3: 18 – 13: 17 مکاشفه 659 زور
و دارند هدف یک همگی آنان 13. وحش آن با ، شد خواهند بره
آن با همگی 14. سپرد خواهند وحش به را خود قدرت و ،
شد خواهد پیروز آنان بر بره امّا ، خاست خواهند بر جنگ به او خواندهشدگانِ و- است شاهان شاه و ارباب ربِ او زیرا پیروانِ
و ، بود خواهند او با او برگزیدگانِ و ، بود خواهند او با.«
بود خواهند او با او وفادار بر فاحشه که ، دیدی که آبها آن «: گفت من با فرشته آنگاه
15.
هستند زبانها و قومها و جماعتها و ملتها همانا ، دارد قرار آنها. شد خواهند بیزار فاحشه از ، دیدی که شاخ ده آن و وحش آن 16 را
او گوشت. نمود خواهند رها عریان و کرد خواهند نابود را او در
خدا که زیرا 17. سوزاند خواهند آتش در را او و خورد خواهند خاطرْ
رضای با و برآورند را او خواست که است نهاده آنها دل ،
بسپارند وحش آن دست به را خود حکومت و قدرت عنانِ دیدی
که زن آن و 18. یابد تحقق تمامی به خدا کلام که آنگاه تا.« میکند حکومت زمین پادشاهان بر که است بزرگ شهر
همان بابِل
سقوط فرود
آسمان از که دیدم دیگر فرشتهای ، آن از پس جلال
از زمین و داشت عظیم اقتداری او و. میآمد: که برآورد فریاد پرصلابت سخت صدایی به 2. شد نورانی
او! کرد سقوط بزرگ بابِل! کرد سقوط « است
شده بدل دیوان مسکن به اینک بابِل ،
ناپاکی روح هر قرارگاه به و
. نفرتانگیزی و ناپاک پرندۀ هر جولانگاه به و همه قومها او زنای * عقلسوزِ شراب از که زیرا
3.
نوشیدند ،
کردند زنا او با زمین شاهان و او لات تجمّ کثرت از زمین تاجران
و.« شدند
دولتمند
18
. برمیانگیزد را خدا غضب که معنا بدین ”؛ غضبآور“ یا 3: 18