جزو «بیست و دو» درس آموزشی از کتاب مقدّس کتاب انجیل عیسی مسیح؛ ترجمه هزارهٔ نو | Page 657
آیید، بیرون شهر این از من، قوم «ای
شوید، او گناهان شریک مبادا
رسد، شما به او بالهای از سهمی مبادا
رسیده، فلک به تا اینک او گناهان که زیرا 5
است. آورده یاد به را او جنایات خدا و
دهید؛ پس او به داده او که را همان 6
بپردازید. دوچندان کرده، هرآنچه مزد
بنوشانید. او به مضاعف معجون
خودش جام از
دهید اندوه و عذاب اندازه همان او به 7
میداد. خود به شکوه و جالل او که
که، میبالد خود به دل در که زیرا
مینشیند. ملکهای که مینشینم چنان “من
نشست”. نخواهم ماتم به هرگز و نیستم بیوه
نازل او بر روزه یک بالهایش که روست این از 8
شد، خواهد
قحطی. و ماتم و مرگ بالی
سوخت. خواهد آتش در و
کیفر را او که خدایی خداوندْ آن است قدیر که زیرا
میدهد».
ل تجم
شریک
و
کردند
زنا
او
با
که
زمین
شاهان چون و 9
و گریست خواهند او بر ببینند، را او سوختن دود شدند، او
میکشد او که عذابی ترس
از 10 نشست. خواهند او سوگ به
که: داد خواهند سر ناله و ایستاد خواهند دورادور
بزرگ، شهر ای دریغ! «دریغ،
پرقدرت! شهر ای بابِل، ای
شدی!» نابود ساعته یک که شد چه
او سوگ به و گریســت خواهند او بر زمین بازرگانان و 11
نمیخرد، را آنان کاالی کسی دیگر که زیرا نشست، خواهند
پارچههای نه را؛ آنان مروارید و جواهرات و نقره و طال نه 12
چوبهای انواع نه را؛ آنان سرخ و ارغوان و ابریشــم و نفیس