452
10: 5 – 15: 4 قرنتیان
دوم را
ما ، برخیزانید مردگان از را خداوند عیسای که او میدانیم.
آورد خواهد او حضور به شما با ، برخیزانیده عیسی با نیز عدۀ حال شامل که فیضی تا ، شماست بهخاطر همه اینها 15 بیشتر چه هر شکرگزاری سبب ، میشود بیشتری و
بیشتر.
گردد خدا جلال برای فرسوده ما ظاهری انسانِ هرچند. نمیشویم دلسرد پس 16 رنجهای
زیرا 17. میگردد تازهتر روزبهروز باطنی انسان ، میشود که
میآورد ارمغان به برایمان ابدی جلالی ما گذرای و
جزئی ، است دیدنی آنچه بر نه پس 18. نیست قیاسپذیر رنجها آن با ، گذرا دیدنیها زیرا ، میدوزیم چشم است نادیدنی آنچه بر بلکه.
است جاودانی نادیدنیها
امّا ما آسمانی
مسکن
5
سکونت
آن در که زمینی خیمۀ این گاه هر میدانیم اینک ناساخته
خانهای ، داریم خدا از عمارتی ، ریزد فرو داریم آه
خیمه این در که براستی و 2. آسمان در جاودانه و دست به بر
در را خود آسمانی مسکن که آنیم مشتاق زیرا ، میکشیم زیرا 4. شد نخواهیم یافت عریان ، کردنش بر در با که چرا 3 ، کنیم چون
، میکشیم آه گرانباری با هستیم خیمه این در که زمانی تا تن
به دیگر جامهای بلکه ، کنیم در به تن از جامه نمیخواهیم این
برای را ما که خداست و 5. شود حیات غرقِ فانی تا ، کنیم.
است داده ما به بیعانه همچون را روح و کرده آماده مقصود این در که زمانی تا میدانیم هرچند ، دلگرمیم همواره پس
6 زندگی
ایمان با زیرا 7 ، غریبیم خداوند از ، داریم منزل بدن میدهیم
ترجیح و دلگرمیم چنین ما ، آری 8. دیدار با نه ، میکنیم در
خواه پس 9. گیریم منزل خداوند نزد ، جسته غربت بدن از ،
بریم سر به آن از غربت در خواه و باشیم داشته منزل بدن همۀ
زیرا 10. سازیم خشنود را او که دادهایم قرار هدف را این کس
هر تا ، شویم حاضر مسیح داوری مسند برابر در باید ما خود
بدن در سکونت ایام در که بدی یا خوب اعمال بر بنا.
یابد سزا ، است کرده