21- 11: 5 قرنتیان دوم
453 آشتی
خدمت میکوشیم ، میدانیم را خداوند ترس معنی چون پس
11 و
است آشکار خدا بر هستیم آنچه. کنیم مُجاب را مردمان باز
نمیخواهیم 12. باشد آشکار نیز شما وجدان بر امیدوارم به
دلیلی میخواهیم بلکه ، کنیم خود دربارۀ توصیه به شروع بدهید
را کسانی پاسخ بتوانید تا ، کنید فخر ما به که بدهیم شما عقل
اگر 13. است قلب در آنچه به نه ، میکنند فخر ظاهر به که به
، داریم سلیم عقل اگر و ؛ خداست خاطر به ، دادهایم کف از چون
، حکمفرماست ما بر مسیح محبت زیرا 14. شماست خاطر و 15. مردند همه پس ، مرد همه خاطر به تن یک که داریم یقین آن برای بلکه ، خود برای نه دیگر زندگان تا مرد همه خاطر
به. برخاست و مرد خاطرشان به که کنند زیست
کس
* بشری معیارهای با هیچکس دربارۀ پس این از ، بنابراین 16 اینگونه
مسیح دربارۀ پیشتر هرچند و ، نمیکنیم قضاوت کسی
اگر پس 17. نیست چنین دیگر اکنون ، میکردیم قضاوت ؛
درگذشت کهنه چیزهای *. است تازه خلقتی ، باشد مسیح در به
که خداست از همه اینها 18! است شده تازه چیز همه ، هان به
را آشتی خدمت و داده آشتی خود با را ما مسیح واسطۀ با
را جهان مسیح در خدا ، سخن دیگر به 19. است سپرده ما
، نمیگذاشت حسابشان به را مردم گناهان و * میداد آشتی خود به ، هستیم مسیح سفیران پس 20. سپرد ما به را آشتی پیام و از
ما. میخوانَد آشتی به را شما ما زبان از خدا که
گونهای. کنید آشتی خدا با که میکنیم استدعا شما از مسیح جانب تا * ، ساخت گناه ما راه در ، نشناخت را گناه که را کسی او
21. شویم خدا پارساییِ وی در
ما.” دنیا این معیارهای“: یا 16:
5 «. است تازه خلقتی این ، باشد مسیح در کسی اگر «: 17یا.
5
.» میداد آشتی خود با را جهان و بود مسیح در خدا «: یا 19: 5.» ساخت گناه قربانی «: یا 21:
5