جزو «بیست و دو» درس آموزشی از کتاب مقدّس کتاب انجیل عیسی مسیح؛ ترجمه هزارهٔ نو | Page 650
تن هزار چهار و چهل و یکصد و بره
14
کوه بر دیدم را بره آن کــردم، نظر که همین آنگاه
که تن هزار چهار و چهل و یکصد با ایستاده هیون ص َ
از صدایی و 2 داشتند. نوشته پیشانی بر را او پدر نام و را او نام
چون ان غر
و پرشتاب؛ آبهای چون پرخروش شنیدم آسمان
میمانست چنگنوازان صدای به شــنیدم که صدا آن رعد؛
پیشگاه در دادند سر تازه سرودی و 3 بنوازند. چنگ که آنگاه
آن و پیران. آن و زنده موجود چهار آن حضور در و تخت آن
چهل و یکصد آن مگر بیاموزد، نتوانست هیچکس را سرود
اینان 4 بودند. شده خریده زمینیان میان از که تن هزار چهار و
باکرهاند. که زیرا نساختند، زنان آلودۀ را خود که کسانند همان
میان از اینان برود. که کجا هر میکنند دنبال را بره راه اینان
عرضه بره و خدا بر نوبر عنوان به و شــدند خریده آدمیان
هر از ری ب َ اینان نشد. یافت دهانشان در دروغی هیچ 5 شدند.
عیبند.
آنها پیام و فرشته سه
میکرد پرواز آسمان دل در که دیدم دیگر فرشتهای آنگاه 6
بشارت را زمین ساکنان تا داشــت خود با جاودان انجیل و
به او هم 7 باشند. که ملت و زبان و طایفه و قوم هر از دهد،
که زیرا دهید، جالل را او و بترسید خدا «از گفت: بلند آواز
آسمانها که بپرستید را او است. فرا رسیده او داوری ساعت
آفرید». او را چشمهساران و دریا و زمین و
ل باب کرد! «سقوط گفت: و آمد او پی از می دو
فرشــتۀ و 8
*
عقل شراب از که آن کرد! سقوط بزرگ
به خود زنای سوز
نوشانید». ملتها همۀ
«اگر گفت: بلند آواز به و آمد دو آن پی از می سو
فرشتۀ و 9
پیشانی بر را او نشان و بپرستد را او تمثال آن و وحش آن کسی