جزو «بیست و دو» درس آموزشی از کتاب مقدّس کتاب انجیل عیسی مسیح؛ ترجمه هزارهٔ نو | Page 49
«او گفتند: کرده، خواهش او از و آمدند پیش شاگردان اینکه تا
پاســخ در 24 میآید». ما پی از فریادزنان زیرا فرما، مرخص را
فرستاده بنیاسرائیل گمگشتۀ گوسفندان برای تنها «من گفت:
«سرور گفت: و زد زانو او مقابل در و آمد زن آن ا ام ّ 25 شدهام».
را فرزندان «نان گفــت: جواب در او 26 کــن!» یاری مرا من،
گفت: زن ولی 27 نیســت». روا انداختن سگان پیش و گرفتن
صاحبشان سفرۀ از که خردههایی از نیز سگان ا ام ّ سرورم، «بله،
تو ایمان زن، «ای گفت: عیســی آنگاه 28 میخورند!» میافتد،
او دختر دم همان در شود!» برآورده تو خواهش است! عظیم
یافت. شفا
تن هزار چهار به دادن خوراک
را جلیل دریاچۀ کنــارۀ و کرد عزیمت آنجا از عیســی 29
جماعتی 30 بنشســت. آنجا در و رسید کوهســار به پیموده،
و مفلوجان و کوران و لنــگان خود با و آمدند او نزد بزرگ
و گذاشتند عیسی پای پیش آورده، را دیگر بیماران و گنگان
سخن گنگان که دیدند چون مردم 31 بخشید. شفا را ایشان او
میروند راه لنگان میشوند، تندرســت مفلوجان میگویند،
را اسرائیل خدای شده، شــگفت در میگردند، بینا کوران و
کردند. تمجید
حال بر «دلم گفت: و فرا خواند را خود شاگردان عیسی 32
و نَند م َ با که است روز ســه اکنون زیرا میسوزد، مردم این
روانه گرسنه را ایشان نمیخواهم ندارند. خوردن برای چیزی
«در گفتند: شاگردانش 33 درافتند». پا از راه در که بســا کنم،
چنین کردن سیر برای کافی نان میتوانیم کجا از بیابان این
گفتند: دارید؟» نان «چند پرسید: 34 آوریم؟» فراهم جمعیتی
تا فرمود مردم به عیسی 35 کوچک». ماهی چند و نان «هفت
و گرفت را ماهی چند و نان هفت آنگاه 36 بنشینند. زمین بر
و داد خود شاگردان به کرده، پاره را آنها شکرگزاری، از پس
و شدند سیر و خوردند همه 37 دادند. جماعت آن به نیز ایشان