت دارد سلطنت خواهد نمود ؟ و آيا عادل كبير را به گناه اسناد مي دهي ؟
18 آيا به پادشاه گفته مي شود كه تولئيم هستي ، يا به نجيبان كه شرير مي باشيد ؟
19 پس چگونه به آنكه اميران را طرفداري نمي نمايد و دولتمند را بر فقير ترجيح نمي دهد. زيراكه جميع ايشان عمل دستهاي وي اند ؟ 20 در لحظه اي در نصف شب مي ميرند. قوم مشو�ش شده ، مي گذرند ، و زورآوران بي واسطة دست انسان هلاك مي شوند.
21 زيرا چشمان او بر راههاي انسان مي باشد ، و تمام ِي قدمهايش را مي نگرد. 22 ظلمتي نيست و ساية موت ني ، كه خطا كاران خويشتن را در آن پنهان نمايند.
23 زيرا اندك زماني بر احدي تأم�ل نمي كند تا او پيش خدا به محاكمه بيايد. 24 زورآوران را بدون تفح�ص خ ُرد مي كند ، و ديگران را به جاي ايشان قرار مي دهد. 25 هر آينه اعمال ايشان را تشخيص مي نمايد ، و شبانگاه ايشان را واژگون مي سازد تا هلاك شوند.
26 به جاي شريران ايشان را مي زند ، در مكان نظركنندگان.
27 از آن جهت كه از متابعت او منحرف شدند ، و در همة طريقهاي وي تأم�ل ننمودند. 28 تا فرياد فقير را به او برسانند ، و او فغان مسكينان را بشنود.
29 چون او آرامي دهد كيست كه در اضطراب اندازد ، و چون روي خود را بپوشاند كيست كه او را تواند ديد ؟ خواه به ام�تي خواه به انساني مساوي است ، 30 تا مردمان فاجر سلطنت ننمايند و قوم را به دام گرفتار نسازند.
31 ليكن آيا كسي هست كه به خدا بگويد: سزا يافتم ، ديگر عصيان نخواهم ورزيد ،
32 و آنچه را كه نمي بينم تو به من بياموز ، و اگر گناه كردم بار ديگر نخواهم نمود ؟
33 آيا برحسب رأي تو جزا داده ، خواهد گفت: چونكه تو رد مي كني پس تو اختيار كن و نه من ، و آنچه صواب مي داني بگو ؟ 34 صاحبان فطانت به من خواهند گفت ، بلكه هر مرد حكيمي كه مرا مي شنود
35 كه اي�وب بدون معرفت حرف مي زند و كلام او از روي تعق ّل نيست. 36 كاش كه اي�وب تا به آخر آزموده شود ، زيرا كه مثل شريران جواب مي دهد.
37 چونكه بر گناه خود طغيان را مزيد مي كند و درميان ما دستك مي زند و به ّضد خدا سخنان بسيار مي گويد.
1 و ال�يهو باز متك ّلم شده ، گفت:
2 آيا اين را انصاف مي شماري كه گفتي من از خدا عادل تر هستم ؟
3 زيرا گفته اي براي تو چه فايده خواهد شد ، و به چه چيز بيشتر از گناهم منفعت خواهم يافت.
429