جزو «بیست و دو» درس آموزشی از کتاب مقدّس کتاب مقدّس؛ عهد عتیق؛ کامل | Página 429

1 پس ال�يهو تك ّلم نموده ، گفت:
‎35‎
2 اي حكيمان سخنان مرا بشنويد ، و اي عارفان ، به من گوش گيريد.
3 زيرا گوش ، سخنان را امتحان مي كند ، چنانكه كام ، طعام را ذوق مي نمايد. 4 انصاف را براي خود اختياركنيم ، و در ميان خود نيكويي را بفهميم.
5 چونكه اي�وب گفته است كه بي گناه هستم. و خدا داد مرا از من برداشته است. 6 هرچند انصاف با من است دروغگو شمرده شده ام ، و هرچند بي تقصيرم ، جراحت من علاج ناپذيراست.
7 كدام شخص مثل اي�وب است كه س�خري�ه را مثل آب مي نوشد
8 كه در رفاقت بدكاران سالك مي شود ، و با مردان شرير رفتار مي نمايد ؟ 9 زيرا گفته است انسان را فايده اي نيست كه رضامندي خدا را بجويد.
‎10‎ پس الآن اي صاحبان فطانت مرا بشنويد ؛ حاشا از خدا كه بدي كند ، و از قادرمطلق ، كه ظلم نمايد.
‎11‎ زيرا كه انسان را به حسب عملش مكافات مي دهد ، و بر هركس موافق راهش مي رساند.
‎12‎ و به درستي كه خدا بدي نمي كند ، و قادر مطلق انصاف را منحرف نمي سازد.
‎13‎ كيست كه زمين را به او تفويض نموده ، و كيست كه تمام ِي ربع مسكون را به او سپرده باشد. ‎14‎ اگر او دل خود را به وي مشغول سازد ، اگر روح و نفخة خويش را نزد خود بازگيرد ،
‎15‎ تمام ِي بشر با هم هلاك مي شوند و انسان به خاك راجع مي گردد.
‎16‎ پس اگر فهم داري اين را بشنو ، و به آواز كلام من گوش ده. ‎17‎ آيا كسي كه از انصاف نفرت دارد سلطنت خواهد نمود ؟ و آيا عادل كبير را به گناه اسناد مي دهي ؟
‎18‎ آيا به پادشاه گفته مي شود كه تولئيم هستي ، يا به نجيبان كه شرير مي باشيد ؟
‎19‎ پس چگونه به آنكه اميران را طرفداري نمي نمايد و دولتمند را بر فقير ترجيح نمي دهد. زيراكه جميع ايشان عمل دستهاي وي اند ؟ ‎20‎ در لحظه اي در نصف شب مي ميرند. قوم مشو�ش شده ، مي گذرند ، و زورآوران بي واسطة دست انسان هلاك مي شوند.
‎21‎ زيرا چشمان او بر راههاي انسان مي باشد ، و تمام ِي قدمهايش را مي نگرد. ‎22‎ ظلمتي نيست و ساية موت ني ، كه خطا كاران خويشتن را در آن پنهان نمايند.
‎23‎ زيرا اندك زماني بر احدي تأم�ل نمي كند تا او پيش خدا به محاكمه بيايد. ‎24‎ زورآوران را بدون تفح�ص خ ُرد مي كند ، و ديگران را به جاي ايشان قرار مي دهد. ‎25‎ هر آينه اعمال ايشان را تشخيص مي نمايد ، و شبانگاه ايشان را واژگون مي سازد تا هلاك شوند.
‎26‎ به جاي شريران ايشان را مي زند ، در مكان نظركنندگان.
‎27‎ از آن جهت كه از متابعت او منحرف شدند ، و در همة طريقهاي وي تأم�ل ننمودند. ‎28‎ تا فرياد فقير را به او برسانند ، و او فغان مسكينان را بشنود.
‎29‎ چون او آرامي دهد كيست كه در اضطراب اندازد ، و چون روي خود را بپوشاند كيست كه او را تواند ديد ؟ خواه به ام�تي خواه به انساني مساوي است ، ‎30‎ تا مردمان فاجر سلطنت ننمايند و قوم را به دام گرفتار نسازند.
‎31‎ ليكن آيا كسي هست كه به خدا بگويد: سزا يافتم ، ديگر عصيان نخواهم ورزيد ،
‎32‎ و آنچه را كه نمي بينم تو به من بياموز ، و اگر گناه كردم بار ديگر نخواهم نمود ؟
‎33‎ آيا برحسب رأي تو جزا داده ، خواهد گفت: چونكه تو رد مي كني پس تو اختيار كن و نه من ، و آنچه صواب مي داني بگو ؟ ‎34‎ صاحبان فطانت به من خواهند گفت ، بلكه هر مرد حكيمي كه مرا مي شنود
‎35‎ كه اي�وب بدون معرفت حرف مي زند و كلام او از روي تعق ّل نيست. ‎36‎ كاش كه اي�وب تا به آخر آزموده شود ، زيرا كه مثل شريران جواب مي دهد.
‎37‎ چونكه بر گناه خود طغيان را مزيد مي كند و درميان ما دستك مي زند و به ّضد خدا سخنان بسيار مي گويد.
1 و ال�يهو باز متك ّلم شده ، گفت:
2 آيا اين را انصاف مي شماري كه گفتي من از خدا عادل تر هستم ؟
3 زيرا گفته اي براي تو چه فايده خواهد شد ، و به چه چيز بيشتر از گناهم منفعت خواهم يافت.
‎429‎