22- 6: 15 مَتّی
51 این
در 6 ،” خداست وقف ، کنید دریافت من از بود ممکن که گرامی
را خود پدرِ اینگونه نیست واجب او بر دیگر ، صورت را
خدا کلام خویش سنّت حفظ برای شما اینچنین. دارد خوب
چه شما دربارۀ اِشعیا! ریاکاران ای 7. میشمارید باطل:
گفت که آنگاه ، کرد پیشگویی
، میدارند حرمت مرا خود لبهای با قوم این »“ 8. است دور من از دلشان
امّا
، میکنند عبادت مرا بیهوده آنان 9.”« نیست بشری فرایض جز چیزی تعلیمشان و گوش
«: گفت و خواند فرا خود نزد را جماعت آن سپس 10 میشود داخل آدمی دهان به آنچه نه 11. بفهمید و دهید
فرا
نآ ، میآید بیرون او دهان از آنچه بلکه ، میسازد نجس را او نزدش
شاگردان آنگاه 12.« میسازد نجس را آدمی که است ناپسند
را فَریسیان تو سخن این که میدانی آیا «: گفتند و آمدند آسمانی
پدر که نهالی هر «: داد پاسخ عیسی 13 ؟« است آمده خود
حال به را آنها 14. شد خواهد ریشهکن ، باشد نکاشته من کورِ
عصاکش کوری گاه هر. کورند راهنمایانی آنها. واگذارید این
«: گفت پطرس 15.« افتاد خواهند چاه در دو هر ، شود دیگر نیز
شما آیا «: داد پاسخ عیسی 16.« بده شرح ما برای را مَثَل داخل
دهان به چه هر که نمیدانید آیا 17 ؟ نمیکنید درک هنوز دهان
از آنچه امّا 18 ؟ میشود دفع بعد و میرود شکم به ، میشود آدمی آنچه است این و ، میگیرد سرچشمه دل از ، میآید
بیرون ، زنا ، قتل ، پلید افکار که است دل از زیرا 19. میسازد نجس را. میگیرد سرچشمه تهمت و دروغ شهادتِ ، دزدی ، بیعفتی با
خوردن غذا نه ، میسازد نجس را شخص که اینهاست
20!« ناشسته
دستهای غیریهودی
زن
ایمان صیدون و صور منطقۀ در و گفت ترک را آنجا عیسی 21 و
آمد نزدش ، آنجا اهالی از کنعانی زنی روزی 22. جست کناره!
کن رحم من بر ، داوود پسر ای ، من سرور «: گفت فریادکنان