288
5: 21 – 26: 20
یوحنا خودْ
تا «: گفت ایشان به او امّا!« دیدهایم را خداوند «: گفتند او به جای
بر را خود انگشت و نبینم دستهایش در را میخها نشانِ ایمان
، ننهم پهلویش سوراخ در را خویش دست و نگذارم میخها در
باز عیسی شاگردان * ، روز هشت از پس 26.« آورد نخواهم عیسی
، بود قفل درها که حال آن در. بود آنها با توما و بودند خانه به
آنگاه 27!« شما بر سلام «: گفت و ایستاد ایشان میان در و آمد و
، ببین را دستهایم و بگذار اینجا را خود انگشت «: گفت توما بیایمان
و بگذار پهلویم سوراخ در و آور پیش را خود دست من
خداوند «: گفت او به توما 28.« باش داشته ایمان بلکه ، مباش ؟ آوردی ایمان دیدی مرا چون آیا «: گفت عیسی 29!« من خدای
و.« آورند ایمان ، نادیده که آنان حال به
خوشا کتاب
این
هدف ظهور به شاگردان حضور در دیگر بسیارِ آیات عیسی
30 نوشته
اینها امّا 31. است نشده نوشته کتاب این در که رسانید و
، خداست پسر ، مسیح همان عیسی که آورید ایمان تا شد. باشید داشته حیات او نام در ، ایمان این با
تا شاگردان
از تن هفت بر عیسی شدن
ظاهر در
را خود دیگر بار عیسی ، وقایع این از پس.
ساخت نمایان شاگردان بر
21 *
تیبِریه دریاچۀ کنار تومای
، پطرس معون شَ روزی 2: گشت نمایان اینچنین او بِدی
زِ پسران ، جلیل قانای مردمان از نَتَنائیل ، دوقلو به معروف: گفت آنها به پطرس معون شَ 3. بودند هم با دیگر شاگرد دو
و
». میآییم تو با نیز ما «: گفتند آنها.« میروم ماهی صید به من « چیزی شب آن در امّا. شدند قایق سوار ، رفته بیرون پس ؛
ایستاد ساحل کنار در عیسی ، سحرگاهان 4. نکردند صید ای «: گفت آنها به او 5. است عیسی که درنیافتند شاگردان
امّا
. بعد هفتۀ یکشنبۀ یعنی 26: 20. است” جلیل دریاچۀ“ همان” تیبِریه دریاچۀ“ 1: 21