جزو «بیست و دو» درس آموزشی از کتاب مقدّس کتاب انجیل عیسی مسیح؛ ترجمه هزارهٔ نو | Page 94
97
«چرا 7 اندیشیدند: خود با بودند، نشسته آنجا که دین علمای
چه است! کفر این د؟ ن َ میرا زبان بر ســخنی چنین مرد این
در دم در عیسی 8 بیامرزد؟» را گناهان میتواند خدا جز کسی
گفت: ایشان به و میاندیشند چه خود با که دریافت خود روح
مفلوج این به کدامیک گفتن 9 میاندیشید؟ چنین دل در «چرا
و “برخیز اینکه یا شد” آمرزیده “گناهانت اینکه است، آسانتر
انسان پسر که بدانید تا حال 10 برو”؟ راه و بردار را خود تشک
«به 11 گفت: مفلوج به - دارد» را گناهان آمرزش اقتدار زمین بر
آن 12 برو!» خانه به و برگیر خود تشک برخیز، میگویم، تو
برابر در و برداشت را خود تشک بیدرنگ و برخاست مرد
و شدند شگفت در همه رفت. بیرون آنجا از همه چشــمان
بودیم». ندیده چیزی چنین «هرگز گفتند: تمجیدکنان را خدا
الوی از دعوت
گرد نزدش همه مردم رفت. دریا کنار به دیگر بار عیسی 13
میزد، قدم که هنگامی 14 میداد. تعلیم را آنان او و می آمدند
او به بود. نشسته راجگاه خَ در که دید را فای ل ْ ح َ پســر الوی
شد. روان عیسی پی از و برخاست او بیا». من پی «از گفت:
بسیاری بود، نشسته سفره بر الوی خانۀ در عیسی چون 15
بودند، همسفره شاگردانش و او با گناهکاران و راجگیران خَ از
علمای چون 16 میکردند. پیروی را او آنها از زیادی شمار زیرا
و گناهکاران با که دیدند را عیســی بودند، فَریســی که دین
با «چرا گفتند: وی شــاگردان به است، همسفره راجگیران خَ
شنیدن با عیسی 17 میخورد؟» غذا گناهکاران و راجگیران خَ
دارند، نیاز طبیب به که «بیمارانند گفت: ایشان به سخن این
را گناهکاران تا بلکه پارســایان تا نیامدهام من تندرستان. نه
کنم». دعوت
روزه دربارۀ سؤال
عدهای بودند، روزهدار فَریسیان و یحیی شاگردان که زمانی 18
شاگردان و یحیی شاگردان «چرا گفتند: و آمدند عیســی نزد