جزو «بیست و دو» درس آموزشی از کتاب مقدّس کتاب انجیل عیسی مسیح؛ ترجمه هزارهٔ نو | Page 645

648 15​-
​7: 11
مکاشفه و
نبارد باران تشان نبوّ‏ ایام در تا ببندند در را آسمان قادرند که
بار چند هر را زمین و کنند بدل خون به را آبها قادرند.
سازند مبتلا بلا هر به بخواهند انجام به یکسره را خود شهادت آنان که همین ، باری
7 خواهد
آنان با ، میآید بیرون هاویه از که وحش آن ، رسانند و 8. کشت خواهد را آنان ، شده غالب آنان بر و جنگید و
دوم سُ‏ کنایه به که بزرگ شهر آن میدان در اجسادشان که
شهر همان ؛ ماند خواهد زمین بر میشود خوانده مصر ،
نیم و روز سه تا 9. شد صلیب بر آنجا در نیز خداوندشان تماشای
به قوم هر و زبان هر و طایفه هر و ملت هر از مردمان خودداری
خاکسپاریشان از و ایستاد خواهند آنان اجساد خواهند
شادیها آنان مرگ در زمین ساکنان 10. کرد خواهند دو آن که زیرا ؛ فرستاد خواهند هدیهها یکدیگر برای و
نمود.
بودند ساخته معذب را زمین ساکنان نبی آنان به خدا جانب از * حیات دَمِ‏ ، نیم و روز سه از پس امّا 11 به
که کسانی بر عظیم وحشتی. ایستادند پا به و شد داخل که
شنیدند آنگاه 12. شد مستولی ، بودند ایستاده آنان تماشای و
!« بیایید بالا اینجا به «: گفت آنها به آسمان از بلند صدایی.
رفتند بالا آسمان به ابری دلِ‏ در دشمنانشان چشم پیش آنان
و درگرفت بزرگ زمینلرزهای ، ساعت همان در درست 13 زمینلرزه
آن در تن هزار هفت و ریخت فرو شهر یکدهم خدای و گرفت فرا وحشت را بازماندگان و شدند
کشته.
دادند جلال را آسمانها بهزودی م سوّ‏’ وایِ‏‘ اینک. گذشت سر از م دوّ‏’ وایِ‏
‘ 14. رسید
خواهد هفتم
شیپور ناگهان و ؛ درآورد صدا به را شیپورش هفتم فرشتۀ آنگاه 15
: میگفت که پیچید آسمان در بلند صداهایی
.” حیات نَفَس“ ‏: یا 11: ‏ 11