50
5: 15 – 27: 14
مَتّی فریاد
ترس از و «، است شبح «: گفتند ، کرده وحشت ، دیدند من
. دارید قوی دل «: گفت آنها به بیدرنگ عیسی امّا 27. زدند!«
مترسید ، هستم روی
تا بفرما مرا ، تویی اگر ، من سرور «: داد پاسخ پطرس 28 بیرون
قایق از پطرس آنگاه!« بیا «: فرمود 29.« بیایم تو نزد آب را باد چون امّا 30. افتاد راه به عیسی سوی به آب روی و
آمد
: برآورد فریاد ، میرفت فرو آب در که حالی در و ترسید ، دید دراز را خود دست بیدرنگ عیسی 31!« ده نجاتم ، من سرور « ؟« کردی شک چرا ، کمایمان ای «: گفت و گرفت را او و کرد در که کسانی سپس 33. نشست فرو باد ، برآمدند قایق به چون
32 براستی
«: گفتند ، نهاده زمین بر روی عیسی برابر در بودند قایق!«
خدایی پسر تو
که ت نیسارِ جِ در بیماران
شفای ت نیسارِ جِ ناحیۀ در ، رسیدند دیگر کرانۀ به چون پس 34 به
را کسانی و شناختند را عیسی آنجا مردمان 35. آمدند فرود از
آنها 36. آوردند نزدش را بیماران ، فرستاده نواحی آن تمامی لمس را ردایش گوشۀ فقط تا دهد اجازه میکردند تمنا
او
. مییافت شفا ، میکرد لمس که هر و ، کنند درون
پاکی
لزوم اورشلیم
از دین علمای و فَریسیان از گروهی سپس سنّت
تو شاگردان چرا « 2: گفتند و آمدند عیسی نزد غذا
از پیش را خود دستهای آنها ؟ میگذارند پا زیر را مشایخ برای
چرا شما و «: گفت پاسخ در او 3 *!« نمیشویند خوردن زیرا 4 ؟ میگذارید پا زیر را خدا حکم ، خویش سنّت حفظ هر
“ نیز و” دار گرامی را خود مادر و پدر“: است فرموده خدا امّا 5.” شود کشته باید البته ، گوید ناسزا را خود مادر یا پدر که کمکی
هر“: بگوید مادرش یا پدر به کسی اگر میگویید
شما
15
. بود تطهیر آداب از جزئی دستها شستن این 2: 15