652 18-
9: 13
مکاشفه: بشنود دارد گوش که آن 9
، برود اسارت به میباید کسی اگر 10. رفت خواهد اسارت
به
، شود کشته شمشیر به میباید کسی اگر. شد خواهد کشته شمشیر
به
. را آنان ایمان و میطلبد را مقدسین پایداریِ این زمین
وحش همچون. میآید بیرون زمین از دیگر وحشی دیدم آنگاه
11 با 12. میگفت سخن اژدها مانند ولی داشت شاخ دو
بره و
زمین و ، میکرد عمل * او نام به و ل اوّ وحش اقتدارِ تمام بهبود
مهلکش زخم که ل اوّ وحش نیایشِ به را ساکنانش میرسید
ظهور به او از عظیم آیات 13. برمیگماشت ، بود یافته بر
آسمان از آتش مردم چشم پیش میشد موجب حتی
و *
حضور به داشت اجازه که آیاتی سبب به 14. د بارَ فرو زمین آنها
به و بفریفت را زمین ساکنان ، آورد ظهور به وحش آن زخم
شمشیرْ به که بسازند وحش آن از تمثالی داد دستور جان
که شد داده قدرت او به 15. بود زنده همچنان امّا ، خورده و
بگوید سخن بتواند تمثال آن تا بدمد وحش آن تمثال در پرستش
از که آورد فراهم را کسان آن همۀ کشتن اسباب و
رد خُ از ، را کسان همۀ ، همچنین 16. میزدند باز سر تمثال راست
دست بر تا واداشت آزاد و غلام و ، نادار و دارا ، بزرگ نتواند
هیچکس تا 17. گذارند علامت خویش پیشانی بر یا خود آن
نامِ یا علامتْ آن و ، بفروشد یا بخرد علامت آن بدون که
هر. میطلبد حکمت این و 18. او نام شمارۀ یا ، بود وحش چرا
، کند محاسبه را وحش آن عدد تا بگذار ، دارد بصیرت شش
و شصت و ششصد او عدد و. است انسان عدد ، آن که. است
.” او از نمایندگی به و“ : یا 12: 13.” از نیابت به“ : یا 14: 13