20 زيرا كه كاهنان و لاويان ، جميع ًا خويشتن را طاهر ساختند ؛ و چون همة ايشان طاهر شدند ، ف� َصح را براي همة آناني كه از اسيري برگشته بودند و براي برادران خود كاهنان و براي خودشان ذبح كردند.
21 و بني اسرائيل كه از اسيري برگشته بودند ، با همة آناني كه خويشتن را از رجاسات ام�ت هاي زمين جدا ساخته ، به ايشان پيوسته بودند تا يهوه خداي اسرائيل را بطلبند ، آن را خوردند.
22 و عيد فطير را هفت روز با شادماني نگاه داشتند ، چونكه خداوند ايشان را مسرور ساخت از اينكه دل پادشاه آشور را به ايشان مايل گردانيده ، دستهاي ايشان را براي ساختن خانة خداي حقيقي كه خداي اسرائيل باشد ، قو�ي گردانيد. 7
1 و بعد از اين امور ، در سلطنت َار َتح َشستا پادشاه فارس ، �ع ْزرا ابن سرايا ابن عزريا ابن حلقي�ا ،
2 ابن ش ّلوم بن صادوق بن اخيطوب ،
3 بن امريا ابن عزريا ابن مرايوت ، 4 بن زرحيا ابن عز ّي ابن ب ّقي ، 5 ابن ابيشوع بن فينحاس بن العازار بن هارون رئيس َكه�نه ،
6 اين عض ْزرا از بابل برآمد و او در شريعت موسي كه يهوه خداي اسرائيل آن را داده بود ، كاتب ماهر بود و پادشاه بروفق دست يهوه خدايش كه با وي مي بود ، هرچه را كه او مي خواست به وي مي داد.
7 و بعضي از بني اسرائيل و از كاهنان و لاويان و مغ ّنيان و دربانان و نتينيم نيز در سال هفتم َار َتح َشستا پادشاه به اورشليم برآمدند.
8 و او در ماه پنجم سال هفتم پادشاه ، به اورشليم رسيد.
9 زيرا كه در روز او�ل ماه او�ل ، به بيرون رفتن از بابل شروع نمود و در روز او�ل ، به بيرون رفتن از بابل شروع نمود و در روز او�ل ماه پنجم بروفق دست نيكوي خدايش كه با وي مي بود ، به اورشليم رسيد.
10 چونكه ع� ْزرا دل خود را به طلب نمودن شريعت خداوند و به عمل آوردند آن و به تعليم دادن فرايض واحكام به اسرائيل مهيا ساخته بود.
11 و اين است صورت مكتوبي كه َار َتح�ستا پادشاه ، به ع� ْزراي كاهن و كاتب داد كه كاتب كلمات وصاياي خداوند و فرايض او بر اسرائيل بود:
12 از جانب َار َتح َشستا شاهنشاه ، به ع� ْزراي كاهن و كاتب كامل شريعت خداي آسمان ، اما بعد.
13 فرماني از من صادر شد كه هركدام از قوم اسرائيل و كاهنان و لاويان ايشان كه در سلطنت من هستند و به رفتن همراه تو به اورشليم راضي باشند ، بروند.
14 چونكه تو از جانب پادشاه و هفت مشير او ، فرستاده شده اي تا دربارة يهودا و اورشليم بروفق شريعت خدايت كه در دست تو است ، تفح�ص نمايي. 15 و نقره و طلايي را كه پادشاه و مشيرانش براي خداي اسرائيل كه مسكن او دراورشليم مي باشد بذل كرده اند ، ببري.
16 و نيز تمامي نقره و طلايي را كه در تمامي ولايت بابل بيابي ، با هداياي تبر�عي كه قوم و كاهنان براي خانة خداي خود كه در اورشليم است داده اند ، ببري.
17 لهذا با اين نقره ، گاوان و قوچها و بره ها و هداياي آردي و هداياي ريختني آنها را به اهتمام بخر و آنها را بر مذبح خانة خداي خودتان كه در اورشليم است ، بگذران.
18 و هرچه به نظر تو و برادرانت پسند آيد كه با بقي�ه نقره و طلا بكنيد ، برحسب ارادة خداي خود به عمل آوريد.
19 و ظروفي كه به جهت خدمت خانة خدايت به تو داده شده است ، آنها را به حضور خداي اورشليم تسليم نما. 20 و اما چيزهاي ديگر كه براي خانة خدايت لازم باشد ، هرچه براي تو اتفاق افتد كه بدهي ، آن را از خزانة پادشاه بده.
21 و از من ا َرت َحش َستا پادشاه فرماني به تمام ِي خزانه داران ماوراي نهر صادر شده است كه هرچه ع� ْزراي كاهن و كاتب شريعت خداي آسمان از شما بخواهد ، به تعجيل كرده شود.
22 تا صد وزنة نقره و تا صد كر� گندم و تا صد ب ّت شراب و تا صد ب ّت روغن و از نمك ، هر چه بخواهد.
23 هرچه خداي آسمان فرموده باشد ، براي خانة خداي آسمان بلاتأخير كرده شود ، زيرا چرا غضب بر م�لك پادشاه و پسرانش وارد آيد. 24 و شما را ا ّطلاع مي دهيم كه بر همة كاهنان و لاويان و مغن ّيان و دربانان و نتينيم و خادمان اين خانة خدا جزيه و خراج و باج نهادن جايز نيست.
25 و تو اي عزرا ، موافق حكمت خدايت كه در دست تو مي باشد ، قاضيان و داوران از همة آناني كه شرايع خدايت را مي دانند نصب نما تا بر جميع اهل ماوراي نهر داوري نمايند و آناني را كه نمي دانند تعليم دهيد.
26 و هركه به شريعت خدايت و به فرمان پادشاه عمل ننمايد ، بر او بي محابا حكم شود ، خواه به قتل يا به جلاي وطن يا به ضبط اموال يا به حبس. 27 متبارك باد يهوه خداي پدران ما كه مثل اين را در دل پادشاه نهاده است كه خانة خداوند را كه در اورشليم است زينت دهد ،
382