31- 20: 21 مَتّی
67 دیگر
که مباد «: گفت درخت به خطاب پس. نیافت آن بر چیزی خشک
درخت دم همان در!« آید بهبار تو از میوهای هرگز از
، بودند کرده حیرت واقعه این دیدن از که شاگردان 20. شد ؟«
شد خشک زود چنین انجیر درخت چگونه «: پرسیدند او اگر ، میگویم شما به ، آمین «: گفت آنان به پاسخ در عیسی 21 بر
آنچه میتوانید تنها نه ، نکنید شک و باشید داشته ایمان کوه
این به گاه هر بلکه ، دهید انجام گذشت انجیر درخت خواهد
چنین ،” شو افکنده دریا به ، شده کنده جا از“ بگویید ، کنید درخواست دعا در هرآنچه ، باشید داشته ایمان اگر 22.
شد.« یافت
خواهید عیسی
اقتدار دربارۀ
سؤال در. پرداخت مردم تعلیم به و شد معبد وارد عیسی آنگاه
23 به
«: گفتند و آمدند او نزد قوم مشایخ و کاهنان سران ، هنگام این تو
به را اقتدار این کسی چه ؟ میکنی را کارها این اجازهای چه پرسشی
شما از نیز من «: گفت پاسخ در عیسی 24 ؟« است داده اقتداری
چه با میگویم شما به نیز من ، گفتید پاسخ اگر. دارم یا
آسمان از ؟ بود کجا از یحیی تعمید 25. میکنم را کارها این از
بگوییم اگر «: گفتند و کردند بحث خود بین آنها ؟« انسان از ؟”
نیاوردید ایمان او به چرا پس“ ، گفت خواهد ما به ، بود آسمان یحیی
همه زیرا ، داریم بیم مردم از ، بود انسان از بگوییم اگر و 26
». نمیدانیم «: دادند پاسخ عیسی به پس 27.« میدانند پیامبر را کارها این اقتداری چه با نمیگویم شما به نیز من «: گفت
عیسی
. میکنم را پسر
دو
مَثَل نخست پسر نزد. داشت پسر دو مردی ؟ چیست شما نظر
« 28 کار به و برو من تاکستان به امروز ، پسرم“: گفت و رفت خود داد
عقیده تغییر بعد امّا.” نمیروم“: داد پاسخ 29.” شو مشغول.
گفت او به را همان و رفت دیگر پسر نزد پدر 30. رفت و دو
آن از کدامیک 31. نرفت امّا ،” آقا ، میروم“: داد پاسخ پسر