جزو «بیست و دو» درس آموزشی از کتاب مقدّس کتاب انجیل عیسی مسیح؛ ترجمه هزارهٔ نو | Page 653
درآید. معبد به نتوانست هیچکس نرسید
16
خدا خشم پیالۀ هفت
فرشته هفت آن به که شنیدم معبد از بلند صدایی آنگاه
زمین بر را خدا خشم پیالۀ هفت و «بروید میگفت:
فرو ریزید».
و فرو ریخت، خشکی بر را خود پیالۀ و رفت ل او ّ فرشتۀ 2
وحش آن عالمت که مردمی پیکر بر دردناک و زشت زخمهای
شد. پدیدار میپرستیدند، را او تمثال و داشتند خود بر را
به دریا و فرو ریخت، دریا به را خود پیالۀ م دو
فرشــتۀ 3
و میمانست، رده م ُ انسان خون به که خونی شد، بدل خون
شدند. هالک دریا جانداران همۀ
آب چشمههای و رودخانهها بر را خود پیالۀ م سو
فرشتۀ 4
شدند. بدل خون به چشــمهها و رودخانهها و فرو ریخت،
گفت: چنین آبها نگهبان فرشتۀ که شنیدم آنگاه 5
کردی، که حکمها این در عادلی «تو
وس؛ قد
ای بودهای، و هستی که تو
ریختند، را تو انبیای و مقدسین خون آنان که زیرا 6
بنوشند تا دادی خون آنان به پس
است!» همین سزایشان که
که: آمد پاسخ مذبح از شنیدم و 7
مطلق، قادر خدای خداوندْ ای «آری،
میدهی». تو که کیفری عدل، و است حق
و فرو ریخت، خورشید بر را خود پیالۀ چهارم فرشــتۀ 8
مردم و 9 بسوزاند. آتش به را مردم تا یافت فرمان خورشــید
با بالها این اختیار که را خدا نام و ســوختند گرما شدت از
ندادند. جالل را او و نکردند توبه ا ام ّ گفتند، ناسزا اوست،
فرو ریخت وحش آن تخت
بر را خود پیالۀ پنجم فرشتۀ 10
زبان درد، فزونی از آدمیان فرو رفت. تاریکی در او قلمرو و
خود جراحات و آالم ســبب به و 11 میگرفتند. گاز را خود