جزو «بیست و دو» درس آموزشی از کتاب مقدّس کتاب مقدّس؛ عهد عتیق؛ کامل | Page 351

‎26‎ هنگامي كه آسمان بسته شود و به سبب گناهاني كه به تو ورزيده باشند باران نبارد ، اگر به سوي اين مكان دعا كنند و به اسم تو اعتراف نمايند و به سبب مصيبتي كه به ايشان رسانيده باشي از گناه خويش بازگشت كنند ،
‎27‎ آنگاه از آسمان بشنو و گناه بندگانت و قوم خود اسرائيل را بيامرز و راه نيكو را كه در آن بايد رفت به ايشان تعليم بده ، و به زمين خود كه آن را به قوم خويش براي ميراث بخشيده اي باران بفرست.
‎28‎ اگر در زمين قحطي باشد و اگر وبا يا باد سموم يا يرقان باشد يا اگر ملخ يا كرم باشد و اگر دشمنان ايشان ، ايشان را در شهرهاي زمين ايشان محاصره نمايند هر بلايي يا هر مرضي كه بوده باشد ،
‎29‎ آنگاه هر دعا و هر استغاثه اي كه از هر مرد يا از تمامي قوم تو اسرائيل كرده شود كه هر يك از ايشان بلا و غم دل خود را خواهد دانست ، و دستهاي خود را به سوي اين خانه دراز خواهد كرد ،
‎30‎ آنگاه از آسمان كه مكان سكونت تو باشد بشنو و بيامرز و به هر كس كه دل او را مي داني به عارف قلوب جميع بني آدم هستي.
‎31‎ تا آن كه ايشان در تمامي روزهايي كه بروي زميني كه به پدران ما داده اي زنده باشند از تو بترسند.
‎32‎ و نيز غريبي كه از قوم تو اسرائيل نباشد و به خاطر اسم عظيم تو و دست قوي و بازوي برافراشتة تو از زمين بعيد آمده باشد ، پس چون بيايد و به سوي اين خانه دعا نمايد ،
‎33‎ آنگاه از آسمان ، مكان سكونت خود ، بشنو و موافق هرآنچه آن غريب نزد تواستغاثه نمايد به عمل آور تا جميع قومهاي جهان اسم تو را بشناسند و مثل قوم اسرائيل از تو بترسند و بدانند كه اسم تو بر اين خانه اي كه بنا كرده ام نهاده شده است.
‎34‎ اگر قوم تو براي مقابله با دشمنان خود به راهي كه ايشان را فرستاده باشي ، بيرون روند و به سوي شهري كه برگزيده اي و خانه اي كه به جهت اسم تو بناكرده ام ، نزد تو دعا نمايند ،
‎35‎ آنگاه دعا و تضرع ايشان را از آسمان بشنو و حق ايشان را به جا آور.
‎36‎ و اگر به تو گناه ورزيده باشند زيرا انساني نيست كه گناه نكند ، و بر ايشان غضبناك شده ، ايشان را به دست دشمنان تسليم كرده باشي و اسير كنندگان ايشان ، ايشان را به زمين دور يا نزديك ببرند ،
‎37‎ پس اگر در زميني كه در آن اسير باشند به خود آمده ، بازگشت نمايند و در زمين اسيري خود نزد تو تضرع نموده ، گويند كه گناه كرده و عصيان ورزيده. و شريرانه رفتار نموده ايم ،
‎38‎ و در زمين اسيري خويش كه ايشان را به آن به اسيري برده باشند ، به تمامي دل و تمامي جان خود به تو بازگشت نمايند ، و به سوي زميني كه به پدران ايشان داده اي و شهري كه برگزيده اي و خانه اي كه براي اسم تو بنا كرده ام دعا نمايند ،
‎39‎ آنگاه از آسمان ، مكان سكونت خود دعا و تضرع ايشان را بشنو و حق ايشان را بجا آور ، و قوم خود را كه به تو گناه ورزيده باشند بيامرز. ‎40‎ پس الآن اي خداي من چشمان تو باز شود و گوشهاي تو به دعاهايي كه در اين مكان كرده شود شنوا باشد.
بشوند.
‎41‎ و حال تو اي ي�ه�و�ه خدا ، با تابوت قوت خود به سوي آرامگاه خويش برخيز. اي ي�ه�و�ه خدا كاهنان تو به نجات ملبس گرداند و مقدسات به نيكويي شادمان
‎42‎ اي ي�ه�و�ه خدا روي مسيح خود را برنگردان و رحمتهاي بنده خود داود را بياد آور.
7 1 و چون سليمان از دعا كردن فارغ شد ، آتش از آسمان فرود آمده ، قرباني هاي سوختني و ذبايح را سوزانيد و جلال خداوند خانه را مملو ساخت.
2 و كاهنان به خانة خداوند نتوانستند داخل شوند ، زيرا جلال ي�ه�و�ه خانة خداوند را پركرده بود.
3 و چون تمامي بني اسرائيل آتش را كه فرود مي آمد و جلال خداوند را كه بر خانه مي بود ديدند ، روي خود را به زمين بر سنگفرش نهادند و سجده نموده ، خداوند را حمد گفتند كه او نيكو است ، زيراكه رحمت او تا ابد الاباد است. 4 و پادشاه و تمامي قوم قرباني ها در حضور خداوند گذرانيدند.
5 و سليمان پادشاه بيست و دو هزار گاو و صد و بيست هزار گوسفند براي قرباني گذرانيد و پادشاه و تمامي قوم ، خانة خدا را تبريك نمودند.
6 و كاهنان بر سر شغلهاي مخصوص خود ايستاده بودند و لاويان ، آلات نغمة خداوند را) به دست گرفتند( كه داود پادشاه آنها را ساخته بود ، تا خداوند را به آنها حمد گويند ؛ زيرا كه رحمت او تا ابدالاباد است ؛ و داود به وساطت آنها تسبيح مي خواند و كاهنان پيش ايشان َك ِر ّنا مي نواختند و تمام اسرائيل ايستاده بودند.
7 و سليمان وسط صحني را كه پيش خانة خداوند بود ، تقديس نمود زيرا كه در آنجا قرباني هاي سوختني و پيه ذبايح سلامتي را مي گذرانيدند ، چونكه مذبح برنجيني كه سليمان ساخته بود ، قرباني هاي سوختني و هداياي آردي و پيه و ذبايح را گنجايش نداشت.
8 و در آنوقت سليمان و تمامي اسرائيل با وي هفت روز را عيد نگاه داشتند و آن انجمن بسيار بزرگ از مدخل حمات تا نهر مصر بود.
‎351‎