650 15-
5: 12
مکاشفه ذکوری
فرزند ، آورد دنیا به پسری زن آن 5. ببلعد ، آمد دنیا به تا فرزند
و. راند خواهد فرمان قومها همۀ بر آهنین عصای با که به
زن و 6. شد فرستاده او تخت پیش و خدا نزد و شد ربوده او در
تا گریخت ، بود کرده مهیا او برای خدا که جایی به ، بیابان.
کنند نگهداری روز شصت و دویست و هزار مدت به او از آنجا فرشتگانش
و میکائیل. درگرفت آسمان در جنگی ناگهان و 7 پیکار
به آنان برابر در فرشتگانش و اژدها و جنگیدند اژدها با آسمان
در را خود پایگاه و خوردند شکست امّا 8 ، ایستادند مار
همان ، شد افکنده زیر به بزرگ اژدهای 9. دادند دست از گمراهی به را جهان جملۀ و دارد نام شیطان یا ابلیس که
کهن. شدند افکنده زمین به فرشتگانش هم و او هم. میکشاند
: میگفت که شنیدم آسمان در بلند صدایی آنگاه 10 ، ما خدای پادشاهی و قدرت و نجات اکنون
«. است رسیده فرا او مسیح اقتدار
و ما
برادران عیِ مدّ آن که زیرا اتهام
آنان بر ما خدای پیشگاه در شبانهروز که
، میزند. است شده افکنده زیر
به پیروز او بر خود شهادت کلام با و بره خون با آنان 11
. شدهاند. مرگ به تا حتی ، نشمردند عزیز را خود جان که
زیرا! آنها ساکنان ای و آسمانها ای کنید شادی پس 12 ،
دریا ای تو بر وای و ، زمین ای تو بر وای امّا ،
است آمده فرود شما بر بسیار خشم با ابلیس که.«
ندارد چندانی فرصت میداند که زیرا به
، است شده افکنده فرو زمین به که دید اژدها چون و
13 آن بالِ دو امّا 14. بود زاده ذکور فرزند که پرداخت زن آن
تعقیب پرواز
بیابان در جایگاهی به تا شد داده زن آن به بزرگ عقاب ،
مار آن دسترس از دور ، آنجا در و بود شده مهیا او برای که کند از
مار آنگاه 15. شود نگهداری او از نیمزمانی و زمانها و زمانی روان زن آن پی در تا ساخت جاری رود بسان آبی خود
دهان