30- 17: 9 رسولان اعمال
317 بر را خود دستهای و درآمد خانه آن به و رفت نانیا حَ پس
17 عیسی
همان یعنی خداوند ، شائول ، برادر ای «: گفت ، گذاشته او فرستاده
مرا ، شد ظاهر تو بر راه در میآمدی بدینجا چون که.«
شوی پر روحالقدس از و بازیابی را خود بینایی تا است بینایی او و افتاد سولُس چشمان از فَلس مانند چیزی دم همان
18 خورد غذا سپس 19. گرفت تعمید ، برخاسته و بازیافت را
خود. بازیافت خویش ت قوّ
و اورشلیم و دمشق در
سولُس او 20. برد سر به دمشق در شاگردان با چند روزهایی سولُس عیسی که کرد آغاز پیام این اعلام به کنیسهها در
بیدرنگ
و میشد شگفت در میشنید را او پیام که هر 21. خداست پسر آنان
میان در اورشلیم در که نیست همان این مگر «: میگفت آمده
نیز اینجا به و میکرد پا به آشوب میخوانند را نام این که هر
سولُس ولی 22 ؟« د بَرَ کاهنان سران نزد و نهد بندشان در تا را دمشق یهودیان انکارناپذیر دلایل با و میشد قویتر
روز
. است مسیح همان ، عیسی که میکرد ثابت ، درآورده زانو به را او قتل توطئۀ یهودیان ، بسیار روزهای گذشت از پس
23 روز
و شب آنها. شد آگاه قصدشان از سولُس امّا 24. چیدند ولی 25. بکشند را او تا میکردند مراقبت شهر دروازههای بر دیوار
در شکافی از ، نهاده زنبیلی در را او شبانه شاگردانش.
فرستادند پایین شهر ملحق
شاگردان به خواست ، رسید اورشلیم به سولُس چون 26 براستی
نمیکردند باور زیرا ، میترسیدند او از همه امّا ، شود رسولان
نزد و برگرفت را او برنابا امّا 27. باشد شده شاگرد خداوند
و دیده را خداوند دمشق راه در چگونه که گفت ، آورده به
دلیرانه دمشق در چگونه او و گفته سخن وی با چهسان ماند
ایشان نزد سولُس پس 28. است کرده موعظه عیسی نام نام
به شهامت با و میکرد رفت و آمد اورشلیم در آزادانه و گفتگو
یونانیزبان یهودیانِ با او 29. مینمود موعظه خداوند چون 30. برآمدند کشتنش صدد در آنها ولی ، میکرد مباحثه و