25- 13: 20 یوحنا
287 عیسی
پیکر که آنجا و داشتند تن بر سفید جامههای که دید او
پاهای جای در دیگری و سر جای در یکی ، بود شده نهاده پاسخ
او ؟« گریانی چرا ، زن ای «: گفتند او به آنها 13. بودند نشسته این
چون 14.« گذاشتهاند کجا نمیدانم و بردهاند را سرورم «: داد.
نشناخت امّا ، دید ایستاده آنجا را عیسی و برگشت ، گفت را ؟« میجویی را که ؟ گریانی چرا ، زن ای «: گفت او به عیسی 15 را
او تو اگر ، سرورم «: گفت ، است باغبان اینکه گمان به مریم
». برگیرم را او و بروم تا گذاشتهای کجا بگو من به ، برداشتهای و گرداند او جانب به روی مریم!« مریم «: زد صدا عیسی 16 او
به عیسی 17(. استاد یعنی(!« بّونی رَ «: گفت عبرانیان زبان به بلکه
. نکردهام صعود پدر نزد هنوز زیرا ، میاویز من بر «: گفت و
شما پدر و خود پدر نزد که بگو آنها به و برو برادرانم نزد رفت
لیّه مَجدَ مریم 18.« میکنم صعود شما خدای و خود خدای گفته
او به آنچه و!« دیدهام را خداوند « که داد خبر را شاگردان و.
بازگفت بدیشان ،
بود شاگردان
بر عیسی شدن
ظاهر که آنگاه ، بود هفته روز نخستین که ، روز همان شامگاه 19 ،
بود قفل یهودیان ترس از درها و بودند هم گرد شاگردان!«
شما بر سلام «: گفت و ایستاد ایشان میان در و آمد عیسی نشان
آنان به را خود پهلوی و دستها ، گفت را این چون 20 به
باز عیسی 21. شدند شادمان خداوند دیدن با شاگردان. داد من ، فرستاد مرا پدر که همانگونه! شما بر سلام «: گفت
آنان
: فرمود و دمید ، گفت را این چون 22.« میفرستم را شما نیز آنها بر ، ببخشایید را کسی گناهان اگر 23. بیابید را روحالقدس
« ، بگذارید نابخشوده را کسی گناهان اگر و ؛ شد خواهد
بخشیده.« ماند خواهد
نابخشوده توما
و
عیسی که ، تن دوازده آن از یکی ، توما ، آمد عیسی که هنگامی
24 شاگردان دیگر پس 25. نبود ایشان با ، میشد خوانده نیز
دوقلو