21
6 اگرچه شوكت او تا به آسمان بلند شود ، و سر خود را تا به فلك برافرازد ،
7 ليكن مثل فضلة خود تا به ابد هلاك خواهد شد ، و بينندگانش خواهند گفت: كجا است ؟
8 مثل خواب مي پرد و يافت نمي شود و مثل رؤياي شب ، او راخواهند گريزانيد. 9 چشمی که او را ديده است ديگر نخواهد ديد ، و مکانش باز بر او نخواهد نگريست.
10 فرزندانش نزد فقيران ت ّذلل خواهند كرد ، و دستهايش دولت او را پس خواهد داد.
11 استخوانهايش از جواني پر است ، ليكن همراه او در خاك خواهد خوابيد.
12 اگرچه شرارت در دهانش شيرين باشد ، و آن را زير زبانش پنهان كند.
13 اگر چه او را دريغ دارد و از دست ندهد ، و آن را درميان كام خود نگاه دارد. 14 ليكن خوراك او در احشايش تبديل مي شود ، و در اندرونش زهر مار مي گردد. 15 دولت را فرو برده است و آن را قي خواهد كرد ، و خدا آن را از شكمش بيرون خواهد نمود.
16 او زهر مارها را خواهد مكيد ، و زبان افعي او را خواهد كشت.
17 بر رودخانه ها نظر نخواهند كرد ، بر نهرها و جويهاي شهد و شير. 18 ثمرة زحمت خود را رد كرده ، آن را فرو نخواهد برد ، و برحسب دولتي كه كسب كرده است ، شادي نخواهد نمود.
19 زيرا فقيران را زبون ساخته و ترك كرده است و پس خانه اي را كه دزيده است بنا نخواهد كرد. 20 زيرا كه حرص خود قناعت را ندانست. پس از نفايس خود ، چيزي استرداد نخواهد كرد.
21 چيزي نمانده است كه نخورده باشد. پس برخورداري او دوام نخواهد داشت و
22 هنگامي كه دولت او بي نهايت گردد ، در تنگي گرفتار مي شود ، و دست همة ذليلان بر او استيلا خواهد يافت.
23 در وقتي كه شكم خود را پر مي كند ، خدا حد�ت خشم خود را بر او خواهد فرستاد ، و حيني كه مي خورد آن را بر او خواهد بارانيد. 24 از اسلحة آهنين خواهد گريخت و كمان برنجين ، او را خواهد س�فت.
25 آن را مي كشد و از جسدش بيرون مي آيد ، و پيكان� ب�راق از زهره اش در مي رود و ترسها بر او استيلا مي يابد.
26 تمامي تاريكي براي ذخاير او نگاه داشته شده است. و آتش ندميده آنها را خواهد سوزانيد ، و آنچه را كه در چادرش باقي است ، خواهد خورد.
27 آسمانها عصيانش را مكشوف خواهد ساخت ، و زمين به ضد� او خواهد برخاست. 28 محصول خانه اش زايل خواهد شد ، و در روز غضب او نابود خواهد گشت.
29 اين است نصيب مرد شرير از خدا و ميراث مقد�ر او از قادر مطلق.
1 پس اي�وب در جواب گفت: 2 بشنويد ، كلام مرا بشنويد ، و اين ، تسل ّي شما باشد.
3 با من تحم�ل نماييد تا بگويم ، و بعد از گفتنم استهزا نماييد. 4 و ام�ا من ، آيا شكايتم نزد انسان است ؟ پس چرا بي صبر نباشم ؟
5 به من توجه كنيد و تع �جب نماييد ، و دست به دهان بگذاريد. 6 هرگاه به ياد مي آورم ، حيران مي شوم و لرزه جسد مرا مي گيرد.
7 چرا شريران زنده مي مانند ، پير مي شوند و در توانايي قوي مي گردند ؟
8 ذري�ت ايشان به حضور ايشان ، با ايشان استوار مي شوند و اولاد ايشان در نظر ايشان. 9 خانه هاي ايشان ، از ترس ايمن مي باشد و عصاي خدا بر ايشان نمي آيد.
10 گاو ن ِر ايشان جماع مي كند و خطا نمي كند و گاو ايشان مي زايد و سقط نمي نمايد.
11 بچ�ه هاي خود را مثل گله بيرون مي فرستند و اطفال ايشان رقص مي كنند.
12 با دف� و عود مي سرايند ، و با صداي ناي شادي مي نمايند.
13 روزهاي خود را در سعادتمندي صرف مي كنند ، و به لحظه اي به هاويه فرود مي روند. 14 و به خدا مي گويند: از ما دور شو زيرا كه معرفت طريق تو را نمي خواهيم. 15 قادر مطلق كيست كه او را عبادت نماييم ، و ما را چه فايده كه از او استدعا نماييم.
420