6
10 و نيز نامهاي ايشان را از ايشان پرسيديم تا تو را اعلام نماييم و نامهاي كساني كه رؤساي ايشانند نوشته ايم.
11 و ايشان در جواب ما چنين گفتند كه ما بندگان خداي آسمان و زمين هستيم و خانه اي را تعمير مي نماييم كه چندين سال قبل از اين بنا شده و پادشاه بزرگ اسرائيل آن را ساخته و به انجام رسانيده بود.
12 ليكن بعد از آن ، پدران ما خشم خداي آسمان را به هيجان آوردند. پس او ايشان را به دست نبوكدن ّصر كلداني ، پادشاه بابل تسليم نمود كه اين خانه را خراب كرد و قوم را به بابل به اسيري برد.
13 اما در سال او�ل كورش پادشاه بابل ، همين كورش پادشاه امر فرمود كه اين خانة خدا را بنا نمايند. 14 و نيز ظروف طلا و نقرة خانة خدا كه نبوكد ن ّصر آنها را از هيكل اورشليم گرفته و به هيكل بابل آورده بود ، كورش پادشاه آنها را از هيكل بابل بيرون آورد و به شيشب ّصر نامي كه او را والي ساخته بود ، تسليم نمود.
15 و او را گفت كه اين ظروف را برداشته ، برو و آنها را به هيكلي كه در اورشليم است ببر و خانة خدا در جايش بنا كرده شود. 16 آنگاه اين شيشب ّصر آمد و بنياد خانة خدا را كه در اورشليم است نهاد و از آن زمان تا بحال بنا مي شود و هنوز تمام نشده است.
17 پس الآن اگر پادشاه مصلحت داند ، در خزانة پادشاه كه در بابل است تفح�ص كنند كه آيا چنين است يا نه كه فرماني از كورش پادشاه صادرشده بود كه اين خانة خدا در اورشليم بنا شود و پادشاه م�رض ِي خود را در اين امر نزد ما بفرستد.
1 آنگاه داريوش پادشاه ، فرمان داد تا در كتابخانة بابل كه خزانه ها در آن موضوع بود تفح�ص كردند.
2 و در قصر َاحم�تا كه در ولايت ماديان است ، طوماري يافت شد و تذكره اي در آن بدين مضمون مكتوب بود:
3 در سال او�ل كورش پادشاه ، همين كورش پادشاه دربارة خانة خدا در اورشليم فرمان داد كه آن خانه اي كه قرباني ها در آن مي گذرانيدند ، بنا شود و بنيادش تعمير گردد و بلندي اش شصت ذراع و عرضش شصت ذراع باشد.
4 با سه صف سنگهاي بزرگ و يك صف چوب نو. و خرجش از خانة پادشاه داده شود.
5 و نيز ظروف طلا و نقرة خانة خدا را كه نبوكد ن ّصر آنها را از هيكل اورشليم گرفته ، به بابل آورده بود پس بدهند و آنها را به جاي خود در هيكل اورشليم بازبرند و آنها را در خانة خدا بگذارند.
6 پس حال اي تننايي ، و الي ماوراي نهر و َش َتربوزناي و رفقاي شما و َا َفرس�كي�اني كه به آنصرف نهر مي باشيد ، از آنجا دور شويد. 7 و به كار اين خانة خدا متع�رض نباشيد. اما حاكم يهود و مشايخ يهوديان اين خانة خدا را در جايش بنا نمايند.
8 و فرماني نيز از من صادر شده است كه شما با اين مشايخ يهود به جهت بنا نمودن اين خانة خدا چگونه رفتار نماييد. از مال خا ماليات ماوراي نهر ، خرج به اين مردمان ، بلا تأخيرداده شود تا مع ّطل نباشند.
ّص پادشاه ، يعني از
9 و مايحتاج ايشان را از گاوان و قوچها و بره ها به جهت قرباني هاي سوختني براي خداي آسمان و گندم و نمك و شراب و روغن ، برحسب قول كاهناني كه در اورشليم هستند ، روز به روز به ايشان بي كم و زياد داده شود.
10 تا آنكه هداياي خوشبو براي خداي آسمان بگذرانند و به جهت عمر پادشاه و پسرانش دعا نمايند.
11 و ديگر فرماني از من صادر شد كه هركس كه اين حكم را تبديل نمايد ، از خانة او تيري گرفته شود و او بر آن آويخته و مصلوب گردد و خانة او به سبب اين عمل مزبله بشود.
12 و آن خدا كه نام خود را در آنجا ساكن گردانيده است ، هر پادشاه يا قوم را كه دست خود را براي تبديل اين امر و خرابي اين خانة خدا كه در اورشليم است دراز نمايد ، هلاك سازد. من داريوش اين حكم را صادر فرمودم ، پس اين عمل بلا تأخيركره شود.
13 آنگاه تتنايي ، والي ماوراي نهر و َش َتربوزناي و رفقاي ايشان بر وفق فرماني كه داريوش پادشاه فرستاده بود ، ِبلاتأخير عمل نمودند. 14 و مشايخ يهود به بنا نمودن مشغول شدند و برحسب نبو�ت حج�ي نبي� و زكريا ابن عد�و كار را پيش بردند و برحسب حكم خداي اسرائيل و فرمان كورش و داريوش و َار َت ح َشستا ، پادشاهان فارس آن را بنا نموده ، به انجام رسانيدند.
15 و اين خانه ، در روز سو�م ماه اذار در سال ششم داريوش پادشاه ، تمام شد. 16 و بني اسرائيل ، يعني كاهنان و لاويان و ساير آناني كه از اسيري برگشته بودند ، اين خانة خدا را با شادماني تبريك نمودند.
17 و براي تبريك اين خانة خدا صد گاو و دويست قوچ و چهارصد بره و به جهت قرباني گناه براي تما م ِي اسرائيل ، دوازده بز نر موافق شمارة اسباط اسرائيل گذرانيدند.
دادند.
18 و كاهنان را در فرقه هاي ايشان و لاويان را در قسمتهاي ايشان ، بر خدمت خدايي كه در اورشليم است برحسب آنچه در كتاب موسي مكتوب است قرار
19 و آناني كه از اسيري برگشته بودند ، عيد ف� َصح را در روز چهاردهم ماه او�ل نگاه داشتند ،
381