جزو «بیست و دو» درس آموزشی از کتاب مقدّس کتاب انجیل عیسی مسیح؛ ترجمه هزارهٔ نو | Page 96
99
برای بهانهای بخشد، شفا را مرد آن ات ب ّ ش َ روز در اگر تا داشتند
شده خشک دستش که مردی به عیسی 3 بیابند. او به زدن اتهام
«آیا پرسید: ایشان از آنگاه 4 بایست». همه برابر «در گفت: بود
کسی جان کردن؟ بدی یا است جایز کردن نیکی ات ب ّ ش َ روز در
عیسی، 5 ماندند. خاموش آنان ا ام ّ کشتن؟» یا دادن نجات را
غمگین و نگریست بودند پیرامونش که کسانی به خشمگین
او کن». دراز را «دستت گفت: مرد آن به ایشان، سنگدلی از
فَریسیان آنگاه 6 شد. سالم دستش و کرد دراز را خود دست
چگونه که کردند توطئه هیرودیان با بیدرنگ و رفتند بیرون
بردارند. میان از را عیسی
عیسی پی در مردم انبوه
ست. ج ُ کناره دریا سوی به خود شاگردان با عیسی سپس 7
گروهی نیز، 8 شــدند. روانه او پی در نیز جلیلیان از انبوهی
سوی آن نواحی
و اَدومیه و اورشلیم و یهودیه مردم از بسیار
کارهای همۀ خبر چون صیدون، و صور حوالی و اردن رود
عیسی جمعیت، کثرت سبب به 9 آمدند. وی نزد شنیدند، را او
بر مردم تا کنند، آماده برایش قایقی فرمود خود شاگردان به
بود، داده شفا را بسیاری که آنجا از زیرا 10 نکنند. ازدحام او
گاه هر 11 کنند. لمســش تا میآوردند هجوم او بر دردمندان
میافتادند خاک به برابرش در میدیدنــد، را او پلید ارواح
سخت را ایشان او ا ام ّ 12 خدایی!» پسر «تو میزدند: فریاد و
کیست. او نگویند دیگران به که میداشت برحذر
رسول دوازده انتخاب
حضور به خواست، که را آنانی و برآمد کوهی به عیسی 13
تعیین را تن دوازده او 14 آمدند. نزدش آنها و فرا خوانْد خویش
برای را آنها و باشند وی همراه تا خواند، رسول را آنان و کرد
دیوها که باشند برخوردار اقتدار این از و 15 بفرستد، موعظه
بودند عبارت کرد تعیین که تن دوازده آن 16 برانند. بیرون را
بِدی ز ِ پسر یعقوب 17 خواند)؛ پطرس را وی (که معون ش َ از: