22
16 اينك سعادتمندي ايشان در دست ايشان نيست. كاش كه مشورت شريران از من دور باشد.
17 بسا چراغ شريران خاموش مي شود و ذ ّلت ايشان به ايشان مي رسد ، و خدا در غضب خود دردها را نصيب ايشان مي كند.
18 مثل سفال پيش روي باد مي شوند و مثل كاه كه گردباد پراكنده مي كند. 19 خدا گناهش را براي فرزندانش ذخيره مي كند ، و او را مكافات مي رساند و خواهد دانست. 20 چشمانش هلاكت او را خواهد ديد ، و از خشم قادر مطلق خواهد نوشيد.
21 زيراكه بعد از او در خانه اش او را چه شادي خواهد بود ، چون عدد ماههايش منقطع شود ؟
22 آيا خدا را ع�لم توان آموخت ؟ چونكه او بر اعلي عليي�ن داوري مي كند.
23 يكي در عين قو�ت خود مي ميرد ، درحالي كه بالك ّل در امني�ت و سلامتي است. 24 قدحهاي او پر از شير است ، و مغز استخوانش تروتازه است. 25 و ديگري در تلخي جان مي ميرد و از نيكويي هيچ ل ّذت نمي برد.
26 اينها با هم در خاك مي خوابند و كرمها ايشان را مي پوشانند.
27 اينك افكار شما را مي دانم و تدبيراتي كه ناحق� بر من مي انديشيد.
28 زيرا مي گوييد كجاست خانة امير ، و خيمه هاي مسكن شريران ؟ 29 آيا از راه گذريان نپرسيديد ؟ و دلايل ايشان را انكار نمي توانيد نمود ، 30 كه شريران براي روز ذل ّت نگاه داشته مي شوند و در روز غضب ، بيرون برده مي گردند.
31 كيست كه راهش را پيش رويش بيان كند ، و جزاي آنچه را كه كرده است به او برساند ؟
32 كه آخر او را به قبر خواهند برد ، و بر مزار او نگاهباني خواهند كرد.
33 كلوخهاي وادي برايش شيرين مي شود و جميع آدميان در عقب او خواهند رفت ، چنانكه قبل از او بيشماره رفته اند. 34 پس چگونه مرا تس ّل ِي باطل مي دهيد كه در جوابهاي شما محض خيانت مي ماند!
1 پس اليفاز تيماني در جواب گفت:
2 آيا مرد به خدا فايده برساند ؟ البت ّه مرد دانا براي خويشتن مفيد است.
3 آيا اگر تو عادل باشي ، براي قادر مطلق خوشي رخ مي نمايد ؟ يا اگر طريق خود را راست سازي ، او را فايده مي شود ؟ 4 آيا به سبب ترس تو ، تو را توبيخ مي نمايد ؟ يا با تو به محاكمه داخل خواهد شد ؟
5 آيا شرارت تو عظيم نيست و عصيان تو بي انتها ني ،
6 چونكه از برادران خود بي سبب گرو گرفتي و لباس برهنگان را كندي ، 7 به تشنگان آب ننوشانيدي ، و از گرسنگان نان دريغ داشتي ؟
8 ام�ا مرد جب�ار ، زمين از آن او مي باشد و مرد عاليجاه ، در آن ساكن مي شود.
9 بيوه زنان را تهي دست ر�د نمودي ، و بازوهاي يتيمان شكسته گرديد.
10 بنابراين دامها تو را احاطه مي نمايد و ترس ، ناگهان تو را مضطرب مي سازد.
11 يا تاريكي كه آن را نمي بيني و سيلابها تو را مي پوشاند.
12 آيا خدا مثل آسمانها بلند نيست ؟ و س� ِر ستارگان را بنگر چگونه عالي هستند.
13 و تو مي گويي خدا چه مي داند و آيا از تاريك ِي غليظ داوري تواند نمود ؟ 14 ابرها س� ْتر اوست پس نمي بيند ، و بر دايرة افلاك مي خرامد.
15 آيا طريق قدما را نشان كردي كه مردمان شرير در آن سلوك نمودند ،
16 كه قبل از زمان خود ربوده شدند ، و اساس آنها مثل نهر ريخته شد. 17 كه به خدا گفتند: از ما دور شو و قادر مطلق براي ما چه تواند كرد ؟
18 و حال آنگاه او خانه هاي ايشان را ازچيزهاي نيكو پر ساخت. پس مشورت شريران از من دورشود.
19 عادلان چون آن را بينند ، شادي خواهند نمود و بي گناهان بر ايشان استهزا خواهند كرد. 20 آيا مقاومت كنن د گا ن� ما منقطع نشدند ؟ و آتش بقي�ة ايشان را نسوزانيد ؟
21 پس حال با او انس بگير و سالم باش. و به اين منوال نيكويي به تو خواهد رسيد.
421