جزو «بیست و دو» درس آموزشی از کتاب مقدّس کتاب مقدّس؛ عهد عتیق؛ کامل | Página 382

‎20‎ زيرا كه كاهنان و لاويان ، جميع ًا خويشتن را طاهر ساختند ؛ و چون همة ايشان طاهر شدند ، ف� َصح را براي همة آناني كه از اسيري برگشته بودند و براي برادران خود كاهنان و براي خودشان ذبح كردند.
‎21‎ و بني اسرائيل كه از اسيري برگشته بودند ، با همة آناني كه خويشتن را از رجاسات ام�ت هاي زمين جدا ساخته ، به ايشان پيوسته بودند تا يهوه خداي اسرائيل را بطلبند ، آن را خوردند.
‎22‎ و عيد فطير را هفت روز با شادماني نگاه داشتند ، چونكه خداوند ايشان را مسرور ساخت از اينكه دل پادشاه آشور را به ايشان مايل گردانيده ، دستهاي ايشان را براي ساختن خانة خداي حقيقي كه خداي اسرائيل باشد ، قو�ي گردانيد. 7
1 و بعد از اين امور ، در سلطنت َار َتح َشستا پادشاه فارس ، �ع ْزرا ابن سرايا ابن عزريا ابن حلقي�ا ،
2 ابن ش ّلوم بن صادوق بن اخيطوب ،
3 بن امريا ابن عزريا ابن مرايوت ، 4 بن زرحيا ابن عز ّي ابن ب ّقي ، 5 ابن ابيشوع بن فينحاس بن العازار بن هارون رئيس َكه�نه ،
6 اين عض ْزرا از بابل برآمد و او در شريعت موسي كه يهوه خداي اسرائيل آن را داده بود ، كاتب ماهر بود و پادشاه بروفق دست يهوه خدايش كه با وي مي بود ، هرچه را كه او مي خواست به وي مي داد.
7 و بعضي از بني اسرائيل و از كاهنان و لاويان و مغ ّنيان و دربانان و نتينيم نيز در سال هفتم َار َتح َشستا پادشاه به اورشليم برآمدند.
8 و او در ماه پنجم سال هفتم پادشاه ، به اورشليم رسيد.
9 زيرا كه در روز او�ل ماه او�ل ، به بيرون رفتن از بابل شروع نمود و در روز او�ل ، به بيرون رفتن از بابل شروع نمود و در روز او�ل ماه پنجم بروفق دست نيكوي خدايش كه با وي مي بود ، به اورشليم رسيد.
‎10‎ چونكه ع� ْزرا دل خود را به طلب نمودن شريعت خداوند و به عمل آوردند آن و به تعليم دادن فرايض واحكام به اسرائيل مهيا ساخته بود.
‎11‎ و اين است صورت مكتوبي كه َار َتح�ستا پادشاه ، به ع� ْزراي كاهن و كاتب داد كه كاتب كلمات وصاياي خداوند و فرايض او بر اسرائيل بود:
‎12‎ از جانب َار َتح َشستا شاهنشاه ، به ع� ْزراي كاهن و كاتب كامل شريعت خداي آسمان ، اما بعد.
‎13‎ فرماني از من صادر شد كه هركدام از قوم اسرائيل و كاهنان و لاويان ايشان كه در سلطنت من هستند و به رفتن همراه تو به اورشليم راضي باشند ، بروند.
‎14‎ چونكه تو از جانب پادشاه و هفت مشير او ، فرستاده شده اي تا دربارة يهودا و اورشليم بروفق شريعت خدايت كه در دست تو است ، تفح�ص نمايي. ‎15‎ و نقره و طلايي را كه پادشاه و مشيرانش براي خداي اسرائيل كه مسكن او دراورشليم مي باشد بذل كرده اند ، ببري.
‎16‎ و نيز تمامي نقره و طلايي را كه در تمامي ولايت بابل بيابي ، با هداياي تبر�عي كه قوم و كاهنان براي خانة خداي خود كه در اورشليم است داده اند ، ببري.
‎17‎ لهذا با اين نقره ، گاوان و قوچها و بره ها و هداياي آردي و هداياي ريختني آنها را به اهتمام بخر و آنها را بر مذبح خانة خداي خودتان كه در اورشليم است ، بگذران.
‎18‎ و هرچه به نظر تو و برادرانت پسند آيد كه با بقي�ه نقره و طلا بكنيد ، برحسب ارادة خداي خود به عمل آوريد.
‎19‎ و ظروفي كه به جهت خدمت خانة خدايت به تو داده شده است ، آنها را به حضور خداي اورشليم تسليم نما. ‎20‎ و اما چيزهاي ديگر كه براي خانة خدايت لازم باشد ، هرچه براي تو اتفاق افتد كه بدهي ، آن را از خزانة پادشاه بده.
‎21‎ و از من ا َرت َحش َستا پادشاه فرماني به تمام ِي خزانه داران ماوراي نهر صادر شده است كه هرچه ع� ْزراي كاهن و كاتب شريعت خداي آسمان از شما بخواهد ، به تعجيل كرده شود.
‎22‎ تا صد وزنة نقره و تا صد كر� گندم و تا صد ب ّت شراب و تا صد ب ّت روغن و از نمك ، هر چه بخواهد.
‎23‎ هرچه خداي آسمان فرموده باشد ، براي خانة خداي آسمان بلاتأخير كرده شود ، زيرا چرا غضب بر م�لك پادشاه و پسرانش وارد آيد. ‎24‎ و شما را ا ّطلاع مي دهيم كه بر همة كاهنان و لاويان و مغن ّيان و دربانان و نتينيم و خادمان اين خانة خدا جزيه و خراج و باج نهادن جايز نيست.
‎25‎ و تو اي عزرا ، موافق حكمت خدايت كه در دست تو مي باشد ، قاضيان و داوران از همة آناني كه شرايع خدايت را مي دانند نصب نما تا بر جميع اهل ماوراي نهر داوري نمايند و آناني را كه نمي دانند تعليم دهيد.
‎26‎ و هركه به شريعت خدايت و به فرمان پادشاه عمل ننمايد ، بر او بي محابا حكم شود ، خواه به قتل يا به جلاي وطن يا به ضبط اموال يا به حبس. ‎27‎ متبارك باد يهوه خداي پدران ما كه مثل اين را در دل پادشاه نهاده است كه خانة خداوند را كه در اورشليم است زينت دهد ،
‎382‎