68 42-
32: 21
مَتّی.«
لی اوّ «: دادند پاسخ ؟« آورد جا به را خود پدر خواست پسر راجگیران
خَ ، میگویم شما به ، آمین «: گفت ایشان به عیسی زیرا 32. مییابند راه خدا پادشاهی به شما از پیش فاحشهها و ،
نیاوردید ایمان او به امّا آمد شما نزد پارسایی طریق در یحیی این
اینکه با شما و. آوردند ایمان فاحشهها و راجگیران خَ ولی. نیاوردید ایمان او به و ندادید عقیده تغییر ، دیدید
را شریر
باغبانان
مَثَل تاکستانی مِلکی صاحب. دهید فرا گوش دیگری مَثَل به
« 33 و کَند آن در شتی رخُ چَ و کشید دیوار آن گِرد و کرد س غَرْ و
داد اجاره باغبان چند به را تاکستان سپس. نهاد بنا برجی ،
رسید فرا محصول برداشت موسم چون 34. رفت سفر به خود.
بگیرند تحویل را او میوۀ تا فرستاد باغبانان نزد را خود غلامان را
دیگری و زدند را یکی ، گرفته را او غلامان باغبانان امّا 35 بیشتر غلامانی ، بار دیگر 36. کردند سنگسار را می سوّ و
کشتند
. کردند رفتار همانگونه نیز آنها با باغبانان امّا ، فرستاد آنها نزد: گفت خود با و فرستاد باغبانان نزد را خود پسر سرانجام
37 باغبانان که هنگامی امّا 38.” داشت خواهند حرمت را پسرم
“ را او بیایید. است وارث این“: گفتند یکدیگر به ، دیدند را پسر از
و گرفتند را او پس 39.” کنیم تصاحب را میراثش و بکشیم صاحب
وقتی ، اوصاف این با 40. کشتند ، افکنده بیرون تاکستان:
دادند پاسخ 41 ؟« کرد خواهد چه باغبانان این با بیاید تاکستان
و ساخت خواهد نابود تمام بیرحمی با را بیرحم افراد آن « در را آن میوۀ تا داد خواهد اجاره دیگر باغبانان به را
تاکستان.«
بدهند او به فصلش س مقدّ کتب در حال به تا آیا «: گفت آنان به عیسی آنگاه 42
، که نخواندهاید ، کردند رد معماران که سنگی »“.
است شده * بنا سنگ
مهمترین.” زاویه رِ سَ سنگ“: یا 42:
21