جزو «بیست و دو» درس آموزشی از کتاب مقدّس کتاب انجیل عیسی مسیح؛ ترجمه هزارهٔ نو | Page 641
آنگاه افکند. زمین بر و بیاکند مذبح آتش از
میلرزید. که زمین و برمیخاست که آذرخش و غوغا، و بانگ
شیپورها
آهنگ
داشتند، را شیپور هفت آن که فرشته هفت آن آنگاه 6
کردند. آنها نواختن
و تگرگ و درآورد، صدا به را شیپورش ل او ّ فرشتۀ 7
آتش
زمین م سو
یک و بارید زمین بر ناگهان که بود خون با آمیخته
سوختند. سبزهها همۀ و سوختند درختان م سو
یک و سوخت
بسان چیزی و درآورد، صدا به را شیپورش م دو
فرشــتۀ 8
یک و شد افکنده دریا به بود، آتش به مشتعل که بزرگ کوهی
زندۀ موجودات از م سو
یک و 9 گشت. خون به بدل دریا م سو
شدند. نابود کشتیها از م سو
یک و ردند م ُ دریا
بزرگ ستارهای و درآورد، صدا به را شیپورش م سو
فرشتۀ 10
و رودخانهها از م سو
یک روی به آسمان از سوزان مشعلی چون
*
م سو
یک و بود، نْتین’ س َ ف ْ ا َ ‘ ستاره آن نام 11 فرو افتاد. چشمهساران
ردند. م ُ بود، شده تلخ که آبها از بسیار مردمان و شد. تلخ آبها از
م سو
یک و درآورد، صدا به را شیپورش چهارم فرشتۀ 12
ستارگان م سو
یک و ماه م سو
یک و خورد، ضربت خورشید
روز م سو
یک و شد. تاریک آنها از م سو
یک که چندان نیز،
نیز. شب م سو
یک و ماند بینور
در الشخوری شنیدم بودم، ایستاده نظاره به که همچنان و 13
ساکنان بر وای وای، «وای، زد: فریاد بلند بانگ به آسمان دل
دیگر فرشتۀ سه آن شیپورهای صدای نمانده چیزی که زمین،
برخیزد».
ستارهای من و درآورد، صدا به را شیپورش پنجم فرشتۀ
* هاویه کلید ستاره، این به زمین. به آسمان از افتاده دیدم
9
تلخ. بسیار است :8 11گیاهی
در همچنین هستند؛ پلید ارواح که جایی غاک”، “م
یا بیانتها” :9 “ 1چاه