جزو «بیست و دو» درس آموزشی از کتاب مقدّس کتاب مقدّس؛ عهد عتیق؛ کامل | Page 119

6 و موسي اين را به بني اسرائيل گفت ، پس جميع سروران ايشان او را عصاها دادند ، يك عصا براي هر سرور ، يعني دوازده عصا برحسب خاندان آباي ايشان ، و عصاي هارون در ميان عصاهاي آنها بود.
7 و موسي عصاها را به حضور خداوند در خيمة شهادت گذارد. 8 و در فرداي آن روز چون موسي به خيمة شهادت داخل شد ، اينك عصاي هارون كه بجهت خاندان لاوي بود شكفته بود ، و شكوفه آورده و گل داده ، و بادام رسانيده بود.
9 و موسي همة عصاها را از حضور خداوند نزد جميع بني اسرائيل بيرون آورده ، هر يك نگاه كرده ، عصاي خود را گرفتند.
‎10‎ و خداوند به موسي گفت: عصاي هارون را پيش روي شهادت باز بگذار تا بجهت علامت براي ابناي تمرد نگاه داشته شود ، و همهمة ايشان را از من رفع نمايي تا نميرند.
‎18‎
‎11‎ پس موسي چنان كرد ، و به نحوي كه خداوند او را امر فرموده بود ، عمل نمود.
‎12‎ و بني اسرائيل به موسي عرض كرده ، گفتند: اينك فاني و هلاك مي شويم. جميع ما هلاك شده ايم!
‎13‎ هركه نزديك مي آيد كه به مسكن خداوند نزديك مي آيد مي ميرد. آيا تمام ًا فاني شويم ؟
1 و خداوند به هارون گفت: تو و پسرانت و خاندان آبايت با تو ، گناه م�قد�س را متحمل شويد ، و تو و پسرانت با تو ، گناه كهانت خود را متحمل شويد.
2 و هم برادران خود يعني سبط لاوي را كه سبط آباي تو باشند با خود نزديك بياور تا با تو متفق شده ، تو را خدمت نمايند ، و اما تو با پسرانت پيش خيمة شهادت باشيد.
3 و ايشان وديعت تو را و وديعت تمامي مسكن را نگاه دارند ؛ ليكن به اسباب قدس و به مذبح نزديك نيايند مبادا بميرند ، ايشان و شما نيز. 4 و ايشان با تو متفق شده ، وديعت خيمة اجتماع را با تمامي خدمت خيمه با آورند و غريبي به شما نزديك نيايد. 5 و وديعت مذبح را نگاه داريد تا غضب بر بني اسرائيل ديگر مستولي نشود.
6 و اما من اينك برادران شما لاويان را از ميان بني اسرائيل گرفتم ، و براي شما پيشكش مي باشند كه به خداوند داده شده اند ، تا خدمت خيمة اجتماع را بجا آورند.
7 و اما تو با پسرانت ، كهانت خود را بجهت هر كار مذبح و براي آنچه اندرون حجاب است نگاه داريد ، و خدمت بكنيد. كهانت را به شما دادم تا خدمت از راه بخشش باشد ، و غريبي كه نزديك آيد ، كشته شود. 8 و خداوند به هارون گفت: سبب مسح شدن به فريضة ابدي دادم.
اينك من وديعت هداياي افراشتني خود را با همة چيزهاي مقدس بني اسرائيل به تو بخشيدم. آنها را به تو و پسرانت به
9 از قدس اقداس كه از آتش نگاه داشته شود ، اين از آن تو خواهد بود ، هر هدية ايشان يعني هر هدية آردي و هر قرباني گناه و هر قرباني جرم ايشان كه نزد من بگذرانند ، اينها براي تو و پسرانت قدس اقداس باشد.
‎10‎ مثل قدس اقداس آنها را بخور. هر ذكور از آن بخورد ، براي تو مقدس باشد.
‎11‎ و اين هم از آن تو باشد. هدية افراشتني از عطاياي ايشان با هر هدية جنبانيدني بني اسرائيل را به تو و به پسرانت و دخترانت به فريضة ابدي دادم ، هر كه در خانة تو طاهر باشد ، از آن بخورد.
‎12‎ تمامي بهترين روغن و تمامي بهترين حاصل مو و غله يعني نوبرهاي آنها را كه به خداوند مي دهند ، به تو بخشيدم.
‎13‎ نوبرهاي هرچه در زمين ايشان است كه نزد خداوند مي آورند از آن تو باشد ، هركه در خانة تو طاهر باشد ، از آن بخورد. ‎14‎ و هرچه در اسرائيل وقف بشود ، از آن تو باشد. ‎15‎ و هرچه رحم را گشايد از ذي جسدي كه براي خداوند مي گذرانند چه ازانسان و چه از بهايم از آن تو باشد ؛ اما نخست زادة انسان را البته فديه دهي ، و نخست زادة بهايم ناپاك را فديه اي بده.
‎16‎ و اما در بارة فرية آنها ، آنها را از يك ماهه به حساب خود به پنج مثقال نقره ، موافق مثقال قدس كه بيست جيره باشد فديه بده. ‎17‎ ولي نخست زادة گاو يا نخست زادة گوسفند يا نخست زادة بز را فديه ندهي ؛ آنها مقدسند ؛ خون آنها را بر مذبح بپاش و پيه آنها را بجهت هدية آتشين و عطر خوشبو براي خداوند بسوزان.
‎18‎ و گوشت آنها مثل سينة جنبانيدني ، از آن تو باشد و ران راست ، از آن تو باشد.
‎19‎ جميع هداياي افراشتني را از چيزهاي مقدس كه بني اسرائيل براي خداوند مي گذرانند به تو و پسرانت و دخترانت با تو به فريضة ابدي دادم. اين به حضور خداوند براي تو و ذريت تو با تو عهد نمك تا به ابد خواهد بود ‏.»‏
‎20‎ و خداوند به هارون گفت: تو در زمين ايشان هيچ ملك نخواهي يافت ، و درميان ايشان براي تو نصيبي نخواهد بود ، نصيب تو و ملك تو درميان بني اسرائيل من هستم.
‎21‎ و به بني لاوي اينك تمامي عشر اسرائيل را براي ملكيت دادم ، به عوض خدمتي كه مي كنند ، يعني خدمت خيمة اجتماع.
‎22‎ و بعد از اين بني اسرائيل به خيمة اجتماع نزديك نيايند ، مبادا گناه را متحمل شده ، بميرند.
‎119‎